راز چسبندگی چرا قیمتهای بهعرشچسبیده پایین نمیآیند؟
چسبندگی قیمتها، ماحصل فضای مهآلود اقتصادی و نبود یک دورنمای شفاف از وضعیت اقتصادی در کشور است. در چنین نگاهی، انحصار خود معلول دخالتهای دولتی است و علت آن نیست؛ چسبندگی قیمتها همزمان با دخالت دولت و غالب شدن نااطمینانی متولد میشود. از سوی دیگر، در روایت کلاسیک اقتصاد کلان، چسبندگی قیمت، محصول ساختارهای انحصاری […]
چسبندگی قیمتها، ماحصل فضای مهآلود اقتصادی و نبود یک دورنمای شفاف از وضعیت اقتصادی در کشور است. در چنین نگاهی، انحصار خود معلول دخالتهای دولتی است و علت آن نیست؛ چسبندگی قیمتها همزمان با دخالت دولت و غالب شدن نااطمینانی متولد میشود. از سوی دیگر، در روایت کلاسیک اقتصاد کلان، چسبندگی قیمت، محصول ساختارهای انحصاری یا مداخلات دولت نیست. به گفته کلاسیکها، چسبندگی قیمت نتیجه اصطکاکهایی است که در فرآیند قیمتگذاری بنگاهها وجود دارد. در این نگاه، قیمتها و دستمزدها به دلایل مختلف، بلافاصله و متناسب با تغییر شرایط اقتصادی تعدیل نمیشوند، چراکه بنگاهها باید برای تغییر قیمت هزینههایی متحمل شوند. بهجز این، بنگاهها از واکنش مشتریان نسبت به افزایش یا کاهش مداوم قیمتها میترسند و گاه نیز درگیر قراردادهایی هستند که امکان تغییر فوری قیمت را از آنها سلب میکند. به همین دلیل، حتی زمانی که هزینههای تولید تغییر میکند هم قیمتها با وقفه واکنش نشان میدهند. این وقفه «هزینه منو» (Menu Cost) نام دارد. گزارش «وضعیت چسبنده» که در سال ۲۰۰۵ در مجله 1Region Focus منتشر شد، این پدیده را یکی از مهمترین مفاهیم اقتصاد کلان معاصر میداند. در این روایت، چسبندگی قیمتها صرفاً یک ویژگی رفتاری در سطح بنگاه نیست، بلکه سازوکاری است که میتواند توضیح دهد چرا سیاستهای پولی بر اقتصاد اثر میگذارند. طرفداران این دیدگاه معتقدند اگر قیمتها و دستمزدها بدون لحظهای درنگ و بهطور کامل تعدیل میشدند، تغییرات نرخ بهره یا عرضه پول نمیتوانست اثر قابلتوجهی بر تولید و اشتغال داشته باشد. به هر حال، بهنظر میرسد اختلاف درباره منشأ چسبندگی قیمتها منحصر به ایران نیست و حتی در میان اقتصاددانان همرای و همنظر نیز وجود دارد. اقتصاددانانی مانند «جوردی گالی»2 چسبندگی قیمتها را یکی از ارکان اصلی تحلیل اقتصاد کلان مدرن میدانند و اقتصاددانانی مانند «پاتریک کیهو»3 معتقدند برای نسبت دادن چنین نقش پررنگی به چسبندگی قیمتها باید شواهد تجربی بیشتری داشت. بنابراین هر کدام از اقتصاددانها منشأ متفاوتی برای چسبندگی قیمتها متصور میشوند؛ گروهی این پدیده را به سیاستهای پولی مرتبط میکنند، گروهی دیگر تاکید بیشتری بر ساختار بازار و رقابت دارند و درنهایت برخی هم ریشه چسبندگی قیمتها را در نااطمینانی و اقتصاد دستوری میدانند.
چسبندگی از بازار تا بانک مرکزی
رقیب ندارند که ناچار شوند برای حفظ مشتری، قیمتها را پایین بیاورند. چنانچه مصرفکننده انتخابهای محدودی پیشروی خود داشته باشد، فشاری برای تعدیل قیمتها شکل نمیگیرد. دقیقاً به همین دلیل است که اقتصاددانان توضیح میدهند رقابت، مهمترین عامل کاهش قیمتهاست. در بازاری که چندین بنگاه برای جذب مشتری با یکدیگر رقابت میکنند، کاهش هزینهها دیر یا زود به قیمت نهایی راه پیدا میکند، اما زمانی که چنین امکانی نیست، کاهش هزینهها فقط به افزایش سود بنگاهها منجر میشود.
فعالان اقتصادی در ایران توامان که با مسئله هزینه تولید مواجه هستند، مجبورند به مجموعهای از متغیرهای پیشبینیناپذیر مانند بخشنامههای خلقالساعه نیز عادت کنند. در چنین فضایی، طبیعی است که بنگاهها برای کاهش قیمت با احتیاط بیشتری عمل کنند، چراکه حتی اگر بخشی از هزینهها کاهش یابند، همیشه این نگرانی وجود دارد که چند ماه بعد همان هزینهها دوباره افزایش پیدا کند یا بخشی دیگر از هزینهها چند برابر شود. احتمالاً همین ساختار پیچیده است که سبب میشود همزمان که روایت یک اقتصاددان از نااطمینانی و مداخلات گسترده دولت هیچ جای تردیدی باقی نگذارد، روایت آن اقتصاددان دیگر هم درباره ضعف رقابت و ساختار بازار صحیح باشد. هر کدام از این روایتها بخشی از واقعیت را توضیح میدهند و هیچکدام ناقض دیگری نیستند. شاید تفاوت اصلی این روایتها در آن باشد که هر کدام از نقطهای متفاوت به مسئله چسبندگی قیمتها نگاه میکنند. در عرش ماندن قیمتها صرفاً به این دلیل نیست که بنگاهها تمایلی به کاهش آنها ندارند یا مصرفکنندگان انتظار کاهش قیمت را ندارند. ساختار بازار، میزان رقابت، انتظارات تورمی، نااطمینانی نسبت به آینده و تحولات سیاسی و ارزی همه و همه، دستبهدست یکدیگر میدهند تا پازل چسبندگی قیمت در ایران را تکمیل کنند. در اقتصادی که سالها با بیثباتی، تورم و مداخلات گسترده دستوپنجه نرم کرده، پایین آمدن قیمتها عموماً دشوارتر از بالا رفتن آنهاست. احتمالاً اگر دوباره به تصویری که در ابتدای گزارش ترسیم کردیم بازگردیم، بهتر متوجه میشویم که چرا در بازارها فروشنده و خریدار از یک رخداد یکسان، دو برداشت متفاوت دارند. احتمالاً خریدار چشم به قیمت دلار در بازار دوخته و منتظر است همزمان با کاهش قیمت دلار، مبلغ کمتری برای دریافت کالا یا خدمات دهد؛ اما فروشنده که نتوانسته هزینههای انبار را کاهش دهد، نگران اتفاقات آینده و آتی در بازار است یا تصور میکند که دولت از پیش قیمتها را دستوری سرکوب کرده و حال او نمیتواند این کاهش قیمت را بدون ضرر بازتاب دهد. به هر حال، چسبندگی قیمتها پدیدهای است که آحاد اقتصادی -چه عرضهکنندگان و چه متقاضیان- هر روز با آن مواجه هستند. آنها حتی اگر ندانند چسبندگی قیمتها به چه معناست هم هر بار با خود فکر میکنند چرا کاهش قیمت ارز هرگز در سبد خرید آنها اثر نمیکند؟
پینوشتها:
1- مجلهای وابسته به بانک فدرالرزرو ریچموند
2- اقتصاددان برجسته اسپانیایی در حوزه اقتصاد کلان و سیاست پولی
3- اقتصاددان برجسته آمریکایی در حوزه اقتصاد کلان، نظریه پولی و چرخههای تجاری/هفته نامه تجارت فردا_ مریم رحیمی
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید