از دانشکده کشاورزی تا سازمان مدیریت؛ روایتی از یک معلم شعر و فرهنگ
منوچهربرون/ دهه هفتاد بود و ما در دوران دانشجویی، در کنار درس و دانشگاه، دلمشغول شعر و ادبیات بودیم. آن روزها جلسات ادبی سهشنبههای دانشکده کشاورزی از پررونقترین محافل ادبی اهواز بود؛ جلساتی که هر هفته با حضور شاعران و علاقهمندان برگزار میشد و در آن شعر خوانده میشد، نقد میشد و درباره ادبیات و […]
منوچهربرون/
دهه هفتاد بود و ما در دوران دانشجویی، در کنار درس و دانشگاه، دلمشغول شعر و ادبیات بودیم. آن روزها جلسات ادبی سهشنبههای دانشکده کشاورزی از پررونقترین محافل ادبی اهواز بود؛ جلساتی که هر هفته با حضور شاعران و علاقهمندان برگزار میشد و در آن شعر خوانده میشد، نقد میشد و درباره ادبیات و جریانهای شعری روز گفتوگو میکردیم.
کارشناس شعر این جلسات، دکتر بهروز یاسمی بود و مدیریت و اجرای آن را استاد عبدالرحیم سعیدیراد بر عهده داشت؛ شاعری که در آن سالها نقش مهمی در جریان شعر خوزستان داشت و بسیاری از جوانان شاعر را گرد هم میآورد. سعیدیراد از آن دست آدمهایی بود که ادبیات را فقط در کتاب و دفتر نمیدید؛ شعر برای او با زندگی، مردم و فرهنگ پیوند داشت.
او رزمندهای خاکی و بیادعا بود و گاهی نیز به صداوسیمای خوزستان سر میزد و برنامهای با عنوان «گنجینه» را در رادیو خوزستان اجرا میکرد. یک روز با همان موتور معروفش دنبال من آمد و گفت: «بیا با هم برویم صداوسیما.» شاید آن روز نمیدانستم این دعوت ساده، نخستین پنجره آشنایی جدی من با فضای صداوسیما خواهد بود؛ مجموعهای که بعدها بخش مهمی از مسیر حرفهای زندگی مرا رقم زد.
سعیدیراد در جلسات شعر حوزه هنری نیز حضور و فعالیت داشت و حاصل آن سالها، پرورش نسل قابل توجهی از شاعران و نویسندگان خوزستان بود؛ جوانانی که بعدها برخی از آنان در سطح ملی شناخته شدند. ارزش کار او را باید در همین «پرورش انسان» جستوجو کرد؛ کاری که شاید در ظاهر دیده نشود، اما اثرش سالها بعد در فرهنگ یک جامعه باقی میماند.
پس از پایان تحصیلات، مهندس سعیدیراد که تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته کشاورزی به پایان رسانده بود، وارد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور شد، اما حضور در ساختار اداری هرگز باعث نشد دغدغه فرهنگی خود را کنار بگذارد. همچنان شعر و نویسندگی را دنبال کرد و در حد توان، از فعالیتهای فرهنگی و جوانان حمایت کرد.
امروز وقتی به کارنامه او نگاه میکنیم، با شاعری روبهرو هستیم که بیش از چهل عنوان کتاب در حوزههای شعر، نثر، دلنوشته، سفرنامه و دیگر قالبهای ادبی منتشر کرده و همچنان در عرصه فرهنگ و ادبیات فعال است.
برای من، عبدالرحیم سعیدیراد فقط یک شاعر شناختهشده نیست؛ بخشی از خاطرات نسل ماست؛ نسلی که در جلسات کوچک ادبی، با امکانات اندک اما با شوقی بزرگ، شعر و فرهنگ را جدی میگرفت.
گاهی یک دعوت ساده با یک موتور قدیمی میتواند مسیر زندگی یک جوان را تغییر دهد؛ و برای من، آن دعوت، آغاز آشنایی جدیتر با دنیای رسانه بود.
برای این دوست و همراه قدیمی، شاعر پرتلاش و فرهیخته خوزستان، آرزوی سلامتی، موفقیت و سالهای پربارتر در عرصه فرهنگ و ادبیات ایران را دارم.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید