“بهشت” مدرسه ای که پر از فرشتگان مهربان بود
✍🏻 میترا مرادی من بهشت را با چشمان خود دیدم . در میان هیاهوی روزانه و شتاب های بیهوده زندگی شلوغ ماشینی که هر کسی به دنبال منافع خود در تلاش است و اما کودکانی معصوم در گوشه ای از این شهر الفبای عشق و مهربانی را با نگاه خاص خود هجی می کنند. […]
✍🏻 میترا مرادی
من بهشت را با چشمان خود دیدم . در میان هیاهوی روزانه و شتاب های بیهوده زندگی شلوغ ماشینی که هر کسی به دنبال منافع خود در تلاش است و اما کودکانی معصوم در گوشه ای از این شهر الفبای عشق و مهربانی را با نگاه خاص خود هجی می کنند. چندی پیش پای درد دل پدر یکی از این بهشتیان نشستیم نه از برای خستگی هایی که متحمل می شود، نه آنها خواسته هایی کم بها و حداقلی را برای خود و فرزندانشان خواهانند و آن چیزی نیست جز درک و پذیرش آنها توسط جامعه . فرهنگ سازی و یکسان دیدن کودکان اتیسم با دیگر کودکان هنگام حضور در جمع ، مراکز خرید و تفریح و… ولو با شناخت جزیی از رفتار و مسائل خاص این نوع کودکان. آنها می خواهند جهان بهتری برای حضور و ورود کودکانشان ترسیم شود و نگاه های توام با ترحم یا خشم و بی حوصلگی نباشد. مدارس خاص آنها مطابق با استانداردهای خاص شرایط اوتیسم باشد . گذشته از هزینه های بسیار سنگینی که برای گفتار درمانی، مهارت و و نیز تحت پوشش نبودن هیچ بیمه خاصی شرایط زندگی آنان را به لحاظ مالی و روحی و جسمی به شدت آسیب پذیر کرده است.
به همین منظور با چند تن از همکاران رسانه ای به مدرسه ” بهشت” رفتیم . استقبال کودکان بطور عجیبی دور از انتظار بود .بچه ها با شور و اشتیاق و مهربانی وصف ناپذیری به ما نزدیک شدند و با روش و زبان و نگاه خود به ما خوش آمد می گفتند و سلام میکردند . در میان این همهمه کودکی ریز نقش و دوست داشتنی خودش را به من رساند دستان کوچکش را بسویم دراز کرد و گفت : ” دوست” ، ” دوست” با تمام وجود معنی دوست را دریافتم و خوشحال از اینکه توانستم حس مثبتی را به او منتقل کنم .
براستی دنیای خاصی دارند ، پر از واژه هایی که درکش برای ما سخت است. جهان کودکان اوتیسم پر از واژه های صادقانه و پاکی ست که گاه در سنگینی سکوت شان و گاه با تکرار کلمات شان به آرامش درونی می رسند . قلب های کوچکشان ساز مهربانی را جور دیگر می نوازد که با ساز ناکوک ما همخوانی ندارد !.
کودک اوتیسم اسیر تکرار و کلیشه است و این تکرار شاید برای اطرافیان کلافه کننده باشد اما برای او یک نظم و حس آرامش بخشی به همراه دارد.
می گویند این کودکان جهان را خارج از تصور ما درک می کنند .تماس چشمی چندانی ندارند اما هرگز به معنای ندیدن و میل به دیده شدن نیست. این بهشتیان پاک و معصوم انسانها را با ارتعاشی که از آنها ساطع می شود ، احساس می کنند و لبریز از مهر می شوند و نیاز به توجه خاص دارند.
فرشتگان مهربان ” بهشت” والدینی دارند که خداوند در کنار مشقاتی که متحمل می شوند افتخاری نصیب شان کرده تا از این مخلوقات خاص نگهداری و حمایت کنند . پدر و مادرانی که از درون فرو می ریزند ، خسته و ناامید می شوند ، زندگی عادیشان مختل می شود و از جذابیت های زندگی دور می مانند اما آن را به آسایش فرزند خود ترجیح می دهند.
اما جامعه چه وظیفه ای بعهده دارد ؟ آیا این کودکان ترحم می خواهند؟! خیر. اندکی درک و شناخت جزیی از شرایط خاص شان می خواهند ، فروخوردن خشم هنگام برخورد با این کودکان و درک خانواده هایشان .
متاسفانه نگاه افراد جامعه به علت عدم شناخت موقعیت کودک اوتیسمی نیاز به تغییر ، آگاهی ، آموزش و فرهنگ سازی دارد . کودکان اوتیسم کودکانی کشف نشده برای عموم مردم هستند که در جزیره تنهایی خود زبان مشترکی با دیگر افراد ندارند و لازم است با آگاهی بخشی و عادی سازی ، زمینه پذیرش آنها را بوجود آورد و با ارتعاش محبت پرده سکوت شان را کنار زد و زندگی قابل تحمل تری را برای خانواده هایشان بوجود آورد.
جا دارد از معلمان بسیار مهربان و پر حوصله و صبور مدرسه ” بهشت قدردانی کرد که باعث دلگرمی والدین این کودکان هستند و چه خوب است که هر کسی در هر پست و مقام و شرایط مالی از جمله خیرین بتوانند بار سنگین خانواده ها و مسئولین این مدرسه را از دوش خسته شان کم کنند . بدون شک هر چقدر برای این کودکان هزینه شود جای دوری نخواهد رفت.
درود بر شما