تارا خبر
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل
۱۹ شهریور ۱۴۰۵

صدایی از روزهای آتش و روایت

✍منوچهربرون دهه شصت بود؛ روزگاری که آسمان بسیاری از شهرهای خوزستان گاه به جای باران، صدای بمب و آژیر را به خود می‌دید. کشور درگیر جنگ بود و رسانه در خط مقدم روایت ایستاده بود. در میان آن همه اضطراب و دود و آتش، جوانی خوش‌برورو را می‌شد دید که میکروفن به دست، از این […]

شهریور 12, 1405 4 دقیقه خواندن
چاپ خبر

✍منوچهربرون

دهه شصت بود؛ روزگاری که آسمان بسیاری از شهرهای خوزستان گاه به جای باران، صدای بمب و آژیر را به خود می‌دید. کشور درگیر جنگ بود و رسانه در خط مقدم روایت ایستاده بود. در میان آن همه اضطراب و دود و آتش، جوانی خوش‌برورو را می‌شد دید که میکروفن به دست، از این شهر به آن شهر می‌رفت؛ از میان ویرانه‌ها، از کنار مردم داغدار و از دل لحظه‌هایی که شاید هر کدام می‌توانستند بخشی از تاریخ این سرزمین باشند، گزارش می‌گرفت.
او نصرالله هیبدی بود؛ یکی از خبرنگاران، گزارشگران و مجریان پیشکسوت خوزستانی که سال‌های جوانی خود را در سخت‌ترین روزهای کشور به رسانه سپرد. در کنار شهید غلامرضا رهبر و دیگر چهره‌های شناخته‌شده رسانه آن روزگار، روایتگر روزهایی شد که خبرنگاری فقط یک حرفه نبود؛ نوعی حضور در متن حادثه و ایستادن در کنار مردم بود.
بسیاری از گزارش‌هایی که امروز از آن سال‌ها باقی مانده و بخشی از آرشیو ارزشمند و قدیمی رسانه محسوب می‌شود، یادگار تلاش همین نسل است. گزارش‌هایی که شاید در زمان تولید، فقط یک خبر روز به نظر می‌رسیدند، اما امروز به اسناد تصویری تاریخ معاصر خوزستان و دفاع مقدس تبدیل شده‌اند. ارزش کار آن نسل را باید از همین زاویه دید؛ آنان بدون آنکه بدانند، دوربین و میکروفن خود را به حافظه تاریخی یک ملت تبدیل کردند.
هیبدی بعدها در عرصه اجرا نیز جایگاه خود را پیدا کرد. تا سال‌های دهه هشتاد در خوزستان ماند و در کنار استادان و پیشکسوتانی چون استاد فقید غلام محترم، استاد نوروزی و دیگر بزرگان آن روزهای رسانه، کار گویندگی و اجرا را دنبال کرد. نسلی که هر کدام برای خود مدرسه‌ای بودند و جوان‌ترها از کنارشان فقط اجرا یاد نمی‌گرفتند؛ شیوه سخن گفتن، وقار رسانه‌ای، مدیریت صحنه و احترام به مخاطب را نیز می‌آموختند.
پیوستن هیبدی به شبکه خبر، فصل تازه‌ای در زندگی حرفه‌ای او بود. فضای تازه‌ای پیش رویش گشوده شد و او به یکی از گویندگان اصلی این شبکه و دیگر شبکه‌های ملی تبدیل شد. تجربه سال‌های خبرنگاری در خوزستان و میدان‌های سخت خبر، پشتوانه‌ای بود که به اجرای او عمق می‌داد. او خبر را فقط از روی کاغذ نمی‌خواند؛ سال‌ها با خبر زندگی کرده بود و تفاوت این دو را می‌توان در نوع اجرا و حضورش مقابل دوربین احساس کرد.
مدیریت گویندگان در شبکه‌های ملی نیز بخش دیگری از کارنامه اوست؛ مسئولیتی که اهمیتش کمتر از اجرا نبود. حمایت از مجریان جوان و فراهم کردن فرصت برای دیده شدن نسل تازه‌ای از گویندگان، نشان می‌دهد که هیبدی فقط به مسیر حرفه‌ای خودش فکر نمی‌کرد. او بخشی از توان و تجربه‌اش را صرف تربیت و حمایت از نسل بعد کرد و این شاید یکی از ماندگارترین بخش‌های کارنامه هر مدیر رسانه‌ای باشد.
اما شخصیت حرفه‌ای هیبدی تنها در قاب تلویزیون خلاصه نمی‌شود. ورزش نیز بخش دیگری از زندگی مدیریتی او بوده است. حضور در مدیریت و هیأت‌مدیره باشگاه استقلال اهواز، عضویت در هیأت‌مدیره استقلال تهران و فعالیت در کنار دیگر تیم‌ها، نشان‌دهنده علاقه و سابقه او در حوزه ورزش است؛ حوزه‌ای که برای بسیاری از خوزستانی‌ها چیزی فراتر از فوتبال و نتیجه مسابقه است و بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی آنان به شمار می‌رود.
آنچه درباره نصرالله هیبدی اهمیت دارد، بیش از فهرست سمت‌ها و مسئولیت‌ها، مسیری است که طی کرده است؛ از میکروفن‌های ساده و گزارش‌های روزهای جنگ تا استودیوهای شبکه‌های ملی، از گزارشگری در میدان حادثه تا مدیریت و حمایت از گویندگان جوان، و از رسانه تا مدیریت ورزشی.
امروز او پس از بازنشستگی از سازمان، همچنان با مطبوعات و رسانه‌های کشور همکاری دارد و قلم و تجربه‌اش را کنار نگذاشته است. در تهران زندگی می‌کند، اما فاصله جغرافیایی نتوانسته دغدغه خوزستان را از او بگیرد. هنوز پیگیر حال دوستان رسانه‌ای است و نام همکاران قدیمی و خاطرات سال‌های دور، در ذهنش زنده است.
شاید ویژگی نسل او همین باشد؛ نسلی که از خوزستان به رسانه ملی رفت، اما خوزستان را پشت سر نگذاشت. رفتند تا صدای مردم سرزمینشان را به جغرافیای بزرگ‌تری برسانند و هر جا که بودند، بخشی از هویت و خاطره خوزستان را با خود بردند.
نصرالله هیبدی از آن چهره‌های کم‌حاشیه و پرتلاش رسانه است که بخش مهمی از عمر خود را در خدمت خبر، اجرا و پرورش نسل‌های تازه گذرانده است. برای چنین انسان‌هایی شاید بهترین تقدیر، نه یک مراسم و لوح، بلکه ثبت نام و خاطره آنان در تاریخ رسانه و معرفی‌شان به نسل جوان باشد.
امروز که به پشت سر نگاه می‌کنیم، صدای آن جوان خوش‌برورو را در میان آژیرها و انفجارهای دهه شصت می‌توان دوباره شنید؛ صدایی که از دل آتش خبر می‌آورد و تصویر مردمی را ثبت می‌کرد که در سخت‌ترین روزها ایستاده بودند.

برای استاد نصرالله هیبدی، این پیشکسوت خوش‌نام رسانه، تندرستی، آرامش و روزهایی روشن آرزو می‌کنم؛ مردی که اگرچه سال‌هاست از قاب رسمی رسانه فاصله گرفته، اما هنوز دلش برای خوزستان و آدم‌های رسانه‌ای آن می‌تپد.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

  • فرماندار اهواز در بازدید از جایگاه های سوخت: سوخت گیری خودروها بدون وقفه در حال انجام است
  • تسهیلات ۲ میلیارد تومانی وزارت ورزش برای اشتغال‌زایی جوانان
  • استاندار خوزستان: دانشگاه فرهنگیان، زیربنایی‌ترین دانشگاه برای تربیت نسل آینده است / بازماندگان از تحصیل در مقطع ابتدایی تحت پوشش آموزش قرار می‌گیرند / ارتقای کیفیت آموزش در نقاط شهری و روستایی، اولویت اصلی نظام آموزشی استان
  • خانه‌ای که حرکت می‌کند«خانه بر دوش، امید در راه» آری ما هنوز کوچ می کنیم
  • حمله به چند نفتکش ایرانی در اطراف خارگ و جاسک
  • انفجارهای مهیب بحرین را لرزاند
  • مستی شکوفه‌های انار
  • مالیات بر ارزش افزوده لباس فرم؛ سردرگمی خانواده‌ها تا کی؟
  • مردی که دوربین را به میان مردم برد
  • مسجدسلیمان با تكمیل تعمیرات اساسی، آماده افزایش تولید می‌شود
  • با اجرای بیش از ۶۹۰ عملیات فنی محقق شد؛ نگهداشت و افزایش ۲۰۹ هزار بشكه‌ای تولید نفت در مناطق نفتخیز جنوب
  • برای نخستین‌بار؛ تولید ام.دی.اف نیشکر از ۱۲۰ هزار مترمکعب گذشت
  • مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی: قیمت‌گذاری دستوری، هزینه تولید شکر را تامین نمی‌کند
  • ادعای هاآرتص: ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل از احتمال تشدید تنش‌ها با ایران
  • آخرین وضعیت ذخایر سدهای کشور/برقابی‌ها، پایداری شبکه برق را تضمین کردند
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل