رزیدنتی؛ میان آموزش، فرسودگی و دغدغه معاش
رزیدنتی یعنی حداقل ۱۰۰ ساعت کار در هفته
باشند. او میگوید: «در دوره پزشکی عمومی ما حدود ۴۰ نفر بودیم، اما فقط سه نفر وارد رزیدنتی شدیم. بقیه یا به مهاجرت فکر میکردند، یا مسیرهای دیگری را برای ادامه فعالیت حرفهای خود انتخاب کرده بودند.»
به اعتقاد علیمرادی، خالی ماندن برخی ظرفیتهای دستیاری در سالهای اخیر نتیجه طبیعی همین وضعیت است: «وقتی شرایط کار و زندگی رزیدنتها اینقدر دشوار باشد، طبیعی است که بخشی از پزشکان جوان مسیرهای دیگری را انتخاب کنند.»
این رزیدنت همچنین از تجربه همسرش که رزیدنت زنان و زایمان است سخن میگوید: «در ماههای اول دوره، تقریباً هفتهای نبود که همسرم از فشار کاری شاکی نباشد و به انصراف فکر نکند. البته با حمایت خانواده ادامه داد، اما این شرایط برای خیلیها وجود دارد. بسیاری از رزیدنتها در ماههای ابتدایی دوره بارها به انصراف فکر میکنند و فشارهای موجود گاهی ادامه مسیر را بسیار دشوار میکند.»
آمارهای رسمی نیز از کاهش استقبال پزشکان عمومی از برخی رشتههای تخصصی حکایت دارد. محمد رئیسزاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، سال گذشته نیز در گفتوگو با خبرآنلاین اعلام کرد که در آزمون دستیاری، تنها ۱۰ درصد ظرفیت رشته طب اورژانس، ۲۲ درصد ظرفیت رشته اطفال، ۳۲ درصد ظرفیت رشته بیهوشی و ۱۵ درصد ظرفیت رشته بیماریهای عفونی تکمیل شده است؛ رشتههایی که جزو ارکان اصلی نظام درمانی کشور به شمار میروند.
رئیس سازمان نظام پزشکی همچنین از فعالیت حدود ۳۰ هزار پزشک در مشاغل غیرپزشکی خبر داده و گفته است بخشی از پزشکان عمومی به دلیل شرایط اقتصادی، دشواریهای حرفهای و نبود چشمانداز مناسب، مسیرهای شغلی دیگری را انتخاب میکنند؛ روندی که میتواند در سالهای آینده کمبود متخصص در برخی رشتههای حیاتی را تشدید کند.
این نگرانیها پیشتر از سوی علی جعفریان، رئیس اسبق دانشگاه علوم پزشکی تهران، نیز مطرح شده بود. او در گفتوگو با خبرآنلاین با اشاره به کاهش استقبال از برخی رشتههای تخصصی گفته بود که آزمون دستیاری که زمانی یکی از رقابتیترین آزمونهای کشور به شمار میرفت، اکنون با صدها صندلی خالی مواجه است. به گفته او، رشتههایی مانند طب اورژانس، داخلی، جراحی، کودکان و بیهوشی بیشترین آسیب را از این وضعیت دیدهاند.
جعفریان همچنین هشدار داده بود که در برخی رشتهها، از جمله بیهوشی، حتی بخشی از پذیرفتهشدگان نیز پس از قبولی انصراف میدهند. او معتقد است ادامه این روند میتواند در سالهای آینده به کمبود جدی متخصص در برخی نقاط کشور منجر شود؛ مسئلهای که به گفته او زنگ خطر آن از هماکنون به صدا درآمده است.
«آموزش» را بیشتر سالبالاییها میدهند تا استادها!
انتقاد دیگر علیمرادی به ساختار آموزشی دوره دستیاری مربوط میشود. او میگوید: «یکی از مشکلات اصلی این است که بخش زیادی از آموزش عملی توسط رزیدنتهای سال بالاتر انجام میشود، نه اساتید.»
به گفته او، مشغله زیاد اعضای هیئت علمی و حجم بالای بیماران باعث شده آموزش مستقیم استاد به رزیدنت کمتر از حد مطلوب باشد. علیمرادی معتقد است همین مسئله زمینهساز پدیدهای شده که میان رزیدنتها با عنوان «لولینگ» شناخته میشود؛ یعنی انتقال فشار از سالهای بالاتر به رزیدنتهای تازهوارد؛ در قالب نگاههای از بالا به پایین یا تحقیرهای کلامی و … .
او توضیح میدهد: «وقتی آموزش در عمل از طریق سالبالاییها انجام میشود، رزیدنت سال یک هم برای یادگیری و هم برای ادامه کار ناچار است بسیاری از فشارها و رفتارهای نادرست را تحمل کند. هرچند وضعیت رشته بیهوشی از این نظر نسبتاً مناسب است، اما در برخی رشتهها این مسئله همچنان به عنوان یک چالش جدی مطرح میشود.»
اگر نظارت باشد، خیلی از این مشکلات قابل حل است
علیمرادی معتقد است بخش مهمی از مشکلات موجود با نظارت دقیقتر و اصلاح برخی فرآیندها قابل حل است: «باید نظارت جدیتری روی تعداد کشیکها، ساعات حضور رزیدنتها و اجرای آییننامهها وجود داشته باشد. بسیاری از قوانین روی کاغذ وجود دارند، اما در عمل به طور کامل اجرا نمیشوند.»او همچنین بر کاهش کارهای اداری، افزایش نقش آموزش مستقیم اساتید و بازنگری در نظام پرداخت رزیدنتها تأکید میکند.
صاحبنظران این حوزه هم معتقدند مشکلات رزیدنتها صرفاً به میزان حقوق یا تعداد کشیکها محدود نمیشود. همانطور که مصطفیش معین قبلتر در گفتوگو با خبرآنلاین، از وجود نوعی احساس تبعیض در ساختار آموزش و درمان سخن گفته و هشدار داده بود که بیتوجهی به شرایط دستیاران تخصصی میتواند تبعات سنگینی برای نظام سلامت کشور داشته باشد. به باور او، پزشکان جوان باید فرصت کافی برای آموزش، پژوهش و کسب مهارت داشته باشند، نه اینکه بخش عمده انرژی آنها صرف عبور از فشارهای فرساینده روزمره شود.
به گفته این رزیدنت جوان، تجربه برخی کشورها نیز نشان داده که محدود کردن ساعات کار مداوم پزشکان میتواند هم به حفظ سلامت کادر درمان کمک کند و هم ایمنی بیماران را افزایش دهد.علیمرادی در پایان میگوید: «بچهها واقعاً دارند از جانشان مایه میگذارند. هدف ما صرفاً کم کردن کار نیست؛ فقط میخواهیم شرایطی ایجاد شود که هم آموزش بهتر باشد، هم سلامت رزیدنتها حفظ شود و هم بیماران خدمات باکیفیتتری دریافت کنند.»
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید