وقتی یک میخ کوچک، مسئولیت بزرگ ما را یادآوری میکند
✍منوچهربرون/ این روزها وقتی در سطح شهر تردد میکنیم، گاهی با ابتکارهایی روبهرو میشویم که در نگاه اول ساده و حتی ابتدایی به نظر میرسند، اما کمی که دقیقتر نگاه کنیم، پشت همان ابتکار ساده، دنیایی از تجربه، تلاش و نیاز نهفته است. چندی پیش با یکی از پاکبانان شهر برخورد کردم. در دستش وسیلهای […]
✍منوچهربرون/
این روزها وقتی در سطح شهر تردد میکنیم، گاهی با ابتکارهایی روبهرو میشویم که در نگاه اول ساده و حتی ابتدایی به نظر میرسند، اما کمی که دقیقتر نگاه کنیم، پشت همان ابتکار ساده، دنیایی از تجربه، تلاش و نیاز نهفته است.
چندی پیش با یکی از پاکبانان شهر برخورد کردم. در دستش وسیلهای ساده بود؛ تکهای چوب خشک و یک میخ بزرگ که خودش آن را ساخته بود. با همین وسیله، کاغذها و زبالههای پلاستیکی را از سطح خیابان و پارک جمع میکرد، بدون اینکه مجبور باشد برای هر تکه زباله خم شود. میخ را روی کاغذ یا پلاستیک فشار میداد، آن را برمیداشت و داخل کیسه میانداخت.
از او درباره این وسیله پرسیدم. با سادگی گفت: «خودم درستش کردم، کارم را سریعتر میکند. گاهی امکانات دیر به دستمان میرسد، اما خودمان کارمان را انجام میدهیم.»
همین جمله کوتاه، بیش از آنچه تصور کنیم معنا داشت. گاهی کمبود امکانات، انسان را به فکر وادار میکند و از دل یک نیاز ساده، ابتکاری متولد میشود که کار را آسانتر میکند. اما در عین حال نباید فراموش کنیم که ابتکار کارکنان، نباید جای امکانات مناسب و تجهیزات استاندارد را بگیرد.
پاکبانان از جمله زحمتکشترین نیروهای شهری هستند؛ کسانی که معمولاً پیش از بیدار شدن شهر، کار خود را آغاز میکنند و بخش زیادی از روز را در خیابانها و فضاهای عمومی میگذرانند. نتیجه کار آنان شاید زمانی بیشتر دیده شود که نباشند؛ وقتی زبالهها جمع نشوند و شهر چهره دیگری پیدا کند.
امروز انباشت زباله و پسماند به یکی از مشکلات جدی شهرها تبدیل شده است. افزایش مصرف محصولات پلاستیکی، کاغذ، بطری و ظروف یکبارمصرف، در کنار ضعف زیرساختهای مدیریت پسماند، فشار زیادی بر محیط زیست و مدیریت شهری وارد کرده است.
اما همه مشکل را نمیتوان متوجه شهرداری و نیروهای خدماتی دانست. بخشی از این مسئله مستقیماً به رفتار ما شهروندان مربوط است.
وقتی بطری یا کاغذی را روی زمین میاندازیم، شاید تصور کنیم اتفاق بزرگی نیفتاده است؛ اما همین رفتار کوچک اگر هزاران بار تکرار شود، شهری آلوده و طبیعتی آسیبدیده به وجود میآورد. پشت هر زبالهای که روی زمین میبینیم، ممکن است ساعتها کار یک پاکبان قرار داشته باشد.
شهر تمیز فقط با امکانات و ماشینآلات ساخته نمیشود؛ فرهنگ شهروندی نیز بخش مهمی از آن است. اگر بهترین تجهیزات را در اختیار مدیریت شهری قرار دهیم اما شهروندان همچنان زباله خود را در خیابان و پارک رها کنند، مسئله همچنان باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، تجربه همین پاکبان نشان میدهد که گاهی کارکنانی که در میدان عمل هستند، بهتر از هرکس دیگری مشکلات و راهحلهای آن را میشناسند. شاید بسیاری از ایدههای ساده و کمهزینه برای بهبود خدمات شهری، از دل همین تجربههای روزمره کارکنان متولد شود. کافی است مدیران، صدای آنان را بشنوند و برای ایدههای کاربردی ارزش قائل شوند.
اما در کنار همه اینها، یک پرسش ساده نیز باید از خودمان بپرسیم: چرا باید انسانی با یک تکه چوب و میخ، زبالهای را جمع کند که اساساً نباید روی زمین رها میشد؟
پاکبان مسئول پاکیزگی شهر است، اما مسئول رفتار ما نیست.
او میتواند خیابان را تمیز کند، اما نمیتواند فرهنگ بیتوجهی را اصلاح کند. این بخش از مسئولیت بر عهده همه ماست.
شاید آن تکه چوب و میخ کوچک، بیش از یک ابزار ساده باشد؛ شاید آینهای باشد که رفتار ما را نشان میدهد. آینهای که به ما میگوید در پاکیزگی شهری که در آن زندگی میکنیم، سهم ما فقط پرداخت عوارض یا انتظار از شهرداری نیست.
سهم ما از شهر، احترام گذاشتن به شهر است.
اگر هر شهروند فقط یک زباله کمتر روی زمین بیندازد، اگر هر خانواده کودکان خود را به حفظ پاکیزگی محیط آموزش دهد و اگر مدیریت شهری نیز امکانات و تجهیزات مناسب را در اختیار نیروهای خدماتی قرار دهد، آنوقت شاید شهری داشته باشیم که پاکبان کمتر خم شود و شهروند بیشتر مسئولیتپذیر باشد.
گاهی یک میخ کوچک میتواند درس بزرگی به ما بدهد؛ اینکه برای بهتر شدن شهر، هم به امکانات نیاز داریم و هم به انسانهایی که مسئولانه رفتار کنند.
شهر پاک، از دستان پاکبان آغاز میشود؛ اما پیش از آن، از فرهنگ ما آغاز شده است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید