تارا خبر
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل
۲ شهریور ۱۴۰۵

عبور از جاده‌ی عزرائیل؟! (محور اهواز- هفتکل به اصفهان)

  ✍️ محمد شریفی پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، نخستین سالگرد درگذشت دو جوان برومند، مهدی و مدینه، بود که در محور هفتکل ـ باغملک، در تصادفی خونین و هولناک، جان باختند. یک سال از آن حادثه گذشته، اما زخم آن هنوز تازه است و اندوه بازماندگان همچنان سنگینی می‌کند. برای گرامی‌داشت یاد آن دو عزیز، […]

شهریور 2, 1405 4 دقیقه خواندن
چاپ خبر

 

✍️ محمد شریفی

پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، نخستین سالگرد درگذشت دو جوان برومند، مهدی و مدینه، بود که در محور هفتکل ـ باغملک، در تصادفی خونین و هولناک، جان باختند. یک سال از آن حادثه گذشته، اما زخم آن هنوز تازه است و اندوه بازماندگان همچنان سنگینی می‌کند.

برای گرامی‌داشت یاد آن دو عزیز، ناگزیر شدم از همان جاده‌ای عبور کنم که مردم منطقه سال‌هاست آن را با تلخی، جاده مرگ می‌نامند.

همین که مسیر هفتکل به باغملک را طی می‌کردم و در حدفاصل روستاهای سرتیوک و آبلشکر به گردنه‌ی خطرناک و معروف به گردنه عزرائیل رسیدم، چند قل‌هوالله خواندم که بحمدالله به خیر گذشت!

اما همین عبور، ضمیر ناخودآگاه مرا برد به عهد ماضی و به یاد کمپین تاریخی مش‌قاسم رضی‌الله‌عنه افتادم؛ همان فهرست مفصلی که از تلفات مرگبار این گردنه تهیه کرده و به گوش تمامی مقامات عالیه رسانده بود.

بالاخره هم کمپین جواب داد و در ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ بودجه‌ای تعیین شد و مقرر گردید این گردنه‌ی حادثه‌خیز چکش‌کاری و اصلاح شود.

اما اکنون که هشت سال و هشت روز از آن تاریخ گذشته، چندین والی و ده‌ها مقام عالی‌مقام از جاده بازدید کرده و وعده‌های صدمن‌یک‌غاز حواله فرموده‌اند، ولی به لطف عمادالملک، تا این لحظه به اندازه‌ی سرسوزنی اقدام عملی صورت نگرفته است!

نرسیده به دهستان کلگه، درست سر گردنه، ناگهان چشمم به مش‌قاسم افتاد؛ با هیبتی غضب‌آلود و تابلوی ایست در دست، طوری وسط جاده ایستاده بود که اگر خود عزرائیل هم از آنجا عبور می‌کرد، احتمالاً ترمز می‌کرد!
گفتم:سلام مش‌قاسم! مرد مؤمن، اینجا چه می‌کنی؟
گفت: آمیرزا! شنیدم شما و پرفسور و طبیب‌الممالک از این مسیر عبور می‌کنید. گفتم فرصت را غنیمت بشمارم و خبری به شما بدهم!
گفتم:بنال ببینم چه خبر شده؟
گفت:جاده اهواز ـ هفتکل به اصفهان بالاخره دوبانده شد!
گفتم: جدی می‌گی؟! من همین الان از همان جاده آمدم!
لبخندی زد و گفت:
آره آمیرزا! دوبانده شده؛ منتها یک باندش دست مسئولینه، یک باندش دست مردمه!
گفتم: باز شروع کردی مش‌قاسم؟
گفت:به جان شما، من تازه دارم تمومش می‌کنم!
مسئولان، از زمان مرحوم هاشمی رفسنجانی و مرحوم قلی شیخی(نماینده ایذه و باغملک)، که بانیان و پیگیران اولیه‌ی این بزرگراه بودند، تا همین امروز، همه رفته‌اند توی یک باند و کرورکرور وعده‌ی سرخرمن می‌دهند؛ مردم هم در باند دیگر منتظرند و از بس منتظر مانده‌اند، دارند سماق می‌مکند! و درخت بلوط هم زیر پایشان سبز شده است۔
گفتم:خب، چرا جاده را تکمیل نمی‌کنند؟
آهی کشید و گفت:
آمیرزا، مشکل این جاده فقط قیر و آسفالت نیست؛ همین گردنه عزرائیل کمتر از ۱۰۰۰متر است اگر پیمانکاری اش را بجای عمو غارتی می دادند به مش گل طلا، با خاک انداز و جاروب تا حالا مثل کف دست آن را درست می کرد، مشکل اینه که نمیخوان تمامش کنند۔
گفتم؛ چرا تمامش نکردند؟
گفت:احتمالاً بودجه‌اش گم شده! من هم با چراغ و گُرز و تابلوی ایست، دنبال بودجه‌اش می‌گردم؛ شاید عمادالملک، رئیس اداره‌ی طوارق و شوارع، دلش به رحم بیاید!
گفتم:کجا گم شده؟
گفت:نمی‌دونم! اگر می‌دونستم، الان توی این جاده‌ی مرگ برای تو شَروه‌خوانی نمی‌کردم!
گفتم:شنیده‌ام صنعت نفت برای این جاده اعتبار گذاشته،گفت، بله آمیرزا، این را ما هم شنیده‌ایم.
گفتم، اداره طوارق و شوارع چه می‌گوید؟
گفت:می‌گوید اعتبار نداریم.
پرسیدم،پس بالاخره پول هست یا نیست؟
مش‌قاسم نگاهی به من کرد و گفت،آمیرزا، این همان سؤالی است که من باید از شما، پرفسور، طبیب‌الممالک و عمادالملک بپرسم؛ شما که با خیلی از مقامات فالوده می‌خورید!
گفتم،مش‌قاسم، من دندان ندارم که فالوده بخورم!
مش‌قاسم بی‌اعتنا به حرف من، شمرده‌شمرده گفت،پول هست، ولی جاده نیست؛ جاده هست، ولی ایمنی نیست؛ وعده هست، ولی عمل نیست؛ پروژه هست، ولی پایان پروژه معلوم نیست!
گفتم، مش‌قاسم، این جاده واقعاً خطرناک است.
گفت، آمیرزا، این جاده آن‌قدر خطرناکه که وقتی آدم واردش می‌شه، به جای اینکه برای رسیدن دعا کنه، برای برگشتن دعا می‌کنه!
گفتم،بالاخره مسئولان قول نداده‌اند که تمامش کنند،گفت،چرا آمیرزا؛ هر سال قول روی قول می دهند! و پروژه های خیالی شان را با تقویم شمسی نمی‌سازند؛ با وعده‌سنج می‌سازند
وقتی یک نقطه‌ی حادثه‌خیز سال‌هاست شناخته شده؛ وقتی می‌دانند پیچ خطرناک است؛ وقتی می‌دانند شانه‌ی جاده مناسب نیست؛ وقتی می‌دانند تردد کامیون و خودرو زیاد است، دیگر نمی‌شود همه‌چیز را گردن راننده انداخت.
اگر جاده را طوری بسازی که یک اشتباه کوچک، آدم را راهی قبرستان کند، باید پرسید سهم جاده در آن اشتباه چقدر بوده است؟

حرفش به دلم نشست.
مش‌قاسم انگشت‌هایش را یکی‌یکی بالا آورد و گفت، مسئولان محترم، این بار به جای وعده، زمان‌بندی دقیق بدهند؛ بگویند پروژه دقیقاً چه زمانی آغاز و چه زمانی تمام می‌شود.
دوم، شفاف بگویند اعتبار جاده چقدر است و کجا هزینه شده.
سوم، نقاط حادثه‌خیز را همین امروز ایمن کنند؛ مردم نباید منتظر پایان پروژه بمانند تا خدای ناکرده خودشان تبدیل به آمار شوند.
و چهارم، دوبانده شدن جاده را از سال آینده، بیرون بیاورند و به امروز و فردا برسانند.
گفتم،پس نظارت چه می‌شود؟ کمیته‌ای هم لازم است؟
گفت، بله آمیرزا؛ کمیته‌ای که فقط جلسه نگذارد!
اگر قرار است چهار نفر دور یک میز بنشینند، چای بخورند، گزارش بنویسند و جلسه‌ی بعد را به هفته‌ی آینده موکول کنند، همان بهتر که کمیته تشکیل ندهند؛ بروند سر جاده!

وزیر، استاندار، مدیر راه، مدیر نفت، نماینده، پیمانکار و هرکس که مسئول است، یک روز از همین جاده عبور کنند؛ البته با ماشین خودشان، نه با ماشین دولتی، اسکورت و راننده‌ی مخصوص!

شاید آن وقت بفهمند مردم هر روز چه چیزی را تحمل می‌کنند.
مش‌قاسم در پایان گفت، آمیرزا، جاده را برای آمار نمی‌سازند؛ برای آدم‌ها می‌سازند.

وقتی یک نفر از اهواز راه می‌افتد و عازم هفتکل، باغملک، ایذه یا اصفهان می‌شود، نباید خانواده‌اش تا رسیدن او به مقصد، هزار بار صلوات و قل‌هوالله بخوانند!

بعد دوباره همان لبخند همیشگی‌اش را زد و گفت،راستی آمیرزا! اگر یک روز شنیدی جاده اهواز ـ هفتکل ـ اصفهان دوبانده شده، زیاد خوشحال نشو،
اول بپرس،دوبانده شده یا دوباره وعده داده شده؟
گفتم،مش‌قاسم، خدا پدرت را بیامرزد؛ این یکی را خوب آمدی!
خندید و گفت، آمیرزا، ما که چیز زیادی نمی‌خواهیم؛ فقط یک جاده می‌خواهیم که وقتی از آن عبور می‌کنیم، مرگ از روبه‌رو نیاید!

 

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

  • چرا علی حاتمی می خواست سینمایی بسازد که فقط بوی ایران بدهد؟
  • چرا علی حاتمی؛ می خواست سینمایی بسازد که فقط بوی ایران بدهد؟
  • عبور از جاده‌ی عزرائیل؟! (محور اهواز- هفتکل به اصفهان)
  • دادستان مرکز خوزستان: با هر اقدامی که معیشت مردم را به خطر بیندازد، بدون اغماض برخورد می‌ کنیم
  • رئیس بانک اطلاعات هویت ژنتیک ایران به ایسنا اعلام کرد شناسایی۳۰۰ متهم از طریق نمونه ژنتیکی/ تهیه پروفایل ژنتیکی از مشاغل پرخطر در دستور کار
  • پول بیمه تکمیلی را از کارگر می‌گیرند اما از درمان خبری نیست/ استیصال در بیمارستان!
  • وزیر صمت : تأمین مواد اولیه شرکت فولاد اکسین خوزستان باید در اولویت قرار گیرد
  • رسانه‌ای که نیروهای متخصص خود را نبیند، بخشی از سرمایه‌اش را از دست می‌دهد
  • اتصال ظرفیت‌های اقتصادی خوزستان مسیر توسعه را هموار می‌کند
  • مسئولان باید در برابر افکار عمومی شفاف و پاسخگو باشند
  • سینما؛ عشقی که هنوز به پرسش می‌رسد!
  • دو پروژه مهم صنعتی و زیست‌محیطی گروه فولاد خوزستان به بهره‌برداری می‌رسد
  • انتصاب معاون سیاسی و اجتماعی استانداری به عنوان دبیر ستاد برگزاری هفته دولت در خوزستان / تأکید بر افتتاح پروژه‌های عمرانی و گزارش شفاف عملکرد به مردم
  • افتتاح ۱۷۰۸ پروژه عمرانی و اقتصادی با اعتبار ۵۱ هزار میلیارد تومان در خوزستان طی هفته دولت
  • انتصاب معاون سیاسی و اجتماعی استانداری به عنوان دبیر ستاد برگزاری هفته دولت در خوزستان / تأکید بر افتتاح پروژه‌های عمرانی و گزارش شفاف عملکرد به مردم
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل