ورزشگاهی که شبیه هیچ ورزشگاهی نیست!
منوچهربرون/ گاهی در گوشهوکنار شهر، با فضاهایی روبهرو میشویم که ظرفیت بزرگی برای خدمت به مردم دارند، اما آنچه میبینیم با فلسفه وجودی آنها فاصلهای تلخ دارد. گذرم به محدوده کوی الصافی، در مسیر اتوبان چهارشیر و انبار هلالی اهواز افتاد؛ جایی که ورزشگاه بزرگی به نام شهید قربانی قرار دارد؛ مجموعهای چند هکتاری با […]
منوچهربرون/
گاهی در گوشهوکنار شهر، با فضاهایی روبهرو میشویم که ظرفیت بزرگی برای خدمت به مردم دارند، اما آنچه میبینیم با فلسفه وجودی آنها فاصلهای تلخ دارد. گذرم به محدوده کوی الصافی، در مسیر اتوبان چهارشیر و انبار هلالی اهواز افتاد؛ جایی که ورزشگاه بزرگی به نام شهید قربانی قرار دارد؛ مجموعهای چند هکتاری با ساختمانهای متعدد و محوطهای وسیع که میتواند میزبان شور و نشاط جوانان باشد، اما وضعیت کنونی آن پرسشهای جدی درباره نگهداری و بهرهبرداری از اماکن ورزشی شهر ایجاد میکند.
این ورزشگاه از یک سو به محدوده بزرگراه چهارشیر و استخر آزادی و از سوی دیگر به کوی الصافی، پمپبنزین و مدارس اطراف محدود میشود؛ موقعیتی که میتواند آن را به یکی از ظرفیتهای مهم ورزشی و اجتماعی این بخش از اهواز تبدیل کند. بااینحال، آنچه در بازدید از محوطه به چشم میآمد، بیشتر به فضای رهاشدهای شباهت داشت تا مجموعهای ورزشی که باید پذیرای ورزشکاران و خانوادهها باشد.
در محوطه، گلهای از حیوانات اهلی آزادانه رفتوآمد میکردند. برخی ساختمانها وضعیت مناسبی نداشتند؛ درها کنده شده بود و در قسمتهایی، به جای در و پنجره، با بلوک و گچ مسیر ورودیها را مسدود کرده بودند. محوطهای بزرگ با بناهای متعدد، بدون آنکه نشانهای روشن از بهرهبرداری متناسب با ظرفیت آن دیده شود، در برابر دید رهگذران قرار داشت.
در همان فضا، چند خانم مشغول پیادهروی بودند؛ تصویری که از یک سو نشان میداد مردم همچنان به فضاهای باز و امکان فعالیت بدنی نیاز دارند و از سوی دیگر، این پرسش را پیش میکشید که چرا چنین مجموعهای با این وسعت نمیتواند به محیطی ایمن، منظم و فعال برای ورزش و تفریح شهروندان تبدیل شود؟
ورزشگاه قرار است محل پرورش جسم، تقویت روحیه جمعی، کشف استعدادها و دور شدن جوانان از آسیبهای اجتماعی باشد. اما وقتی یک مجموعه بزرگ از چرخه استفاده مؤثر خارج میشود، فقط ساختمانهایش فرسوده نمیشوند؛ فرصتی برای نشاط اجتماعی، ورزش همگانی و رشد استعدادهای جوانان نیز از دست میرود.
اهواز شهری جوان و پرجمعیت است و نیاز آن به فضاهای ورزشی استاندارد، قابل دسترس و برخوردار از امکانات مناسب، موضوعی نیست که بتوان از کنار آن بهسادگی گذشت. در محلههایی که خانوادهها برای یافتن فضایی امن و مناسب جهت ورزش فرزندانشان با محدودیت روبهرو هستند، رها ماندن یک مجموعه چند هکتاری، پرسشی جدی درباره اولویتهای مدیریت شهری و ورزشی ایجاد میکند.
البته اداره و نگهداری مجموعههای بزرگ ورزشی هزینهبر است. تعمیر ساختمانها، تأمین تجهیزات، حفظ ایمنی، نگهداری فضای سبز و پرداخت هزینههای جاری، به منابع مالی و برنامهریزی نیاز دارد. اما اگر دستگاه متولی با محدودیت بودجه، نیروی انسانی یا امکانات اجرایی روبهروست، راهحل نباید به رها شدن مجموعه و فرسودگی تدریجی آن ختم شود.
یکی از گزینههای قابل بررسی، واگذاری مدیریت و بهرهبرداری از چنین مجموعههایی به بخش خصوصی یا تعاونیهای تخصصی ورزشی، در چارچوب ضوابط قانونی و با نظارت دقیق است. البته واگذاری بهتنهایی تضمینکننده حل مشکلات نیست؛ قراردادها باید شفاف باشند و تعهدات مشخصی برای بازسازی، نگهداری، ایمنی، ارائه خدمات ورزشی و دسترسی اقشار مختلف جامعه در آنها پیشبینی شود. همچنین لازم است از تبدیل شدن کامل فضاهای عمومی ورزشی به خدمات گرانقیمت و دور از دسترس خانوادههای کمدرآمد جلوگیری شود.
پیش از هر تصمیمی، باید وضعیت مالکیت، ظرفیتهای موجود، هزینههای احیا و امکان استفاده مجدد از ساختمانها بررسی شود. سپس میتوان با تدوین طرحی کارشناسی، بخشهای مختلف مجموعه را برای ورزش همگانی، تمرین رشتههای گوناگون، فعالیت نوجوانان و جوانان و برنامههای خانوادگی آماده کرد. اگر تمام مجموعه قابل احیا نیست، دستکم میتوان با اولویتبندی، بخشهای سالمتر و قابل استفاده را به چرخه خدمت بازگرداند.
از سوی دیگر، انتظار میرود نهادهای مسئول، گزارشی روشن از وضعیت این ورزشگاه، علت کاهش یا توقف فعالیتها و برنامه آینده آن ارائه کنند. مردم حق دارند بدانند مجموعهای که به نام یک شهید مزین شده و برای خدمت به جامعه شکل گرفته است، چه سرنوشتی پیدا کرده و چه برنامهای برای بازگشت آن به چرخه ورزش وجود دارد.
نام شهید بر سردر یک مجموعه، تنها یک عنوان نیست؛ یادآور مسئولیتی است که در برابر مردم و ارزشهای اجتماعی بر عهده داریم. شایسته است چنین فضاهایی با مراقبت، برنامهریزی و بهرهبرداری مناسب، به محل امید و پویایی تبدیل شوند، نه آنکه تصویر فرسودگی و بیاستفاده ماندن را به نمایش بگذارند.
ورزشگاه شهید قربانی میتواند دوباره به فضایی برای حرکت، سلامت و نشاط تبدیل شود؛ به شرط آنکه مسئولان، به جای پذیرفتن وضع موجود، برای آینده آن تصمیمی روشن بگیرند. این مطالبه فقط درباره یک ورزشگاه نیست؛ درباره شیوه نگاه ما به سرمایههای عمومی و حق مردم برای برخورداری از امکانات ورزشی مناسب است.
شهر زیبا و سالم، تنها با ساختوسازهای تازه شکل نمیگیرد؛ گاهی احیای یک مجموعه فراموششده، ارزشمندتر از ساخت بنایی دیگر است. جوانان اهواز به فضاهایی نیاز دارند که در آنها بدوند، ورزش کنند، استعدادهایشان را پرورش دهند و امید به آینده را تجربه کنند. آیا وقت آن نرسیده است که ورزشگاه شهید قربانی از وضعیت کنونی خارج شود و دوباره به مردم بازگردد؟
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید