حبیبالله بهرامی؛ مردی با چندین پنجره رو به فرهنگ و رسانه
منوچهربرون/ خیلیها او را در جوانی و حتی امروز، از نظر چهره و سیمای ظاهری، شبیه سهراب سپهری، شاعر و نقاش نامدار معاصر، میدانند؛ شباهتی که البته تنها به چهره محدود میشود. سهراب شاعری بود که نقاشی را نیز با استادی دنبال کرد، اما استاد حبیبالله بهرامی شهنی در چندین عرصه فرهنگی و رسانهای دستی […]
منوچهربرون/
خیلیها او را در جوانی و حتی امروز، از نظر چهره و سیمای ظاهری، شبیه سهراب سپهری، شاعر و نقاش نامدار معاصر، میدانند؛ شباهتی که البته تنها به چهره محدود میشود. سهراب شاعری بود که نقاشی را نیز با استادی دنبال کرد، اما استاد حبیبالله بهرامی شهنی در چندین عرصه فرهنگی و رسانهای دستی توانا دارد؛ از شعر و طنز گرفته تا عکاسی، روابط عمومی، روزنامهنگاری و سردبیری مطبوعات.
اگر سهراب سپهری را با دو پنجره شعر و نقاشی بشناسیم، بهرامی را باید مردی دانست که پنجرههای متعددی به سوی فرهنگ و رسانه گشوده است.

در شعر، از قدیمیهای این عرصه است؛ در طنز و طنازی، قلمی صریح و بیپیرایه دارد؛ در عکاسی، صاحب تجربه و مهارت است؛ در روابط عمومی از پیشکسوتان این حوزه به شمار میرود و در روزنامهنگاری و سردبیری مطبوعات نیز سالها تجربه اندوخته است.
صحبت از همان حبیبالله بهرامی شهنی خودمان است؛ مردی از بچههای نفتون که سالها آمد، آموخت، تجربه کرد، آموزش داد و مهمتر از همه، دست بسیاری از جوانترها را گرفت.
مسیر حرفهای او را اگر مرور کنیم، بخشی از تاریخ مطبوعات و رسانه خوزستان را نیز مرور کردهایم؛ از همکاری با روزنامه اطلاعات و نشریه فجر گرفته تا فعالیتهای رسانهای و راهاندازی پایگاه خبری حبیب خبر. در همه این سالها، اطلاعرسانی و خبر یکی از دغدغههای اصلی او بوده است.
اما شاید مهمتر از عناوین و مسئولیتها، نقشی باشد که او در پرورش نسلهای بعدی ایفا کرده است.
پیشکسوت واقعی فقط کسی نیست که سالهای زیادی در یک حرفه حضور داشته باشد؛ پیشکسوت کسی است که پس از سالها تجربه، هنوز برای آموختن و آموختنِ دیگران انگیزه داشته باشد. بهرامی از همین جنس است. بسیاری از جوانانی که روزی تازه قدم به دنیای مطبوعات و رسانه گذاشتند، از تجربه و راهنمایی او بهره بردند.
آنچه درباره او برای من جذابتر است، این است که گذر سالها نتوانسته شور جوانی را از قلمش بگیرد. هنوز مینویسد، هنوز دغدغه دارد، هنوز به اتفاقات پیرامونش واکنش نشان میدهد و هنوز قلبش برای ایران و خوزستان میتپد.
در روزگاری که بسیاری پس از سالها فعالیت، قلم را کنار میگذارند و از فضای رسانه فاصله میگیرند، او همچنان در میدان است؛ با همان شور، همان دغدغه و همان علاقهای که سالها پیش داشت.
روز خبرنگار فقط روز تبریک گفتن به خبرنگاران امروز نیست؛ فرصتی است برای یادآوری کسانی که چندین دهه چراغ رسانه را روشن نگه داشتهاند. کسانی که بخشی از عمر خود را برای خبر، فرهنگ، هنر و آگاهی مردم گذاشتند و در کنار آن، نسلهایی را نیز تربیت کردند.
حبیبالله بهرامی شهنی برای من یکی از همین چهرههاست؛ مردی که نمیتوان او را تنها با یک عنوان معرفی کرد.
شاعر است، اما فقط شاعر نیست؛
طنزپرداز است، اما فقط طنزپرداز نیست؛
عکاس است، اما فقط عکاس نیست؛
روزنامهنگار است، اما فقط روزنامهنگار نیست؛
و پیشکسوت است، اما هنوز شور جوانی در قلمش جریان دارد.
شاید همین چندوجهی بودن است که او را از بسیاری متمایز میکند.
و چه خوب که در روز خبرنگار، در کنار نام خبرنگاران جوان و پرتلاش امروز، یادی هم از مردانی کنیم که سالها پیش این راه را آغاز کردند و هنوز در کنار نسل جدید ایستادهاند.
حبیبالله بهرامی شهنی، بچه نفتون، یکی از همان نامهایی است که بخشی از حافظه مطبوعات و رسانه خوزستان با او گره خورده است؛ مردی که سالها نوشت، آموخت، آموزش داد و همچنان مینویسد.
برای او و همه پیشکسوتانی که هنوز با عشق قلم میزنند، روز خبرنگار تنها یک مناسبت نیست؛ ادای احترام به عمر و اندیشهای است که برای فرهنگ و رسانه این سرزمین صرف شده است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید