سپهری یا نیمای خوزستان؟
منوچهربرون/ در حاشیه جشنواره مطبوعات خوزستان، فرصتی دست داد تا چند دقیقهای در کنار استاد حبیبالله بهرامی، پیشکسوت خوشنام و اخلاقمدار رسانه و روابط عمومی استان بنشینم. مثل همیشه صحبت از ادبیات، خبر، رسانه و آدمهایی شد که سالها از عمر خود را در این مسیر گذاشتهاند؛ آدمهایی که شاید کمتر دیده شوند، اما رد […]
منوچهربرون/
در حاشیه جشنواره مطبوعات خوزستان، فرصتی دست داد تا چند دقیقهای در کنار استاد حبیبالله بهرامی، پیشکسوت خوشنام و اخلاقمدار رسانه و روابط عمومی استان بنشینم. مثل همیشه صحبت از ادبیات، خبر، رسانه و آدمهایی شد که سالها از عمر خود را در این مسیر گذاشتهاند؛ آدمهایی که شاید کمتر دیده شوند، اما رد پایشان در بسیاری از اتفاقات فرهنگی و رسانهای هنوز باقی است.
در میان گفتوگوها، به شوخی به استاد گفتم: «هرچه محاسنتان سفیدتر میشود، بیشتر شبیه سهراب سپهری میشوید!» دوست دیگری هم خندید و گفت: «نه، ته چهرهاش بیشتر به نیما یوشیج میخورد!» و همین شوخی ساده، مرا به فکر فرو برد که شاید استاد بهرامی را بتوان ترکیبی از هر دو دانست؛ آرامش و لطافت سپهری را دارد و صلابت و ریشهداری نیما را.
اما حقیقت این است که شباهت استاد به هیچ شاعر بزرگی در چهره خلاصه نمیشود. بهرامی خود صاحب یک جهان فرهنگی است؛ مردی که سالها در عرصه رسانه، روابط عمومی، ادبیات، عکاسی، مدیریت مطبوعات و تربیت نیرو فعالیت کرده و از هر انگشتش هنری برآمده است.

نسلی از اهالی مطبوعات خوزستان، مستقیم یا غیرمستقیم، از تجربه و دانش او بهره بردهاند. از نشریه «فجر» گرفته تا «حبیب خبر» و دیگر مجموعههای مطبوعاتی، میتوان نشانههایی از حضور و اثرگذاری او را دید. اهمیت کار او فقط در نوشتن و مدیریت یک نشریه خلاصه نمیشود؛ یکی از خدمات مهم چنین پیشکسوتانی، کادرسازی است؛ تربیت جوانانی که بعدها خودشان صاحب قلم، مدیر، خبرنگار و فعال رسانهای شدند.
رسانه فقط کاغذ و دوربین و خبر نیست؛ رسانه یک نسل انسانی است که باید تجربه را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند. اگر این زنجیره قطع شود، هر نسل ناچار است دوباره از نقطه صفر آغاز کند.
استاد بهرامی از همان نسلهایی است که بخشی از تاریخ شفاهی مطبوعات و روابط عمومی خوزستان را با خود دارد؛ نسلی که با امکانات محدود، اما با عشق و انگیزه کار میکرد. در روزگاری که نه شبکههای اجتماعی وجود داشتند و نه سرعت انتشار خبر به امروز بود، یک مطلب خوب گاهی ساعتها و روزها برای آمادهسازی وقت میگرفت و یک عکس مناسب میتوانست ارزش یک گزارش را چند برابر کند.
پیشکسوتانی از جنس بهرامی، فقط خاطره گذشته نیستند؛ آنان بخشی از سرمایه امروز رسانهاند. تجربهای که اگر به نسل جوان منتقل شود، میتواند بسیاری از خطاهای حرفهای را کاهش دهد و مسیر رسانه را هموارتر کند.
امروز شاید بیش از هر زمان دیگری لازم است میان نسل جوان و پیشکسوتان رسانه پل بزنیم. جوانان، انرژی و ابزارهای نوین را دارند و پیشکسوتان، تجربه و حافظه تاریخی این حرفه را. ترکیب این دو میتواند رسانهای بسازد که هم ریشه در گذشته داشته باشد و هم چشم به آینده بدوزد.
در پایان آن دیدار کوتاه، دوباره به شوخی گفتم: «بالاخره سپهری هستید یا نیما؟» خندیدیم. اما در دل با خودم گفتم شاید پاسخ چیز دیگری باشد؛ استاد حبیبالله بهرامی، بیش از آنکه شبیه سپهری یا نیما باشد، شبیه نسلی از مردان فرهنگ و رسانه خوزستان است که بیسروصدا آمدند، ساختند، آموزش دادند و ماندند؛ نسلی که اگر امروز از آنان یاد نکنیم، فردا بخش مهمی از حافظه رسانهای این سرزمین را گم خواهیم کرد.
و چه خوب که در جشنوارهای که برای رسانه برگزار میشود، نگاه ما فقط به برگزیدگان امسال نباشد؛ گاهی سرمان را برگردانیم و به مردانی نگاه کنیم که سالها پیش، راه را برای همین امروز ما هموار کردند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید