استاد فقید سید محمد حسین موسوینسب؛ الگوی اخلاق در رسانه
✍منوچهربرون/ بعضی آدمها وقتی از میان ما میروند، تازه جای خالیشان بیشتر دیده میشود؛ نه به این دلیل که نامشان بر سنگی نوشته شده، بلکه چون شیوه رفتارشان، اخلاقشان و اثری که بر دیگران گذاشتهاند، هنوز در حافظهها زنده است. استاد فقید موسوینسب از همین آدمها بود؛ مردی که رسانه برای او فقط شغل نبود، […]
✍منوچهربرون/
بعضی آدمها وقتی از میان ما میروند، تازه جای خالیشان بیشتر دیده میشود؛ نه به این دلیل که نامشان بر سنگی نوشته شده، بلکه چون شیوه رفتارشان، اخلاقشان و اثری که بر دیگران گذاشتهاند، هنوز در حافظهها زنده است. استاد فقید موسوینسب از همین آدمها بود؛ مردی که رسانه برای او فقط شغل نبود، بلکه مسئولیتی اخلاقی در برابر مردم بود.
دهه هفتاد بود؛ یک روز خوب پاییزی. بعد از پایان درس دانشگاه و عبور از پل سفید اهواز، قرار ملاقاتی با استاد حبیبالله بهرامی در فلکه شهدا داشتیم. قرار بود به دیدن یکی از بزرگان رسانه آن روزهای استان و کشور برویم؛ مردی که نامش با مطبوعات و بهویژه ویژهنامههای استانی روزنامه رسالت در خوزستان گره خورده بود؛ استاد موسوینسب.
همراه استاد بهرامی راهی ساختمانی در مجاورت کوچهای نزدیک مسجد شفیعی اهواز شدیم. از پلهها بالا رفتیم و وارد دفتر شدیم. مردی میانسال با محاسنی که اندکی به زردی میزد و عینکی ظریف بر چشم، غرق در نوشتن و جستوجوی خبر بود. فضای دفتر، بیشتر از آنکه شبیه یک اتاق اداری باشد، به پاتوقی برای اهل قلم و اصحاب رسانه میمانست؛ جایی که خبر، مردم و دغدغههای جامعه در کنار هم نفس میکشیدند.
استاد موسوینسب با گرمی از ما استقبال کرد. در همان دیدار نخست، میشد فهمید با انسانی روبهرو هستیم که میان «خبر» و «انسان» فاصلهای نمیدید. برای او، خبرنگاری صرفاً پیدا کردن سوژه و تنظیم خبر نبود؛ شنیدن صدای کسانی بود که شاید هیچ تریبون دیگری برای بیان مشکلشان نداشتند.
آن روزها بخشی از ویژهنامههای استانی او به مشکلات مردم اختصاص داشت. تلفنی که به دفتر میشد، نامهای که به دستش میرسید یا مسئلهای که از سوی مردم مطرح میشد، برایش موضوعی قابل پیگیری بود. او رسانه را از برج عاج نگاه نمیکرد؛ میان مردم میایستاد و تلاش میکرد صدای آنان را به گوش مسئولان برساند.
این ویژگی شاید امروز ساده به نظر برسد، اما در روزگاری که امکانات رسانهای محدود بود، انعکاس یک مشکل محلی میتوانست برای یک خانواده، یک محله یا حتی یک شهر معنای بزرگی داشته باشد. رسانه نزد موسوینسب، پل ارتباطی مردم و مسئولان بود؛ پلی که اگر درست ساخته شود، میتواند بسیاری از فاصلهها و سوءتفاهمها را از میان بردارد.
آنچه بیش از همه در شخصیت او ماندگار بود، اخلاق بود. پاکدستی، مردمداری، توانایی حرفهای و نجابت، در رفتار او از هم جدا نبودند. او نشان میداد که میتوان صاحب قلم بود و در عین حال صاحب اخلاق ماند؛ میتوان نقد کرد، اما حرمت انسان را نگه داشت؛ میتوان پیگیر مشکلات مردم بود، بیآنکه رسانه را وسیله تسویهحساب شخصی کرد.
من نیز مدتی افتخار همکاری با ایشان را داشتم و از نزدیک چیزهای بسیاری آموختم؛ چیزهایی که شاید در هیچ کلاس و دانشگاهی تدریس نشود. آموختم که خبرنگاری پیش از آنکه فن نوشتن باشد، هنر شنیدن است؛ پیش از آنکه قدرت انتشار باشد، مسئولیت است؛ و پیش از آنکه نام و عنوانی برای صاحب قلم بسازد، باید او را در برابر مردم پاسخگو کند.
موسوینسب سالها تا پایان عمر شریفش در خدمت رسانه ماند. او از نسلی بود که برای ماندن در رسانه، بیش از امکانات، به عشق و اعتقاد تکیه داشت. شاید ابزارهای آن روز با امروز قابل مقایسه نباشد، اما سرمایهای داشتند که هیچ فناوری تازهای نمیتواند جای آن را بگیرد: اعتماد مردم.
امروز که رسانهها با سرعتی شگفتانگیز در حال تغییرند و خبر در چند ثانیه از یک سوی جهان به سوی دیگر میرود، یاد چنین مردانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. فناوری میتواند سرعت انتشار را زیاد کند، اما نمیتواند بهتنهایی اخلاق تولید کند. رسانه اگر اخلاق را از دست بدهد، حتی با پیشرفتهترین ابزارها نیز ممکن است از حقیقت فاصله بگیرد.
میراث واقعی استاد موسوینسب، فقط نامی در تاریخ مطبوعات خوزستان نیست؛ میراث او نوعی نگاه به رسانه است؛ نگاهی که در آن مردم فراموش نمیشوند، قلم حرمت دارد و خبرنگار خود را در برابر حقیقت و جامعه مسئول میداند.
خوشبختانه راه او با حضور فرزندان برومندش در عرصه رسانه استان و کشور همچنان ادامه دارد؛ نسلی که میتواند یاد و نام پدر را نه فقط با تکرار خاطره، بلکه با حفظ اخلاق و حرفهایگری زنده نگه دارد.
اهواز و رسانه خوزستان مردان و زنان بسیاری را به خود دیده است؛ اما بعضی نامها را باید از میان غبار سالها بیرون کشید و دوباره به نسل امروز معرفی کرد. موسوینسب یکی از همان نامهاست؛ مردی که شاید تیترهای بسیاری نوشته باشد، اما زیباترین نوشتهاش، خودِ زندگی او بود؛ زندگی مردی که به ما آموخت قلم اگر با اخلاق همراه نباشد، حتی اگر بسیار بنویسد، کم گفته است.
روح استاد موسوینسب شاد و یادش در حافظه رسانه خوزستان ماندگار.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید