بانویی که صحنه را به شهرش بازگرداند
✍منوچهربرون/ بعضی هنرمندان تنها در یک قاب نمیگنجند؛ یکبار در قامت نویسنده ظاهر میشوند، بار دیگر پشت دوربین میایستند و گاهی نیز روی صحنه میروند تا بخشی از زندگی انسان را روایت کنند. زهره عباسزاده از همین جنس هنرمندان است؛ هنرمندی چندبعدی که بیش از چهار دهه با ادبیات نمایشی، تئاتر، بازیگری و کارگردانی زیسته […]
✍منوچهربرون/
بعضی هنرمندان تنها در یک قاب نمیگنجند؛ یکبار در قامت نویسنده ظاهر میشوند، بار دیگر پشت دوربین میایستند و گاهی نیز روی صحنه میروند تا بخشی از زندگی انسان را روایت کنند. زهره عباسزاده از همین جنس هنرمندان است؛ هنرمندی چندبعدی که بیش از چهار دهه با ادبیات نمایشی، تئاتر، بازیگری و کارگردانی زیسته و بخش مهمی از عمر خود را در میان کلمات، صحنه و چراغهای تئاتر گذرانده است.
او ادبیات نمایشی خواند و پس از پایان تحصیل، به خوزستان و زادگاهش رامهرمز بازگشت؛ بازگشتی که فقط بازگشت یک دختر به شهر مادری نبود، بلکه بازگشت یک نیروی فرهنگی به سرزمینی بود که استعدادهای هنری فراوانی در دل خود دارد. او میتوانست مسیر فعالیت خود را در پایتخت یا شهرهای بزرگ ادامه دهد، اما انتخاب کرد بخشی از زندگی هنریاش را در همان جغرافیایی بسازد که ریشههایش در آن شکل گرفته بود.
چهار دهه فعالیت در تئاتر، زمان کمی نیست. تئاتر هنری است که با تمرین، صبر، شکست، دوباره برخاستن و خاک صحنه معنا پیدا میکند. عباسزاده از همان نسلی است که برای حضور زنان در عرصه تئاتر راه را هموارتر کرد؛ بانویی که در سالهای فعالیت خود در جشنوارههای مختلف استانی و کشوری حضور یافت و موفق به کسب عناوین و مقامهایی شد و نامش در بخشی از تاریخ تئاتر خوزستان ثبت شد.
اما ارزش کار او را نباید تنها در تعداد جشنوارهها و مقامها جستوجو کرد. اهمیت یک هنرمند گاهی در سالهایی است که بیهیاهو کار میکند، میآموزد، تجربه میکند و نسلی پس از خود تربیت میکند. صحنه برای عباسزاده تنها محل اجرا نبوده است؛ مدرسهای بوده که زندگی هنری او را شکل داده و به او آموخته است چگونه با هنر، جامعه و انسان گفتوگو کند.
او از خانوادهای اصیل در رامهرمز برخاسته؛ خانوادهای که هنر نیز در آن بیگانه نبوده است. پدر او از هنرمندان حوزه عکاسی در رامهرمز بوده و همین ریشه خانوادگی، پیوند این خانواده با هنر و تصویر را عمیقتر میکند. شاید چندبعدی بودن زهره عباسزاده نیز بیارتباط با همین فضای فرهنگی نباشد؛ گویی دوربین پدر و صحنه دختر، دو روایت از یک علاقه خانوادگی به هنر و ثبت زندگی بودهاند.
فعالیتهای عباسزاده تنها به تئاتر محدود نمانده و در حوزه بازیگری سینما و تلویزیون نیز تجربههایی داشته است. همین تنوع در فعالیت، تصویری متفاوت از او ارائه میدهد؛ هنرمندی که تنها یک تخصص را دنبال نکرده، بلکه در مسیر چندین شاخه هنری قدم زده و تجربه اندوخته است.
اکنون پس از سالها فعالیت در عرصه فرهنگ و هنر، حضور او در جایگاه مدیریتی ارشاد شهرستان رامهرمز اتفاقی قابل تأمل است. اینکه یک هنرمند باسابقه در جایگاه مدیریت یک سازمان فرهنگی شهرستان قرار گرفته، میتواند فرصتی باشد تا نگاه فرهنگی و هنری در مدیریت محلی جدیتر دیده شود.
رامهرمز شهری با سابقه فرهنگی و تاریخی است و هنرمندان، نویسندگان، شاعران، روزنامهنگاران و اهالی تئاتر فراوانی از این دیار برخاستهاند. امروز این شهر بیش از هر چیز به مدیریتی نیاز دارد که ظرفیتهای فرهنگی آن را بشناسد و هنر را نه به عنوان یک برنامه مناسبتی، بلکه به عنوان بخشی از هویت و سرمایه اجتماعی شهر ببیند.
امید است حضور زهره عباسزاده در مدیریت ارشاد شهرستان، فرصتی برای توجه بیشتر به تئاتر، ادبیات، رسانه و دیگر شاخههای فرهنگ و هنر باشد؛ فرصتی برای شنیدن صدای هنرمندان، حمایت از جوانان و باز کردن مسیرهایی که سالهاست بخشی از استعدادهای این شهر پشت آنها ماندهاند.
شاید یکی از زیباترین اتفاقها این باشد که هنرمندی پس از چهار دهه پیمودن مسیر صحنه، امروز در جایگاهی قرار بگیرد که بتواند برای صحنه شهرش تصمیم بگیرد. او سالها خاک صحنه خورده است؛ حالا میتوان امیدوار بود بخشی از همان تجربه را به مدیریت فرهنگی شهر منتقل کند.
رامهرمز امروز چشم به روزهای تازهای دوخته است؛ روزهایی که در آن هنر، رسانه و ادبیات بیش از گذشته دیده شوند و جوانانی که آرزوی ایستادن روی صحنه، نوشتن، ساختن و روایت کردن دارند، احساس کنند شهرشان آنها را میبیند.
گاهی یک هنرمند از شهرش میرود تا تجربه بیاموزد و روزی بازمیگردد تا آن تجربه را برای شهرش خرج کند؛ زهره عباسزاده امروز در چنین نقطهای از زندگی ایستاده است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید