رسانهای که نیروهای متخصص خود را نبیند، بخشی از سرمایهاش را از دست میدهد
منوچهربرون/ دوستان رسانهای هرگاه مرا میبینند، گاهی گلایهها و نقدهای خود را درباره رسانههای تصویری و گاه رسانههای مکتوب مطرح میکنند. من معمولاً تلاش میکنم وارد نقد مستقیم نشوم و حتی در بسیاری موارد از رسانه دفاع کنم؛ اما دفاع از رسانه نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات و دغدغههای اهالی آن باشد. یکی از […]
منوچهربرون/
دوستان رسانهای هرگاه مرا میبینند، گاهی گلایهها و نقدهای خود را درباره رسانههای تصویری و گاه رسانههای مکتوب مطرح میکنند. من معمولاً تلاش میکنم وارد نقد مستقیم نشوم و حتی در بسیاری موارد از رسانه دفاع کنم؛ اما دفاع از رسانه نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات و دغدغههای اهالی آن باشد.
یکی از پرسشهای جدی این است که چرا برخی نیروهای متخصص و باتجربه رسانه، پس از سالها کار، احساس میکنند دیده نمیشوند؟ نیرویی که سالها تهیهکنندگی، نویسندگی، کارگردانی، فنی، تولید و دیگر مسئولیتهای رسانهای را برعهده داشته، طبیعی است که انتظار داشته باشد تجربه و توانایی او در مسیر شغلیاش دیده شود.
در یکی از مراکز رسانهای، طی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰، حدود ده نفر از نیروهای کیفی، از تهیهکننده تا نیروهای فنی، یا از سازمان جدا شدند و به مشاغل دیگر رفتند یا راهی خارج از کشور شدند. شاید هرکدام دلایل شخصی خود را داشتند، اما وقتی خروج نیروهای توانمند تکرار میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک اتفاق فردی دانست؛ باید آن را یک هشدار سازمانی تلقی کرد.
رسانه، هنرِ دیدهشدن است؛ اما گاهی عجیب است که خود رسانه، نیروهایی را که سالها برای دیدهشدن دیگران تلاش کردهاند، نمیبیند.
یکی دیگر از دغدغههای جدی، ارتقای شغلی و گردش نخبگان در مدیریت رسانه است. مدیری که سالها در یک جایگاه ثابت میماند، اگرچه ممکن است توانمند و دلسوز باشد، اما ماندگاری طولانیمدت در یک موقعیت مدیریتی میتواند فرصت رشد را از دیگر نیروها بگیرد. سازمان پویا، سازمانی است که هم از تجربه پیشکسوتان استفاده میکند و هم راه را برای جوانان متخصص باز میگذارد.
مدیریت رسانه در استانها نیز بهتر است بیش از گذشته از نیروهای باتجربه همان استان بهره ببرد؛ کسانی که زبان مردم، فرهنگ منطقه، ظرفیتهای هنری و مسائل اجتماعی آن را میشناسند. این به معنای نفی نیروهای خارج از استان نیست، بلکه به معنای اعتماد به سرمایه انسانی بومی است.
رسانه برای بقا به تجهیزات و بودجه نیاز دارد، اما مهمتر از همه، به انسانهایی نیاز دارد که با عشق کار میکنند. اگر نیروی متخصص احساس کند تلاشش دیده نمیشود، دیر یا زود انگیزهاش را از دست میدهد؛ و اگر راه خروج برایش باز باشد، ممکن است رسانه او را از دست بدهد.
گاهی بهترین سرمایهگذاری برای یک رسانه، خرید تجهیزات تازه نیست؛ حفظ یک نیروی توانمند و ایجاد فرصت برای رشد اوست.
رسانه باید آیینه جامعه باشد؛ اما پیش از آن، باید بتواند نیروهای خودش را در این آیینه ببیند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید