چهار کتاب؛ چهار پنجره به فرهنگ، رسانه و زاگرس
سالها نوشتن، گاهی در قالب یک مقاله، گاهی در قاب یک دوربین و گاهی در صفحات یک کتاب خود را نشان میدهد. برای نویسندهای که بخشی از عمرش را در رسانه، فرهنگ، ادبیات و مستندسازی گذرانده، کتاب تنها مجموعهای از کاغذ و واژه نیست؛ بخشی از خاطرات، دغدغهها و نگاه او به سرزمین و انسانهایی […]
سالها نوشتن، گاهی در قالب یک مقاله، گاهی در قاب یک دوربین و گاهی در صفحات یک کتاب خود را نشان میدهد. برای نویسندهای که بخشی از عمرش را در رسانه، فرهنگ، ادبیات و مستندسازی گذرانده، کتاب تنها مجموعهای از کاغذ و واژه نیست؛ بخشی از خاطرات، دغدغهها و نگاه او به سرزمین و انسانهایی است که با آنان زیسته است.

امسال چهار عنوان از آثار منوچهر برون، نویسنده، روزنامهنگار و شاعر خوزستانی، منتشر شده است؛ چهار کتاب با موضوعاتی متفاوت که در کنار یکدیگر، تصویری از علایق و دغدغههای فرهنگی او ارائه میکنند.
«در کوچه آفتاب» به معرفی و شناخت شاعر معاصر، دکتر قیصر امینپور میپردازد؛ شاعری که شعرش با زندگی مردم پیوند داشت و توانست جایگاهی ماندگار در ادبیات معاصر ایران پیدا کند. پرداختن به قیصر، در حقیقت بازگشت به نسلی از شاعران است که شعر را از برج عاج پایین آوردند و به کوچه، زندگی، خاطره و انسان نزدیک کردند.

«در قاب خاطرات» اما پنجرهای دیگر است؛ روایتی از خاطرات رسانهای منوچهر برون و سالهایی که در مطبوعات و رسانههای تصویری گذشت. این کتاب را میتوان بخشی از تاریخ شفاهی رسانه دانست؛ روایت آدمهایی که آمدند، کار کردند، تجربه اندوختند و بسیاری از آنان امروز بخشی از خاطره رسانه خوزستان هستند.
در «روایت یک صدا، روایت یک قوم»، نویسنده سراغ یکی از ماندگارترین صداهای موسیقی بختیاری رفته است؛ استاد بهمن علاءالدین، معروف به مسعود بختیاری. او تنها یک خواننده نبود؛ شاعر و ترانهسرایی بود که بخشی از فرهنگ، زبان، احساس و خاطرات مردم بختیاری را با صدای خود به نسلهای مختلف منتقل کرد. روایت زندگی و هنر او، در حقیقت روایت بخشی از هویت فرهنگی زاگرس است.
و اما «گنجینهای از زاگرس»، کتابی است درباره تاریخ قلعهتل و منطقه بختیاری؛ سرزمینی که هر سنگ و قلعه و کوه آن میتواند روایتی از گذشته این سرزمین در خود داشته باشد. توجه به تاریخ محلی، در روزگاری که بسیاری از بناها و خاطرات تاریخی در معرض فراموشی قرار دارند، ضرورتی فرهنگی است.
این چهار کتاب، اگرچه موضوعات متفاوتی دارند، اما یک نقطه مشترک در آنها دیده میشود: هویت و خاطره.
قیصر امینپور، بخشی از حافظه ادبی معاصر ماست؛ خاطرات رسانهای، بخشی از حافظه اجتماعی یک نسل؛ بهمن علاءالدین، بخشی از حافظه موسیقایی و قومی زاگرس؛ و قلعهتل و تاریخ بختیاری، بخشی از حافظه تاریخی خوزستان.
شاید همین پیوند است که این آثار را از چهار کتاب مستقل فراتر میبرد. آنها چهار پنجرهاند؛ پنجرههایی رو به شعر، رسانه، موسیقی و تاریخ.
در روزگاری که سرعت زندگی، فرصت ماندن و به خاطر سپردن را از انسان گرفته است، نوشتن درباره آدمها و سرزمینها نوعی مقابله با فراموشی است. کتاب میتواند آنچه را که ممکن است در گذر زمان از حافظه جمعی پاک شود، ثبت و برای نسلهای آینده نگهداری کند.
انتشار این چهار اثر را باید به منوچهر برون، نویسنده و روزنامهنگار پرتلاش خوزستانی، تبریک گفت؛ نویسندهای که در این آثار، از شعر تا رسانه، از موسیقی تا تاریخ، همچنان دغدغه اصلی خود را دنبال کرده است: شناخت، ثبت و پاسداشت فرهنگ و هویت.
چهار کتاب، چهار روایت و در نهایت یک دغدغه؛ اینکه آنچه از گذشته و فرهنگ خود داریم، پیش از آنکه در غبار زمان گم شود، روایت کنیم و به آیندگان بسپاریم.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید