قیصر؛ شاعری که هنوز با نسلها سخن میگوید
منوچهربرون/ امروز ظهر، دوست خوبم، شاعر توانمند و جوان خوزستانی، همراه فرماندار محترم گتوند، جناب مهندس آقایی، تماس گرفت و پرسید: «کتاب استاد فقید، قیصر امینپور، به کجا رسید؟» گفتم: «چاپ شده، اما در شمارگان محدود.» گفت: «برای مراسم قیصر به آن نیاز داریم؛ یک نسخه بیاور.» همین گفتوگوی کوتاه، بهانهای شد تا راهی استانداری […]
منوچهربرون/
امروز ظهر، دوست خوبم، شاعر توانمند و جوان خوزستانی، همراه فرماندار محترم گتوند، جناب مهندس آقایی، تماس گرفت و پرسید:
«کتاب استاد فقید، قیصر امینپور، به کجا رسید؟»
گفتم: «چاپ شده، اما در شمارگان محدود.»
گفت: «برای مراسم قیصر به آن نیاز داریم؛ یک نسخه بیاور.»
همین گفتوگوی کوتاه، بهانهای شد تا راهی استانداری شویم. در آنجا جلسه خوبی با فرماندار محترم گتوند داشتیم و درباره کتاب قیصر و ضرورت انتشار گستردهتر آن گفتوگو شد. امیدوارم با حمایت مسئولان، این اثر بتواند منتشر شود و در اختیار علاقهمندان و دوستداران شعر و ادبیات قرار گیرد.
در کنار موضوع کتاب، پیشنهاد ساخت یک فیلم مستند درباره قیصر امینپور را نیز مطرح کردم؛ پیشنهادی که سالهاست در ذهن و دلم دارم و همواره آرزو داشتهام بتوانم بخشی از زندگی، اندیشه و جهان شعری او را در قاب تصویر روایت کنم؛ اما مشکلات مالی تاکنون اجازه تحقق این آرزو را نداده است.
قیصر برای من فقط یک شاعر نامآشنا نیست.
او بخشی از حافظه ادبی معاصر ایران است؛ شاعری که توانست زبان شعر را به زندگی مردم نزدیک کند. شاید یکی از رازهای ماندگاری او همین باشد که شعرش در میان گروههای مختلف سنی راه پیدا کرده است؛ از کودک و نوجوان تا بزرگسال، هرکس میتواند بخشی از احساس و تجربه خودش را در شعر قیصر پیدا کند.
قیصر از آن شاعرانی بود که میان سادگی و عمق پل زد.
شعرش گاهی ساده به نظر میرسد، اما پشت همین سادگی، اندیشه و تجربه ایستاده است. به همین دلیل است که شعر او فقط خوانده نمیشود؛ گاهی با خواننده زندگی میکند.
امروز که نسل جوان با انبوهی از محتواهای تصویری و کوتاه در فضای مجازی روبهروست، معرفی چهرههایی مانند قیصر بیش از گذشته ضرورت دارد. اگر قرار است نسل آینده با ادبیات، فرهنگ و بزرگان این سرزمین آشنا شود، نمیتوان تنها به نام بردن از آنها در کتابهای درسی یا برگزاری مراسم سالانه اکتفا کرد.
بزرگان فرهنگی باید روایت شوند.
کتاب، فیلم مستند، گفتوگو، پادکست، برنامه تلویزیونی و تولیدات فرهنگی میتوانند این چهرهها را از قابهای رسمی بیرون بیاورند و به زندگی روزمره نسل جدید نزدیک کنند.
نوجوان امروز شاید فرصت نکند زندگی یک شاعر را در چند جلد کتاب بخواند، اما ممکن است یک مستند خوب او را کنجکاو کند؛ شاید یک فیلم کوتاه باعث شود سراغ شعرهای قیصر برود و شاید یک روایت جذاب، نخستین پل ارتباطی او با ادبیات معاصر باشد.
از همین رو، ساخت مستند درباره قیصر تنها ساخت یک فیلم درباره یک شاعر نیست؛ ثبت بخشی از تاریخ فرهنگی ایران است.
گتوند نیز در این میان جایگاه ویژهای دارد. این شهر تنها زادگاه قیصر نیست؛ نام او امروز بخشی از هویت فرهنگی گتوند و خوزستان است. پاسداشت قیصر میتواند فرصتی باشد برای معرفی ظرفیتهای فرهنگی این منطقه و نشان دادن اینکه خوزستان فقط با نفت و صنعت و جغرافیای سختش شناخته نمیشود؛ این سرزمین، شاعران و نویسندگان بزرگی نیز به فرهنگ ایران هدیه کرده است.
در این میان، نقش مسئولان فرهنگی اهمیت زیادی دارد.
حمایت از یک کتاب یا یک فیلم مستند، صرفاً هزینه کردن برای یک محصول فرهنگی نیست؛ سرمایهگذاری روی حافظه یک جامعه است.
اگر امروز برای ثبت زندگی و اندیشه بزرگانمان اقدام نکنیم، بخشی از خاطرات، اسناد، گفتوگوها و روایتهای دست اول با گذشت زمان از میان خواهد رفت.
قیصر خوشبختانه هنوز مخاطب دارد و شعرش زنده است؛ اما برای ماندگاری عمیقتر میراث او باید روایتهای بیشتری تولید شود. باید اجازه داد نسل جدید قیصر را نه فقط از روی چند شعر، بلکه از خلال زندگی، دغدغهها، دوستان، همنسلان، نگاه اجتماعی و مسیر ادبیاش بشناسد.
چه خوب است در کنار برگزاری مراسم بزرگداشت، اثر ماندگار فرهنگی نیز تولید کنیم.
مراسم تمام میشود، مهمانان میروند و سالنها خاموش میشوند؛ اما یک کتاب خوب و یک مستند ماندگار میتواند سالها بعد نیز مخاطب داشته باشد.
این همان تفاوت میان «برگزاری یک مراسم» و «ساختن یک میراث فرهنگی» است.
امروز امیدوارم گفتوگویی که در استانداری شکل گرفت، به یک نتیجه عملی برسد؛ هم کتاب قیصر با شمارگان مناسب منتشر شود و در اختیار علاقهمندان قرار گیرد و هم زمینهای برای ساخت مستندی شایسته درباره این شاعر بزرگ فراهم شود.
من هنوز آرزوی ساخت آن مستند را دارم.
آرزویی که سالهاست با من مانده است؛ شاید روزی بتوان دوربین را برداشت، به گتوند رفت، میان کوچهها و خاطرات قیصر قدم زد، با دوستان و همنسلانش گفتوگو کرد، از خانواده و همشهریانش شنید و تصویری ساخت که فقط درباره یک شاعر نباشد؛ بلکه روایت انسانی باشد که شعرش از مرزهای زمان و نسل عبور کرده است.
قیصر رفته است، اما شعرش هنوز راه میرود.
این وظیفه ماست که این راه را برای نسلهای بعد روشن نگه داریم.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید