تارا خبر
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل
۱۹ شهریور ۱۴۰۵

مستی شکوفه‌های انار

  ✍️ محمد شریفی اجداد باغدار ما در همین ولایتِ بلواس، یعنی ابوالعباسِ باغملکِ خوزستان، در فنون باغداری و کشاورزی کارهایی می‌کردند که گاهی به عقل جن هم نمی‌رسید! ما عجایب جهان را محدود کرده‌ایم به هفت اِلِمانِ گنده و حجم‌دار؛ از اهرام ثلاثه مصر گرفته تا باغ‌های معلق بابل و مجسمه ابوالهول و امثال […]

شهریور 16, 1405 4 دقیقه خواندن
چاپ خبر

 

✍️ محمد شریفی

اجداد باغدار ما در همین ولایتِ بلواس، یعنی ابوالعباسِ باغملکِ خوزستان، در فنون باغداری و کشاورزی کارهایی می‌کردند که گاهی به عقل جن هم نمی‌رسید!

ما عجایب جهان را محدود کرده‌ایم به هفت اِلِمانِ گنده و حجم‌دار؛ از اهرام ثلاثه مصر گرفته تا باغ‌های معلق بابل و مجسمه ابوالهول و امثال اینها. اما از آن همه کارهای ظریف و ریز، پر از حکمت و عقلانیت که حاصل تجربه نسل‌های پیشین بوده، کمتر چیزی را به حساب آورده‌ایم و کمتر جدی گرفته‌ایم.

همین ماجرای نشستن “ایزاک نیوتن” پای درخت سیب و فرود آمدن یک سیب گنده روی سرش که به کشف قانون جاذبه انجامید؛ یا ماجرای ارشمیدس مرحوم که رفت در خزینه ـ یا به قول امروزی‌ها وان حمام ـ شیرجه زد و ناگهان فریاد یافتم، یافتم!سر داد و از آن، قانون اجسام شناور در فیزیک بیرون آمد.

بی‌جهت هم نبود که اجداد ما این ضرب‌المثل را باب کردند و گفتند:
فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه!

یادم می‌آید وقتی بچه بودم، بهار و تابستان که از راه می‌رسید، ما هم همراه خانواده، خانه و زندگی‌مان را جمع می‌کردیم و راهی باغستان‌های انار می‌شدیم؛ باغستان‌هایی که در امتداد رودخانه و جدول‌های بزرگ آب قرار داشتند. پاییز و زمستان که از راه می‌رسید، دوباره باروبندیل را می‌بستیم و به خانه برمی‌گشتیم.

تعداد باغستان‌ها آن‌قدر زیاد بود که بعضی از خانوارهای متمول چندین باغ داشتند و باغ‌های اضافی‌شان را به کسانی که باغ نداشتند، اجاره می‌دادند. این را عرض کردم تا بگویم سکونت در باغستان‌های انار در فصل بهار و تابستان، در آبادی ما نه یک اتفاق استثنایی، بلکه پدیده‌ای عمومی و همه‌گیر بود.

باغستان‌ها را کوچه‌باغ‌هایی پیچ‌درپیچ به یکدیگر متصل می‌کردند؛ کوچه‌هایی که سقفشان را سرشاخه‌های درختان، به‌طور طبیعی، می‌ساختند و سایه‌بان‌هایی سبز و خنک پدید می‌آوردند.

عبور از این کوچه‌باغ‌ها چیزی شبیه عبور از تونل‌های سبز و زنده بود؛ تونل‌هایی که نه مهندس داشتند، نه نقشه، نه پیمانکار، اما از بسیاری از سازه‌های امروزی خوش‌نقش‌تر، خنک‌تر و کارآمدتر بودند.

حصار باغ‌ها را “پَرز” می‌گفتند. پرزها را از شاخه‌های درختان و بوته‌های خاردار کُنار درست می‌کردند و آن‌چنان شاخه‌ها را در هم می‌تنیدند که دیواری نفوذناپذیر شکل می‌گرفت؛ دیواری که اگر ببر مازندران و پلنگ کوه منگشت هم هوس عبور از آن به سرشان می‌زد، احتمالاً وسط راه پشیمان می‌شدند و عطای باغ را به لقایش می‌بخشیدند!
اوایل بهار، وقتی باغستان‌ها یکباره به رنگ شکوفه درمی‌آمدند، برای اینکه گل‌های درختان پژمرده نشوند و کمتر بریزند، بنا بر رسمی که از بزرگ‌ترها به ما رسیده بود، ما بچه‌ها مأموریت مهم و خطیری پیدا می‌کردیم!
مقداری گوشت و دنبه برمی‌داشتیم، منقلی با چندین ذغال آتشین فراهم می‌کردیم و راهی باغستان می‌شدیم. بعد، تک‌تک درختان را با دود گوشت و دنبه دود می‌دادیم!
من هنوز هم توجیه علمی این کار را نمی‌دانم. نمی‌دانم اجداد ما بر اساس کدام تجربه یا مشاهده به این نتیجه رسیده بودند که دود گوشت و دنبه می‌تواند به حفظ گل‌های انار کمک کند؛ اما یک چیز را خوب به یاد دارم: بعد از دود دادن، به نظر خودمان گل‌ریزی درختان کمتر می‌شد.

شاید واقعاً اثری داشته، شاید هم ما بچه‌ها این‌طور تصور می‌کردیم. هرچه بود، درختان را دود می‌دادیم و بعد، وقتی بوی دنبه و گوشت کباب‌شده در باغ می‌پیچید، احساس می‌کردیم درختان هم از این عطر و دود و دَم مست شده‌اند و دیگر دلشان نمی‌آید گل‌هایشان را روی زمین بریزند!
شاید اسم این عملیات را باید می‌گذاشتیم:
“مست کردن شکوفه‌های انار با دود کباب!”
البته عملیات ما همین‌جا تمام نمی‌شد.
بعد از دود دادن درختان، دو مشت از گلنارهایی را که زیر درختان ریخته بودند جمع می‌کردیم و راهی دیوارهای آبادی می‌شدیم. آنجا با گلنارها روی دیوارها شعارهای دلخواه خودمان را می‌نوشتیم؛ شعارهایی که عمدتاً یا حال‌وهوای عاشقانه داشتند یا سر از فوتبال درمی‌آوردند و در نهایت به دو تیم محبوب آن روزگار، پرسپولیس و تاج، ختم می‌شدند.
به عبارت دیگر، ما در همان سنین کودکی، هم باغدار بودیم، هم کارشناس کشاورزی، هم خطاط دیواری و هم کارشناس فوتبال!

اما پیش از آنکه زندگی در باغستان آغاز شود، یک کار مهم‌تر از همه باید انجام می‌گرفت:
آنهم ساختن کَپَر(سایه بان)
روزها زیر سایه‌بان کپر را فرش می‌کردند؛ جایی برای استراحت، ناهار، چای خوردن، گپ‌وگفت و دورهمی‌های خانوادگی. اما شب که هوا خنک می‌شد، کپر تغییر کاربری می‌داد و سقف آن به محل خواب تبدیل می‌شد.
و چه خوابی بود خوابیدن روی کپر!
نه کولری در کار بود، نه پنکه‌ای، نه صدای موتورخانه‌ای و نه وزوز دستگاه‌های امروزی. بالای سر آدم آسمان بود و ستاره‌ها؛ از پایین هم صدای شُرشُر آب رودخانه می‌آمد و لابه‌لای برگ‌های درختان، نسیم آرامی می‌وزید.
ما آن روزها چیزی از معماری پایدار و سازگاری با اقلیم و هزار اصطلاح دانشگاهی دیگر نمی‌دانستیم؛ اما اجدادمان با همان تجربه‌های نسل‌به‌نسل، خانه‌ای می‌ساختند که با طبیعت قهر نبود.
در میان مردم، البته باورهایی هم درباره خوابیدن شبانه زیر درختان و روی کپرها وجود داشت. می‌گفتند درختان در روز هوا را تازه می‌کنند و شب، دیگر حال‌وهوای دیگری دارند و ممکن است خواب آدم را آشفته کنند. اگر کسی شب‌ها خواب‌های پریشان و سنگین می‌دید، گاهی می‌گفتند: “تپ‌تپو گرفته!”
و این تازه آغاز ماجرای ما در باغستان‌های انارِ بلواس بود…
قصه این باغستان‌ها هنوز ادامه دارد؛
از آب ترشی انار و پونه و سیر و پیاز گرفته تا رفتار با درختان، آیین‌های باغداری و آن همه ریزه‌کاری شگفت‌انگیزی که نسل‌های پیشین، سینه‌به‌سینه به ما رسانده‌اند.
از اینها خواهم گفت؛
از روزگاری که باغ، فقط باغ نبود؛ یک دانشگاه بزرگِ بی‌دیوار بود و درختان، استادانی خاموش که هرکس گوش شنیدن داشت، از آنها چیزی می‌آموخت و بی جهت نبود که اولین دانشگاه دنیا در یونان قدیم در یک باغ بزرگ ساخته شده بود۔ و در پایان به شهردارها و مدیران حوزه شهری توصیه می کنم فضای سبز و محیط زیست را خیلی خیلی جدی بگیرند۔

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

  • فرماندار اهواز در بازدید از جایگاه های سوخت: سوخت گیری خودروها بدون وقفه در حال انجام است
  • تسهیلات ۲ میلیارد تومانی وزارت ورزش برای اشتغال‌زایی جوانان
  • استاندار خوزستان: دانشگاه فرهنگیان، زیربنایی‌ترین دانشگاه برای تربیت نسل آینده است / بازماندگان از تحصیل در مقطع ابتدایی تحت پوشش آموزش قرار می‌گیرند / ارتقای کیفیت آموزش در نقاط شهری و روستایی، اولویت اصلی نظام آموزشی استان
  • خانه‌ای که حرکت می‌کند«خانه بر دوش، امید در راه» آری ما هنوز کوچ می کنیم
  • حمله به چند نفتکش ایرانی در اطراف خارگ و جاسک
  • انفجارهای مهیب بحرین را لرزاند
  • مستی شکوفه‌های انار
  • مالیات بر ارزش افزوده لباس فرم؛ سردرگمی خانواده‌ها تا کی؟
  • مردی که دوربین را به میان مردم برد
  • مسجدسلیمان با تكمیل تعمیرات اساسی، آماده افزایش تولید می‌شود
  • با اجرای بیش از ۶۹۰ عملیات فنی محقق شد؛ نگهداشت و افزایش ۲۰۹ هزار بشكه‌ای تولید نفت در مناطق نفتخیز جنوب
  • برای نخستین‌بار؛ تولید ام.دی.اف نیشکر از ۱۲۰ هزار مترمکعب گذشت
  • مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی: قیمت‌گذاری دستوری، هزینه تولید شکر را تامین نمی‌کند
  • ادعای هاآرتص: ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل از احتمال تشدید تنش‌ها با ایران
  • آخرین وضعیت ذخایر سدهای کشور/برقابی‌ها، پایداری شبکه برق را تضمین کردند
  • صفحه نخست
  • خوزستان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • فرهنگ و هنر
  • بین الملل