ضمائم سلطنتی اتاق مدیران در خوزستان به روایت مش قاسم
✍️محمد شریفی الف: خطابه ای به عنوان مقدمه : اتاق بعضی از مدیران در استان خوزستان با دکوراسیونی خیره کننده از تجملات و اشرافیت جلوه گری می کنند، آبدارخانه اختصاصی، اتاق استراحت اختصاصی با تخت خواب و تشک خوش خواب، سالن جلسات اختصاصی، سرویس بهداشتی اختصاصی، درِ ورودی اختصاصی، آسانسور اختصاصی ، پارکینگ اختصاصی! درب […]
✍️محمد شریفی
الف: خطابه ای به عنوان مقدمه :
اتاق بعضی از مدیران در استان خوزستان با دکوراسیونی خیره کننده از تجملات و اشرافیت جلوه گری می کنند، آبدارخانه اختصاصی، اتاق استراحت اختصاصی با تخت خواب و تشک خوش خواب، سالن جلسات اختصاصی، سرویس بهداشتی اختصاصی، درِ ورودی اختصاصی، آسانسور اختصاصی ، پارکینگ اختصاصی! درب فرار اختصاصی و خیلی چیزهای دیگر، انگار مدیر را از جنس دیگری آفریدهاند که مبادا با رعیت در یک راهرو رفتوآمد کند!
اگر همین بودجه هایی که خرج گچبری، کناف، کاغذدیواری، لوستر، مبلمان، پرده و میزهای چند صد میلیونی میکنند، خرج کولر اتاق کارمندان، تعمیر سرویسهای بهداشتی اداره یا رفاه اربابرجوع میکردند، شاید دعای خیر مردم پشت سرشان بود؛ اما ظاهراً دعای دکوراتورها اثرش بیشتر است۔ مدیریت که با متراژ اتاق سنجیده نمیشود. اگر چنین بود، معمارها بهترین مدیران دنیا بودند.
▪️ب: روایت مش قاسم از سلطنت مدیران
امروز صبح، مش قاسم را دیدم که روبروی یکی از ادارات عریض و طویل ایستاده و با متر و شاغول و ریسمان ، در و دیوار ساختمان را اندازه میگرفت.
سلام کردم و گفتم:
آ مش قاسم! مگر مأمور ثبت اسناد و املاک شدهای که از صبح داری وجب به وجب اداره را متر میکنی؟
گفت: اتاق مدیران ادارات و صنایع و غیره آنقدر بزرگ شده اند که آن سرش ناپیدا است۔
یارو هنوز حکمش خشک نشده، نجار، مبلفروش، پردهدوز، نقاش ساختمان و طراح دکوراسیون و قلم به دست و سفارشی نویس را با دو سوت بلبلی دور خودش جمع کرده است ،در این مملکت، تنها چیزی که هیچوقت فرسوده نمیشود، اتاق مدیر است؛ زیرا با آمدن هر مدیر، ناگهان اعلام میکنند همه چیز مستهلک شده و باید از نو ساخته شود!
انگار بعضیها حکم مدیریت را با سند مالکیت اشتباه میگیرند. تا میآیند، اول قلمروشان را توسعه میدهند؛ دیوار را عقب میبرند، اتاق را جلو میآورند، سالن را میبلعند و آخر سر، اگر جایی ماند، چند کارمند را هم در گوشهای جا میدهند!
خواستم چیزی بگویم که مش قاسم عصایش را بر زمین کوبید و گفت:
هرچه اتاق مدیر بزرگتر میشود، فاصلهاش با مردم هم بیشتر میشود؛
و این تنها ساختمانی است که توسعهاش، نشانه توسعه کشور نیست!
مطابق یک قانون نانوشته ای که در هیچ قوطی عطاری هم پیدا نمی شود، هر مدیری که در خوزستان به منصب می رسد،در اولین اقدام به تغییر دکوراسیون و مبلمان و توسعه ی اتاق خودش می پردازد، مثلا اگر اتاق صد متر باشد، میگوید کم است؛ اگر دویست متر باشد، میگوید شأن مدیریت اقتضا میکند توسعه پیدا کند!
انگار در این مملکت، هرچه مشکلات مردم بزرگتر میشود، اتاق مدیر هم باید بزرگتر شود تا مبادا غصههای مردم داخلش جا نشود!
هنوز روکش مبل قبلی را برنداشتهاند که دستور خرید مبلمان تازه صادر میشود. پردهها عوض میشوند، میز عوض میشود، فرش عوض میشود، لوستر عوض میشود، تابلوها جابهجا میشوند، رنگ دیوارها تغییر میکند؛
پرسیدم:آخر این همه اصرار برای تغییر دکور از کجا میآید؟
مش قاسم گفت، بعضیها مدیریت را با سلطنت اشتباه گرفتهاند. خیال میکنند اگر مبل بزرگتر باشد، اقتدارشان هم بزرگتر میشود؛ اگر میز عریضتر باشد، تدبیرشان هم بیشتر میشود؛ اگر پردهها گرانتر باشد، احترام مردم هم افزون میشود.
خواستم چیزی بگویم که گفت: تا حالا دیدهای مدیری که برای کوچک کردن اتاق خودش دستور بدهد تا چند کارمند دیگر جا شوند؟ یا بگوید پول این مبلمان را خرج کتابخانه، فضای سبز، تجهیزات یا رفاه کارکنان کنید؟
سرم را پایین انداختم و چیزی نگفتم.
مش قاسم نگاهی به ساختمان انداخت و گفت: اگر روزی دیدی مدیری همان اتاق ساده مدیر قبلی را تحویل گرفت، حتی یک میخ به دیوارش اضافه نکرد و همه همّ و غمش را صرف حل مشکلات مردم کرد، آن روز بدان هنوز امید در این سرزمین زنده است.
جوابی برای مش قاسم نداشتم، فقط سرم را پایین انداختم و بدون خداحافظی مش قاسم را تنها گذاشتم.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید