تورم ۵۰ درصدی؛ ضربهای به زندگی روزمره و تشدیدکنندۀ نابرابری فضایی خوزستان
لفته منصوری _ آبانماه ۱۴۰۴ با عددی وارد شد که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک شاخص آماری دانست: تورم نقطهای ۴۹.۴ درصد. این رقم نهتنها بیانگر گرانی افسارگسیخته است، بلکه نشاندهنده تغییری پنهان اما عمیق در سازوکارهای اجتماعی و فضایی جامعه ایران—و بهویژه خوزستان—است. تورم، وقتی به مرز ۵۰ درصد میرسد، تنها «خرجهای زیاد» […]
لفته منصوری _
آبانماه ۱۴۰۴ با عددی وارد شد که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک شاخص آماری دانست: تورم نقطهای ۴۹.۴ درصد. این رقم نهتنها بیانگر گرانی افسارگسیخته است، بلکه نشاندهنده تغییری پنهان اما عمیق در سازوکارهای اجتماعی و فضایی جامعه ایران—و بهویژه خوزستان—است.
تورم، وقتی به مرز ۵۰ درصد میرسد، تنها «خرجهای زیاد» نمیآورد؛ ساختار فرصتها را تغییر میدهد، شکافهای فضایی را تشدید میکند و جامعه را به مسیرهای جدیدی از نابرابری سوق میدهد.
فشار مستقیم بر سفرهها؛ واقعیتی که دیگر قابلانکار نیست
رسیدن شاخص قیمت مصرفکننده به ۴۱۷.۵ واحد و ثبت تورم ماهانه ۳.۴ درصدی، یعنی خانوار ایرانی با حداقل درآمد نیز دیگر توان تطبیق خود را از دست داده است.
افزایش ۴.۷ درصدی قیمت خوراکیها در یک ماه، ضربهای است که پیش از هر چیز بر سفرههای کمدرآمدترین گروهها وارد میشود.
در خانوارهایی که بیش از ۷۰ درصد هزینهها صرف خوراک و نیازهای اولیه میشود، تورم مستقیماً به شکل گرسنگی، کاهش کیفیت تغذیه و اضطراب معیشتی تجربه میشود.
تورم سالانه ۴۰.۴ درصد؛ بازگشت به چرخه بیثباتی
افزایش ۱.۵ واحد درصدی تورم سالانه نشان میدهد که اقتصاد کشور در مسیر بازتولید همان چرخهی خطرناک گذشته قرار گرفته است.
تورم پایدار بالای ۴۰ درصد:
· قدرت خرید مزدبگیران را فرسوده میکند
· امکان پسانداز را از بین میبرد
· و جامعه را از «مصرفکننده آگاه» به «مصرفکننده نگران» تبدیل میکند
اما این تنها آغاز ماجراست.
تورم و نابرابری فضایی خوزستان؛ دادههایی که تکان میدهند
تحلیل دادههای مقاله علمی «اثرات تورم و بیکاری بر نابرابری چندبعدی در استانهای ایران» – ابونوری و روزیطلب (۱۴۰۴) نشان میدهد که استان خوزستان، پیش از ورود به دوره تورم ۵۰ درصدی هم با نابرابری ساختاری و مزمن دستوپنجه نرم میکرده است.
سه شاخص کلیدی، وضعیت خوزستان را از دیگر استانها متمایز میکند:
۱- میانگین نابرابری بالا؛ خوزستان در میان ۶ استان اول کشور
میانگین ضریب جینی چندبعدی خوزستان طی سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۴۰۰، برابر با ۶۹.۸۱ درصد بوده است؛
رقمی بسیار بالاتر از میانگین کشوری (حدود ۶۶ درصد).
این یعنی:
«خوزستان حتی پیش از شرایط تورمی اخیر، در وضعیت نابرابری فرصتها قرار داشته است.»
وقتی تورم اضافه میشود، شکافها نهتنها عمیقتر، بلکه پایدارتر میشوند.
۲- نوسان شدید نابرابری؛ نشانهای از سیاستگذاری بیثبات
خوزستان با انحراف معیار ۱۴.۲۴ درصدی، در میان سه استان نخست کشور از نظر ناپایداری نابرابری قرار دارد.
این یعنی:
· سیاستگذاری اجتماعی و اقتصادی استان طی دو دهه گذشته پیوستگی لازم را نداشته است
· دورههایی از بهبود نسبی بهسرعت با دورههایی از سقوط شدید جایگزین شدهاند
· تورمهای بالا، این چرخه ناپایدار را تشدید میکنند
در چنین فضایی، جامعه احساس میکند آیندهای روشنتر از امروز ندارد.
۳- دامنه تغییرات بسیار بزرگ؛ خوزستان استانی با شکافهای فضایی عمیق
دامنه تغییرات ضریب جینی خوزستان از ۳۳.۷۱ تا ۹۲.۰۲ درصد است؛ یعنی بیش از ۵۸ واحد درصد نوسان.
این عدد بزرگ یک پیام روشن دارد:
«خوزستان، استانی با نابرابریهای فضایی گسترده است؛ از نواحی بسیار برخوردار تا مناطقی با کمبود جدی فرصتها.»
وقتی تورم نزدیک به ۵۰ درصد بر چنین ساختاری فرود میآید، شکافها بهجای ترمیم، بازتولید و ژرفتر میشوند.
شکاف تورمی دهکها؛ کلید فهم فقر تورمی در خوزستان
تورم ۴۱.۷ درصدی دهک اول در کنار ۳۹.۵ درصدی دهک دهم شاید فاصلهای اندک به نظر برسد، اما اثر آن برای استانهایی مانند خوزستان شدیدتر است؛ جایی که نابرابری فضایی از پیش بالا بوده است.
در مناطق کم برخوردارتر استان، تورم نهتنها به معنای گرانی، بلکه به معنای:
· افزایش مهاجرت معکوس
· تضعیف طبقه متوسط
· کاهش سرمایه اجتماعی محلی
· رشد آسیبهای اجتماعی (از ترک تحصیل تا حاشیهنشینی)
است.
ترکشهای اجتماعی تورم در بستری از نابرابری فضایی
وقتی تورم بلندمدت بر ساختاری نابرابر فرود میآید، پیامدها فقط اقتصادی نیستند:
۱- بیعدالتی ادراکشده و سقوط اعتماد
در استانهایی با شکاف فضایی گسترده، تورم در مردم این احساس را ایجاد میکند که «این هزینهها عادلانه توزیع نشدهاند». این احساس، بنیانهای اعتماد به دولت و دستگاه حکمرانی را فرسوده میکند.
۲- نقض پنهان حقوق مالکیت
تورمی که ناشی از خلق پول و کسریهای مزمن است، مانند مالیات پنهان از فقرا عمل میکند. این نقض حقوق مالکیت، رابطه مردم با دولت را تضعیف و هزینه تعاملات اقتصادی را افزایش میدهد.
۳- نا اطمینانی و آینده هراسی
در چنین محیطی، آینده نه میدان برنامهریزی بلکه میدان اضطراب میشود:
·
خریدهای احتیاطی
· مصرف اضطراری
· ترجیح کوتاهمدت بر بلندمدت
· کاهش مشارکت اجتماعی
۴- تشویق سوداگری و تضعیف فرهنگ تولید
تورم، پاداش را از «تولید» گرفته و به «سوداگری» میدهد؛ بهویژه در استانهایی که پیشزمینه نابرابری و بیثباتی دارند.
پیامد نهایی: ورود به بازی باخت–باخت
وقتی اعتماد عمومی سقوط میکند، اقتصاد و اجتماع وارد بازی باخت–باخت میشوند:
· دولت کارآمدیاش را از دست میدهد
· روابط اجتماعی پرهزینه و پرتنش میشوند
· و هر گروه بهجای همافزایی، به سمت حفظ بقا میرود
این همان خطری است که امروز خوزستان را تهدید میکند.
هشداری برای امروز، ضرورتی برای فردا
آبان ۱۴۰۴ با تورم نزدیک به ۵۰ درصد، تنها یک «ماه سخت» نبود؛ هشداری اجتماعی و فضایی برای خوزستان بود.
استانی که:
· میانگین نابرابریاش بالاست
· نوسان نابرابریاش شدید است
· و دامنه تغییراتش از بزرگترینها در کشور است
در چنین بستری، ادامه تورمهای بالا میتواند به تضعیف انسجام اجتماعی، مهاجرت نخبگان، گسترش فقر فضایی و افزایش بیاعتمادی عمومی منجر شود.
راهی که باید رفت
بازگشت به ثبات اقتصادی و مهار تورم، امروز نهفقط یک هدف اقتصادی، بلکه:
«پیششرط بازسازی اعتماد عمومی، ترمیم سرمایه اجتماعی و حفظ انسجام ملی—بهویژه در خوزستان—است.»
اقتصاد بدون ثبات، جامعه را بیپناه میگذارد؛ اما ثبات تورمی، نخستین قدم برای ساختن آیندهای قابل زیستن است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید