حکایتِ برقِ رفته و روغن ریخته و ادعاهای صد من یک غاز و گرمای بالای ۵۰درجه در خوزستان
✍️ محمد شریفی یک زمانی روغن ریخته را نذر شاهچراغ می کردند، در خوزستان برق تولیدی سدهای کارون و مارون و دز را یکجا حواله ی سایر بلاد دیگر می کنند، یک زمانی می گفتند، چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، این ضرب المثل هم در مناطق جنوبی کشور کاملا بر عکس […]
✍️ محمد شریفی
یک زمانی روغن ریخته را نذر شاهچراغ می کردند، در خوزستان برق تولیدی سدهای کارون و مارون و دز را یکجا حواله ی سایر بلاد دیگر می کنند، یک زمانی می گفتند، چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، این ضرب المثل هم در مناطق جنوبی کشور کاملا بر عکس شده است، اصولا
در دیار خوزیا و مناطق جنوبی کشور، حکایت قطعی برق، حکایت تازهای نیست؛ حکایتی است از خونِ دل،چندی پیش،وزیر و وکیل و جریدهچی و مدیر و مسئول، یکباره بانگ برآوردند که:
“ایهاالناس! نگران نباشید؛ برق مناطق جنوبی کشور، بهویژه خوزستان، به سبب گرمای طاقتفرسا و شرایط جنگی، دیگر قطع نخواهد شد!”
این خبر چنان خوش درخشید که من یکی نزدیک بود از فرط شادی و شعف بادآورده رودل بکنم،
اما هنوز مرکب این خبر خشک نشده بود که هجده نماینده خوزستان، تکتک و جداگانه، اعلام کردند که این تصمیم مبارک، حاصل کوششها و پیگیریهای خستگیناپذیر آنان بوده است.
یکی فرمود: پس از پیگیریهای مستمر بنده…
دیگری گفت: در تماس مستقیم بنده با وزیر نیرو ، خوزستان و مناطق جنوبی کشور را از قطعی برق برای همیشه معاف کردم..
سومی اعلام کرد: با تذکر جدی و مطالبه قاطع، وزیر نیرو را سر جای خودش نشانیدم،
و چهارمی چنان از نقش تاریخی خود در این پیروزی سخن گفت که آدمی تصور میکرد اگر ایشان یک روز دیگر هم پیگیری میکردند، علاوه بر قطع نشدن برق، احتمالاً چهل درجه هوای خوزستان را خنک تر می کرد!
بعد از نمایندگان، نوبت به مدیران استانی رسید.
هر مدیر محترمی که دستی بر آتش داشت، یا لااقل دستی بر کلید برق، وارد میدان شد و سهم خویش را از این پیروزی تاریخی برداشت.
اصحاب رسانه نیز، که مبادا این حماسه بیراوی بماند، هرکدام قلم برداشتند و از تدابیر ویژه و پیگیریهای مستمر و رایزنیهای مؤثر و اقدامات جهادی ابوابجمعی خود سخن ها گفتند.
و در آن چهار روز و نیم ما رعایای خوزی ها، بنادر بوشهر و بندر عباس و سیستان ،چه روزهای شیرین و خوبی داشتیم و همگی با آسودگی خاطر، برای مسئولان محترم و نمایندگان مجلس و سایرین دعا میکردیم.
اما این شادی دیری نپایید.
حدود سه چهار روز گذشت و ناگهان ، نمیدانیم چه اتفاقی افتاد ، وزیر نیرو انگار به خودش آمد و برگشت به تنظیم کارخانه! و روز از نو و قطعی برق با شدت بیشتری در دستور کار قرار گرفت،
بیانیههای گرم و آتشین نتوانستند جلوی رفتنش را بگیرند، پیگیریهای خستگیناپذیر، تذکرات قاطع، رایزنیهای مستمر و اقدامات جهادی، همه و همه یکباره باد هوا شدند،
برق رفت و مردم ماندند و گرمای بالای پنجاه درجه و خانههایی که در تاریکی فرو رفتند.
حالا اگر کسی از مسئولان بپرسد: ان همه پیگیری و رایزنی چه شد؟
احتمالا خواهند گفت:پیگیریها انجام شد؛ رایزنیها هم انجام شد؛ بیانیهها هم صادر شد؛ چهار روز و نصفی هم نتیجه داد،اما فیوز پرید و دوباره برگشتیم به تنظیم کارخانه،
فقط یک سئوال ،اگر قرار است برق قطع شود، چرا اول وعده میدهید که قطع نمیشود؟
مردم از وعدههایی که خیلی زود خاموش میشوند.ناراحتند،
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید