تارا خبر
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل
۲ شهریور ۱۴۰۵

چرا علی حاتمی؛ می خواست سینمایی بسازد که فقط بوی ایران بدهد؟

  ✍️ محمد شریفی/ قسمت اول محمد مالی، سردبیر روزنامه وزین “خوزی‌ها”، در یک ضرب‌الاجل سیزده‌ساعته، پیامی کوتاه فرستاد و مرقوم فرمود که می‌خواهد برای زنده‌یاد علی حاتمی در روزنامه خوزی‌ها ویژه‌نامه‌ای منتشر کند. اگر همان لحظه چراغ جادوی علاءالدین جلویم ظاهر می‌شد، شاید تنها آرزویم این بود که محمد مالی پیش رویم سبز شود، […]

شهریور 2, 1405 3 دقیقه خواندن
چاپ خبر

 

✍️ محمد شریفی/ قسمت اول

محمد مالی، سردبیر روزنامه وزین “خوزی‌ها”، در یک ضرب‌الاجل سیزده‌ساعته، پیامی کوتاه فرستاد و مرقوم فرمود که می‌خواهد برای زنده‌یاد علی حاتمی در روزنامه خوزی‌ها ویژه‌نامه‌ای منتشر کند. اگر همان لحظه چراغ جادوی علاءالدین جلویم ظاهر می‌شد، شاید تنها آرزویم این بود که محمد مالی پیش رویم سبز شود، در آغوشش بگیرم و دست‌های مهربانش را به پاس این قدرشناسی از پدرِ تاریخ سینمای ایران، به گرمی بفشارم.
بی‌جهت نبود که نیمای بزرگ سرود:
“یاد بعضی نفرات
روشنم می‌دارد…”

اصولاً من آدمی ایلیاتی‌ام؛ چندان اهل سفر و حضر نبوده‌ام و بیشتر با خانه‌نشینی و کتاب‌خوانی حال می‌کنم. استاد جعفر شهری، در خلق تاریخ شفاهی تهران از عصر قاجار تا پهلوی اول، چنان تصویرسازی شگفت‌انگیزی کرده است که منِ ایلیاتی، هنگام خواندن آثارش احساس می‌کنم گویی هنگام گذاشتن نخستین خشت‌های تهران، شاهد و ناظر ماجرا بوده‌ام.
درست همین احساس را نسبت به علی حاتمی دارم.
حاتمی در آثارش جهانی ایرانی خلق کرد؛ جهانی که در آن کوچه‌های قدیمی تهران، قهوه‌خانه‌ها، بازارها، خانه‌های اندرونی، مطب‌ها، سفارتخانه‌ها، دربارها، لوطی‌ها، مطرب‌ها، مادران و عاشقان، هرکدام با زبان و فرهنگ خویش سخن می‌گویند.

من تازه وارد پنج‌سالگی شده بودم که علی حاتمی فیلم بلند “حسن کچل” را در سال ۱۳۴۹ روی پرده سینما آورد. آن روزها آبادی ما برق نداشت، اما هوای آنجا نیمه‌ییلاقی بود و ما بچه‌ها هزار و یک جور بازی و تفریح کودکانه داشتیم.

دایی‌ام که از شهر آمده بود، شروع کرده بود به تعریف و توصیف فیلم و بازی درخشان پرویز صیاد در نقش حسن کچل؛ همان هنرمندی که بعدها با شخصیت “صمدآقا” به شهرت فراوان رسید. دایی‌ام اشعار بحرطویل متن فیلم حسن کچل را نیز حفظ کرده بود.
دیدن حسن کچل آرزوی به گوررفته دوران کودکی من شد. فیلم را ندیدم، اما بعدها به علی حاتمی بسیار علاقه‌مند شدم؛ علاقه‌ای که همچنان در من زنده است.
علی حاتمی ۵۲ سال عمر کرد؛ در ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در تهران متولد شد و در ۱۴ آذر ۱۳۷۵، بر اثر بیماری سرطان، چشم از جهان فروبست.

اما علی حاتمی در وجود من هنوز زنده است.

فیلم مادر را بارها دیده‌ام، می‌بینم و باز هم خواهم دید. در صدای سرشار از مهر مادرِ حاتمی، گویی صداهای سراسر مهر مادر خودم را می‌شنوم.برایش دلتنگی می کنم، بغضم می گیرد،با هزاردستان حاتمی وارد تهران تاریخی می‌شوم؛ در “سوته‌دلان” با عشق و جنون و تنهایی روبه‌رو می‌شوم و در دلشدگان اندوه موسیقی ایرانی را تا پاریس دنبال می‌کنم.
پدر علی حاتمی حروف‌چین چاپخانه بود و او از کودکی با کتاب و کلمه مأنوس شد. در دانشکده هنرهای دراماتیک تحصیل کرد و بعدها وارد تلویزیون ملی ایران شد.

نخستین فیلم سینمایی او “حسن کچل” بود؛ اثری که ریشه‌های عمیقی در نمایش‌های سنتی، فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی ایرانی داشت.
طوقی دومین اثر سینمایی حاتمی بود؛ فیلمی آمیخته با عشق، تعصب، جوانمردی و مناسبات اجتماعی. در این فیلم نیز علاقه حاتمی به لوطی‌گری، غیرت، عشق و فرهنگ مردمان کوچه و بازار به‌خوبی خودنمایی می‌کند.

باباشمل و قلندر را نیز در دهه پنجاه ساخت. آن زمان من هنوز فیلم‌ها را نمی‌دیدم و این خویشاوندان شهررفته بودند که داستان فیلم‌ها را برایم تعریف می‌کردند. پس از انقلاب، در روزگار ممنوعیت ویدئو، با هزار و یک بدبختی و ترس و لرز توانستم قلندر و باباشمل را ببینم.

در هر دو فیلم، فضای لوطی‌گری موج می‌زد؛ فضایی که با ذائقه و طبع ایلیاتی من سازگاری عجیبی داشت.

حاتمی در نخستین آثارش، آدم‌های معمولی را جدی می‌گرفت. فرهنگ کوچه، زبان مردم، اصطلاحات عامیانه، دعواها، آشتی‌ها، عشق‌ها و حسرت‌های مردم عادی، در سینمای او شأنی هنرمندانه پیدا می‌کرد.

خواستگار را از یک ویدئوکلوپ سیار گرفتم؛ فیلم بسیار بریده‌بریده بود، اما همان مقدار اندکی که توانستم ببینم، بستری از طنز تلخ را پیش چشمم گشود.

حاتمی در ظاهر درباره آدم‌های ساده حرف می‌زد، اما در پس این سادگی، به مفاهیمی چون حرص، آبرو، ازدواج، سنت، طبقه اجتماعی و مناسبات قدرت نگاه می‌کرد.

ستارخان یکی از بحث‌برانگیزترین آثار حاتمی است. این فیلم را چندین و چند بار دیده‌ام و نقدهایی بر آن دارم که پرداختن به آنها مجال و مقال دیگری می‌طلبد.

حاتمی سلطان صاحبقران را برای تلویزیون ساخت؛ مجموعه‌ای درباره ناصرالدین‌شاه قاجار که می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین تجربه‌های تلویزیونی او دانست. حاتمی در این اثر توانست تاریخ، شخصیت‌پردازی، دیالوگ و طراحی صحنه را در مقیاسی گسترده به یکدیگر پیوند بزند.

او شاه را نه شخصیتی تک‌بعدی و تاریخی، بلکه انسانی گرفتار قدرت، هوس، تردید، تنهایی و مناسبات پیچیده دربار نشان می‌دهد.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

  • چرا علی حاتمی می خواست سینمایی بسازد که فقط بوی ایران بدهد؟
  • چرا علی حاتمی؛ می خواست سینمایی بسازد که فقط بوی ایران بدهد؟
  • عبور از جاده‌ی عزرائیل؟! (محور اهواز- هفتکل به اصفهان)
  • دادستان مرکز خوزستان: با هر اقدامی که معیشت مردم را به خطر بیندازد، بدون اغماض برخورد می‌ کنیم
  • رئیس بانک اطلاعات هویت ژنتیک ایران به ایسنا اعلام کرد شناسایی۳۰۰ متهم از طریق نمونه ژنتیکی/ تهیه پروفایل ژنتیکی از مشاغل پرخطر در دستور کار
  • پول بیمه تکمیلی را از کارگر می‌گیرند اما از درمان خبری نیست/ استیصال در بیمارستان!
  • وزیر صمت : تأمین مواد اولیه شرکت فولاد اکسین خوزستان باید در اولویت قرار گیرد
  • رسانه‌ای که نیروهای متخصص خود را نبیند، بخشی از سرمایه‌اش را از دست می‌دهد
  • اتصال ظرفیت‌های اقتصادی خوزستان مسیر توسعه را هموار می‌کند
  • مسئولان باید در برابر افکار عمومی شفاف و پاسخگو باشند
  • سینما؛ عشقی که هنوز به پرسش می‌رسد!
  • دو پروژه مهم صنعتی و زیست‌محیطی گروه فولاد خوزستان به بهره‌برداری می‌رسد
  • انتصاب معاون سیاسی و اجتماعی استانداری به عنوان دبیر ستاد برگزاری هفته دولت در خوزستان / تأکید بر افتتاح پروژه‌های عمرانی و گزارش شفاف عملکرد به مردم
  • افتتاح ۱۷۰۸ پروژه عمرانی و اقتصادی با اعتبار ۵۱ هزار میلیارد تومان در خوزستان طی هفته دولت
  • انتصاب معاون سیاسی و اجتماعی استانداری به عنوان دبیر ستاد برگزاری هفته دولت در خوزستان / تأکید بر افتتاح پروژه‌های عمرانی و گزارش شفاف عملکرد به مردم
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل