چرا رسانههای مکتوب دیگر جواب نمیدهند؟
✍منوچهربرون روزگاری انتشار یک روزنامه یا هفتهنامه، نشانهای از پویایی فرهنگی و رسانهای یک شهر بود. بوی کاغذ تازه، صدای ورق خوردن صفحات و اشتیاق خوانندگانی که برای آگاهی از اخبار و تحلیل رویدادها به پیشخوان مطبوعات میرفتند، بخشی از زندگی روزمره جامعه بود. اما امروز حالوروز مطبوعات کاغذی چندان خوش نیست؛ نشریاتی که سالها […]
✍منوچهربرون
روزگاری انتشار یک روزنامه یا هفتهنامه، نشانهای از پویایی فرهنگی و رسانهای یک شهر بود. بوی کاغذ تازه، صدای ورق خوردن صفحات و اشتیاق خوانندگانی که برای آگاهی از اخبار و تحلیل رویدادها به پیشخوان مطبوعات میرفتند، بخشی از زندگی روزمره جامعه بود. اما امروز حالوروز مطبوعات کاغذی چندان خوش نیست؛ نشریاتی که سالها چراغ اطلاعرسانی را روشن نگه داشتهاند، اکنون زیر بار گرانی و کاهش منابع درآمدی، بهسختی نفس میکشند.
افزایش قیمت فیلم، زینک، کاغذ و دیگر مواد موردنیاز چاپ و نشر، هزینه انتشار مطبوعات را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل، درآمد بسیاری از نشریات، بهویژه رسانههای محلی، متناسب با این افزایش هزینهها رشد نکرده است. در چنین شرایطی، مدیر یک نشریه باید میان ادامه فعالیت با زیان اقتصادی و توقف انتشار یکی را انتخاب کند؛ انتخابی تلخ که گاهی حاصل سالها تلاش و تجربه را به بنبست میرساند.
در این میان، بسیاری از دوستان و همکاران رسانهای، پس از سالها فعالیت در مطبوعات مکتوب، ناچار شدهاند نشریات خود را تعطیل کنند و با راهاندازی پایگاههای خبری و رسانههای دیجیتال، مسیر تازهای را در پیش بگیرند. کوچ به فضای مجازی، در بسیاری موارد، نه از سر علاقه به کنار گذاشتن کاغذ، بلکه واکنشی به واقعیتهای اقتصادی و تغییر رفتار مخاطبان است. سرعت انتشار، دسترسی آسان و هزینه کمتر، رسانههای دیجیتال را به گزینهای جذابتر برای بسیاری از فعالان این عرصه تبدیل کرده است.
بااینحال، نباید تصور کرد که ورود به دنیای دیجیتال بهتنهایی همه مشکلات رسانهها را حل میکند. پایگاه خبری نیز برای تولید محتوای حرفهای، تأمین نیروی انسانی، پوشش رویدادها و حفظ اعتبار خود به منابع مالی نیاز دارد. افزون بر این، رقابت سنگین در فضای مجازی، انتشار اخبار نادرست و گسترش محتوای سطحی، چالشهایی هستند که رسانههای دیجیتال نیز با آنها دستوپنجه نرم میکنند. بنابراین، مسئله فقط تغییر کاغذ به صفحه نمایش نیست؛ مسئله، یافتن الگویی پایدار برای ادامه فعالیت رسانهای است.
از سوی دیگر، هنوز نمیتوان نقش مطبوعات مکتوب را در ثبت تاریخ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه نادیده گرفت. روزنامهها و هفتهنامهها، علاوه بر انتقال خبر، اسناد ماندگاری از روزگار خود بهجا میگذارند. بسیاری از گزارشها، یادداشتها و مطالبی که امروز برای شناخت گذشته به آنها مراجعه میکنیم، حاصل تلاش روزنامهنگارانی است که در روزگار خود، با امکانات محدود و دشواریهای فراوان قلم زدهاند. تعطیلی هر نشریه، علاوه بر از دست رفتن یک بنگاه اقتصادی، میتواند به معنای خاموش شدن بخشی از این حافظه جمعی باشد.
البته تغییر ذائقه مخاطبان و گسترش تلفنهای هوشمند را نیز نمیتوان نادیده گرفت. بخش بزرگی از جامعه، خبر را پیش از آنکه به چاپ برسد، از شبکههای اجتماعی دریافت میکند. نسل تازه کمتر منتظر انتشار روزنامه میماند و به دنبال دسترسی سریع و آسان به اطلاعات است. رسانهای که نتواند خود را با این تغییرات هماهنگ کند، بهتدریج مخاطبانش را از دست خواهد داد. بااینهمه، نباید تمام مشکلات مطبوعات را به تغییر رفتار مخاطب نسبت داد؛ وقتی هزینه تولید افزایش مییابد و درآمد تبلیغاتی کاهش پیدا میکند، حتی یک نشریه حرفهای و پرمحتوا نیز ممکن است در ادامه راه با مشکل مواجه شود.
در چنین وضعیتی، مسئولان فرهنگی، نهادهای متولی مطبوعات، خانههای مطبوعات و مجموعههای اقتصادی باید با نگاهی واقعبینانه به مشکلات این حوزه بنگرند. حمایت هدفمند از هزینههای چاپ و نشر، توزیع عادلانه آگهیها، ایجاد فرصتهای تبلیغاتی برای رسانههای محلی و تدوین برنامههایی برای کاهش هزینههای تولید میتواند به بقای نشریات کمک کند. در کنار این حمایتها، مدیران رسانهها نیز باید برای توسعه نسخههای دیجیتال، تقویت محتوای اختصاصی و ایجاد منابع درآمدی پایدار برنامهریزی کنند.
امروز پرسش این نیست که مطبوعات کاغذی تا ابد به شکل گذشته باقی خواهند ماند یا نه؛ پرسش این است که چگونه میتوان در عصر تحول دیجیتال، جایگاه روزنامهنگاری حرفهای را حفظ کرد و اجازه نداد مشکلات اقتصادی، صدای رسانههای مستقل و محلی را خاموش کند.
کاغذ گران شده است، زینک و مواد چاپی از دسترس بسیاری از نشریات دورتر شدهاند و پیشخوان مطبوعات، در بعضی شهرها، هر روز خلوتتر از گذشته به نظر میرسد. پشت این خلوتی، زندگی روزنامهنگارانی قرار دارد که سالها نوشتند، پیگیری کردند و برای آگاهی مردم کوشیدند؛ اما امروز برای ادامه کار خود با پرسشهای دشواری روبهرو هستند.
شاید روزی شکل رسانهها تغییر کند و کاغذ جای خود را به ابزارهای تازه بدهد؛ اما جامعه همچنان به خبر درست، تحلیل عمیق و قلم مسئولانه نیاز دارد. نباید اجازه داد در هیاهوی فضای مجازی و زیر فشار گرانی، ارزش روزنامهنگاری حرفهای فراموش شود. زیرا آنچه باید زنده بماند، صرفاً یک برگ کاغذ یا یک صفحه دیجیتال نیست؛ حق مردم برای آگاهی و حق رسانه برای ادامه حیات است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید