سفرههای پرخطر، خوزستان را به کام بیماری میبرد
عبدالحمید گل افشان/ آمارها حکایت از یک زنگ خطر جدی برای سلامت مردم خوزستان دارند؛خطری که ریشه درسفرههای روزمره دارد وبی سرو صدا،نسل جوان را نشانه گرفته است. مصرف بیرویه نمک و نوشابه و فاصله عمیق با سرانه جهانی مصرف میوه و سبزی، زنگ هشدار شیوع بیماریهای غیر واگیر را دراستان به صدادرآورده است. از […]
عبدالحمید گل افشان/
آمارها حکایت از یک زنگ خطر جدی برای سلامت مردم خوزستان دارند؛خطری که ریشه درسفرههای روزمره دارد وبی سرو صدا،نسل جوان را نشانه گرفته است. مصرف بیرویه نمک و نوشابه و فاصله عمیق با سرانه جهانی مصرف میوه و سبزی، زنگ هشدار شیوع بیماریهای غیر واگیر را دراستان به صدادرآورده است. از هرسفرهای که درخوزستان پهن میشود بوی نمک و رنگ نوشابه،بیشتر از عطر غذا به چشم میخورد واین یعنی آغازیک بحران خاموش درسلامت جامعه.سرانه مصرف نمک درخوزستان به ۱۵ تا ۲۰ گرم درروزرسیده؛ درحالی که این رقم در جهان بین ۳تا۵گرم است.این یعنی مردم استان بیش ازچهاربرابراستاندارد جهانی،نمک مصرف میکنند؛عاملی که بافشارخون سکته و نابودی کلیهها پیوندی ناگسستنی دارد.مصرف نوشابه درخوزستان ۴۲.۵ لیتر برای هر نفر است؛ رقمی که دردنیا تنها ۱۰ لیتر برآورد میشود.این حجم نوشابه یعنی
ورود حجم عظیمی ازشکر و مواد افزودنی به بدن که زمینهساز دیابت،چاقی و پوکی استخوان است. در مقابل،سرانه مصرف میوه و سبزی در استان زیر ۳۰ کیلوگرم است؛ درحالی که این عدد در دنیا بالای ۱۴۰ کیلوگرم گزارش میشود.

این فقر مصرف مواد مغذی،بدن رادر برابر سرطانها و بیماریهای مزمن، بیدفاع و رها میکند.نکته هشدار دهندهتر اینکه این الگوی ناسالم،بیش ازهمه جان کودکان و نوجوانان را نشانه گرفته است. ذائقهای که ازکودکی به شیرینی نوشابه و شوری چیپس عادت کند،دربزرگسالی راهی جز دیابت و فشارخون پیش رو نخواهدداشت.متأسفانه تبلیغات جذاب نوشابه های رنگی و تنقلات کم ارزش، همراه با بیحوصلگی خانوادههابرای تشویق کودکان به خوردن میوه،نسلی را پرورش میدهدکه سبزی را غریب و نوشابه را رفیق خودمیداند.کارشناسان تاکیددارند که تغییر این عادات بایدازمدرسه و خانه شروع شود؛جایی که میوه به جای جایزه به یک عادت روزانه تبدیل شود.البته در میان این آمارنگران کننده نبایدازچشمان دیدهای که برجیب خانوادههاست غافل شد.تابستان که ازراه میرسد،قیمت میوه چنان اوج میگیردکه بسیاری ازخانوادههای کمبضاعت خریدیک کیلو هندوانه یاخربزه راهم به آرزو مینشانند.اینجاست که پای یک واقعیت تلخ به میان میآید:گاه انتخاب ناسالم، از روی ناآگاهی نیست،بلکه ازسرناچاری و تنگدستی است.وقتی سفره مردم با گرانیهای بیامان روبهروست،طبیعی است که سراغ ارزانترین گزینهها بروند؛ گزینههایی که متأسفانه
اغلب کمارزشترین و پرخطرترین مواد غذایی هستند.
کارشناسان معتقدندکه اصلاح الگوی مصرف،فقط با شعار میسر نمیشود؛باید به فکرجیب مردم هم بود.اگر میوه و سبزی باقیمتی منطقی دردسترس نباشد، نمیتوان ازخانوادهای انتظارداشت که سفره سالم بچیند.ازسوی دیگر، تولیدکنندگان نوشابه وفستفود با بستهبندیهای فریبنده و قیمتهای رقابتی،بازار را دراختیار گرفتهاندو این یعنی یک رقابت نابرابرمیان سلامت و اقتصاد پس لازم است همزمان بافرهنگ سازی سیاستهای حمایتی نظیرتوزیع میوه با قیمت مصوب درغرفههای شهرداری یا سبدهای حمایتی ویژه کودکان در دستور کار قرار گیرد.مردم خوزستان ناخواسته
وگاه از سر عادت یاناچاری،سفرههایی راتدارک میبینند که به جای انرژی،بیماری رابه خانه میآورد.فقر فرهنگی درانتخاب مواد غذایی،گرانی میوه و سبزی تازه و دسترسی آسان به نوشابه و فستفود،سه ضلع مثلث خطرناکی است که سلامت استان را تهدید میکند.اگر این روند ادامه یابد در دهههای آینده نه بااپیدمی بیماریهای واگیر،که باطوفانی ازسرطان وسکته روبرو خواهیم بود.تغییر این مسیر نیازمند یک عزم همگانی است؛ازرسانه و آموزشوپرورش تا تولیدکنندگان و خانوادهها.کاهش تدریجی نمک درپخت وپز،جایگزینی نوشابه با دوغ و آب و ترویج فرهنگ مصرف میوههای محلی،قدمهایی کوچک اما اثرگذار هستند.
دستگاه های متولی بایدنظارت برتولید مواد غذایی راجدیترکنند و مردم نیز سواد تغذیهای خود را بالا ببرند. بیمهها و نظام سلامت نیزمیتوانند با مشاورههای رایگان و معاینههای دورهای، ازشکلگیری این بیماریها پیشگیری کنند.خوزستان با طبیعت غنی ومحصولات کشاورزی متنوع استحقاق این را ندارد که مردمش، قربانی سفرههای ناسالم شوند.امروز انتخاب غذای سالم،یک ضرورت اجتماعی است، نه یک توصیه اخلاقی. این گزارش تلنگری است برای همگان که ازسرِ بیتفاوتی برنخیزند و به داد سفرههای خوزستان برسند.به باورنویسنده واقعیت این است که پای سفرههای امروز ما بیش از هرچیز عادت نشسته؛ اما در پس این عادت گاه قدرت
خرید هم خودنمایی می کند. درخوزستانی که باغستان هایش حاصلخیز و بازار هایش پررنگ است، دیدن این آمار هم تاسفبار است وهم هشدار دهنده. به گمان من راه نجات نه در نسخههای پر هزینه درمانی،که درتغییر ذائقهها و
اصلاح باورهای غلط غذایی نهفته است اما این تغییر زمانی پایدار می ماند که سفره مردم ازحمایت وعدالت برخوردار باشد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید