سه دهه در مسیر شعر و ادبیات خوزستان
✍منوچهربرون فردین کوراوند را نزدیک به سه دهه است که میشناسم؛ جوانی که از همان سالهای نخست، با شور و اشتیاق پای شعر و ادبیات ایستاد و در طول این سالها، هرجا سخن از شعر، داستان، مطبوعات و رویدادهای ادبی خوزستان بوده، ردپایی از او دیده میشود. کوراوند از آن دست چهرههایی است که ادبیات […]
✍منوچهربرون
فردین کوراوند را نزدیک به سه دهه است که میشناسم؛ جوانی که از همان سالهای نخست، با شور و اشتیاق پای شعر و ادبیات ایستاد و در طول این سالها، هرجا سخن از شعر، داستان، مطبوعات و رویدادهای ادبی خوزستان بوده، ردپایی از او دیده میشود.
کوراوند از آن دست چهرههایی است که ادبیات را فقط در سرودن شعر خلاصه نکرده است. شاعر، داستاننویس، ترانهسرا، روزنامهنگار، مدرس و فعال مطبوعاتی است و در کنار آفرینش ادبی، در برگزاری و شکلگیری جریانهای ادبی نیز حضور داشته است. شاید همین حضور مستمر باعث شده است که نام او با بخشی از خاطره ادبی سه دهه اخیر اهواز و خوزستان گره بخورد.
خودش همواره از استاد محمد شیدای دزفولی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای دوران آغاز فعالیتش یاد میکند؛ شاعری، معلمی و مدیر انجمنی که استعداد کوراوند را شناخت و او را به سمت انجمنهای ادبی هدایت کرد. گاهی در زندگی یک شاعر، یک معلم یا یک جمله از یک استاد میتواند مسیر آینده را تغییر دهد. برای کوراوند، انجمن شیدا یکی از همان نقطههای آغاز بود؛ جایی که شعر برای او از یک علاقه شخصی به یک مسیر جدی تبدیل شد.
در مقطعی نیز استاد بهمن علاءالدین معلم او بود؛ اتفاقی که برای یک جوان علاقهمند به فرهنگ و ادبیات بختیاری و خوزستان، تجربهای ارزشمند به شمار میآید. حضور در کنار چنین چهرههایی، علاوه بر آموزش، بخشی از حافظه و تجربه فرهنگی یک نسل را به انسان منتقل میکند.
کوراوند از سال ۱۳۷۷ فعالیت خود را در مطبوعات و صفحات ادبی نشریات آغاز کرد و از همان ابتدا تلاش کرد میان شعر و رسانه پیوند برقرار کند. این پیوند بعدها در فعالیتهای مختلف او ادامه یافت؛ از داستاننویسی و شعر و ترانه تا سردبیری و دبیری بخشهای ادبی و حضور در جشنوارهها.
دبیری بخش داستان جنگ ادبی «پل»، فعالیت در ماهنامه ادبی «دوشنبه عصر»، دبیری چهار دوره جشنواره داستان خوزستان و داوری جشنوارههای شعر و داستان، بخشی از کارنامه اجرایی اوست. مسئولیت کانون ادبی کتابخانه مرکزی خوزستان و عضویت در هیئتمدیره انجمن شعر اهواز نیز نشان میدهد که او همچنان ارتباط خود را با فضای ادبی و نسلهای مختلف شاعران و نویسندگان حفظ کرده است.
اما شاید یکی از ویژگیهای قابل توجه کوراوند، حضور در متن رویدادهای ادبی باشد؛ نه فقط به عنوان شاعر، بلکه به عنوان کسی که اتفاقات ادبی را دنبال، ثبت و روایت میکند.
کتابهایی مانند «آیینهای رو به جهان» و «رودخانه رؤیا» که با همکاری بهمن ساکی و در ارتباط با نشستها و رویدادهای فرهنگی نمایشگاههای کتاب خوزستان شکل گرفتهاند، نمونهای از همین نگاه مستند و ثبتگر هستند. ثبت گزارش مشروح بیش از ۶۰ رویداد ادبی و فرهنگی، خود بخشی از حافظه مکتوب فرهنگ معاصر خوزستان است.
کتاب «بر کرانه کارون» نیز در امتداد همین علاقه به فرهنگ، ادبیات و هویت سرزمینی قابل توجه است؛ علاقهای که در بخش مهمی از فعالیتهای کوراوند دیده میشود.
سه دهه فعالیت فرهنگی، زمان کمی نیست. در این مدت، نسلهای مختلفی از شاعران و نویسندگان آمدهاند و رفتهاند، انجمنهایی شکل گرفته و گاه تعطیل شدهاند، نشریاتی منتشر شده و متوقف شدهاند و جشنوارهها و رویدادهای بسیاری برگزار شده است. کوراوند اما در بخش قابل توجهی از این مسیر حضور داشته و همچنان به شعر و ادبیات وفادار مانده است.
شاید ارزش کار او بیش از آنکه در یک عنوان یا مسئولیت خلاصه شود، در تداوم حضور باشد. ادبیات به آدمهایی نیاز دارد که فقط در روزهای رونق و جشنوارهها حضور نداشته باشند؛ کسانی که در روزهای کمرونق نیز چراغ انجمن و جلسه و کتاب و شعر را روشن نگه دارند.
فردین کوراوند برای من، بخشی از نسل شاعرانی است که شعر را با مطبوعات، انجمن، کتاب، آموزش و فعالیت فرهنگی پیوند زدند؛ نسلی که معتقد بود ادبیات فقط نوشتن نیست، بلکه ساختن یک فضای فرهنگی است.
شاید بتوان مسیر او را از یک جمله آغاز کرد: استادی که استعداد را دید، انجمنی که راه را نشان داد و شاعری که سه دهه این راه را ادامه داد.
و این استمرار، در روزگاری که بسیاری از علاقهها کوتاهمدت و بسیاری از حضورها مقطعی شدهاند، خود یک سرمایه فرهنگی است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید