عبدالحمید گل افشان/ چند روز پیش، در یکی از گروههای همسایگی در پیامرسان، یکی از اعضا خبر داد که همسایه طبقه بالا، یک دستگاه خودروی شاسیبلند نو جلوی پارکینگ خانه پارک کرده است. کمتر از یک ساعت، دهها پیام کنایهآمیز در گروه منتشر شد: «پولش را از کجا آورده؟»، «حتماً کارش خلاف است»، «این روزها […]
عبدالحمید گل افشان/
چند روز پیش، در یکی از گروههای همسایگی در پیامرسان، یکی از اعضا خبر داد که همسایه طبقه بالا، یک دستگاه خودروی شاسیبلند نو جلوی پارکینگ خانه پارک کرده است. کمتر از یک ساعت، دهها پیام کنایهآمیز در گروه منتشر شد: «پولش را از کجا آورده؟»، «حتماً کارش خلاف است»، «این روزها هر کسی به جایی رسیده معلوم نیست چه کرده». واکنشی آشنا که هر روز در گروههای مجازی، محل کار و جمعهای دوستانه میبینیم؛ گویی موفقیت دیگری، تحقیر ماست.
نظرسنجی یک روزنامه از پنج هزار کاربر نشان داد نزدیک به ۶۳ درصد حداقل یک بار با شنیدن خبر موفقیت یکی از آشنایان، احساس ناخوشایندی داشتهاند. پژوهش دانشگاهی دیگر نیز تأیید میکند که بیش از نیمی از کارمندان، نسبت به ترفیع همکارشان واکنش منفی بروز میدهند و این واکنش اغلب به شکل غیبت یا تخریب در گروههای کاری و مجازی ظاهر میشود.
روانشناسان این رفتار را ناشی از مقایسه خود با دیگران میدانند؛ وقتی فرد خود را با کسی که موفقتر است مقایسه میکند و احساس کمبود میکند. حسادت، آینه کمبودهای درون ماست، نه نقص طرف مقابل. شبکههای اجتماعی این حس را چندبرابر کردهاند؛ چون هر لحظه با تصاویر سفرهای خارجی، خودروهای جدید، باغ ویلاها و خریدهای بزرگ دیگران مواجه میشویم، بیآنکه سختیها و ناکامیهای پیش از موفقیت را ببینیم.
یک نمونه واقعی: کارمند یک شرکت خصوصی، پس از هفت سال کار شبانهروزی و شرکت در دورههای تخصصی، به مدیریت یکی از بخشهای شرکت رسید. اما در گروه مخفی همکاران، عدّهای به جای تبریک، گفتند «حتماً با رابطه به اینجا رسیده» یا «مدیر با او نسبت فامیلی دارد». غافل از اینکه او هیچ رابطهای نداشت و تمام مدارک تخصصی خود را در جلسه دفاع از طرحهایش ارائه کرده بود. یا جوانی که پس از سالها تلاش در کارگاه کوچک نجاری، موفق به ثبت برند شخصی و افتتاح شعبه دوم شد، اما در محله خود، برخی او را به «پول کثیف» و «کلاهبرداری» متهم کردند، بیآنکه بدانند او سالها قرضدار بود و قسطهایش را به زحمت میپرداخت.
در برخی موارد، افرادی با آشنابازی یا راههای نادرست به مناصب و ثروت میرسند؛ این واقعیت تلخی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. نمونهاش مدیرانی که بدون سابقه روشن، یکشبه به جایگاههای حساس میرسند یا افرادی که با سوءاستفاده از روابط، برنده مناقصههای بزرگ میشوند. اما نباید این استثناها را به همه موفقها تعمیم داد. آمار ثبت شرکتهای دانشبنیان و اختراعات در سال گذشته نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد کسانی که موفقیت چشمگیر داشتهاند، سابقه طولانی تحصیل و کار دارند؛ یعنی زحمت کشیدهاند و مسیر را پلهپله طی کردهاند. قضاوت کلی و برچسبزدن ناروا به همه، نه تنها عادلانه نیست، که انگیزه را از جمع زیادی از تلاشگران میگیرد.
غیبت و تخریب در گروههای مجازی، نه تنها آبروی فرد موفق را میبرد، بلکه اعتماد و همدلی را در جامعه از بین میبرد و ارزش انسانی را کاهش میدهد. وقتی به جای تبریک، تخریب میکنیم، عملاً فرهنگ همدلی را از بین میبریم. خیلی از افرادی که تلاش کردهاند به موفقیت برسند، ترجیح میدهند آن را پنهان کنند تا از چشمها و زبانها در امان بمانند؛ این یعنی جامعهای که به جای تشویق، سرکوب میکند.
برای تغییر این رفتار، به جای غیبت در گروههای مجازی، در یک گفتوگوی حضوری و شفاف، موضوع را مطرح کنیم. اگر سؤال یا ابهامی درباره نحوه موفقیت کسی داریم، رو در رو از خودش بپرسیم؛ نه با کنایه و تهمت. صادقانه تبریک بگوییم و از مسیر موفقیتش بپرسیم. این رفتار، هم به ما انرژی میدهد و هم به او انگیزه. قدردانی از داشتههای خودمان نیز راهکار مؤثر دیگری است که روانشناسان بر آن تأکید دارند.
به باور نویسنده، هر انسانی که امروز به موفقیتی رسیده، روزگاری با چالشهای مالی، تحقیرها، شکستهای پیدرپی و ناامیدیهای بزرگ دستوپنجه نرم کرده است؛ همان کسی که حالا شاسیبلند سوار میشود یا باغ ویلا میخرد، شاید سالها با یک خودروی فرسوده رفتوآمد میکرد یا در خانهای اجارهای با چند قسط عقبافتاده زندگی میکرد. اگر امروز به جای تخریب، دستیاری بدهیم، فردا که نوبت خودمان شود، جامعهای خواهیم داشت که قدر تلاش را میداند. یا همچنان در دام حسادت میمانیم و پیشرفت را برای همگان سخت میکنیم. آیا جامعهای که موفقیت همسایه را تبریک نمیگوید، میتواند به رشد امیدوار باشد؟
🖋عبدالحمید گلافشان
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید