حضور ایران؛ پیششرط شکلگیری معماری جدید امنیتی در خلیج فارس
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، علی باقریکنی، معاون بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، روز دوشنبه ۴ آبان اعلام کرد که به درخواست عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در دیدار هفته گذشته او با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، مقامهای ارشد پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه امروز برای برگزاری نشستی مشترک به تهران سفر میکنند.
خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه برای حضور در این نشست حاضر شدند.
باقری کنی تاکید کرد: «هر سه کشور حاضر در این نشست میتوانند به همراه ایران با استفاده از تجربه موفق جمهوری اسلامی ایران در امنیت سازی ملی، گامی موثر برای ایجاد یک امنیت درونزا در چارچوب ایده کارساز و موثر جمهوری اسلامی ایران در امنیت سازی منطقهای با مشارکت بازیگران منطقهای بردارند.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری امروز در پاسخ به این پرسش ایرنا که «معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی امروز اعلام کردند که جمهوری اسلامی ایران میزبان مقامات ارشد سه کشور منطقه است. درباره این حضور و سفر توضیح بفرمایید، این نشست در چه قالبی قرار است برگزار شود و چه مباحثی در آن مطرح خواهد شد؟» گفت: «معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد که تهران امروز میزبان مقامهای ارشد سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی خواهد بود. وزیر دفاع عربستان، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه به تهران سفر میکنند. این ابتکار در جریان سفر آقای عاصم منیر به تهران مطرح شد و جمهوری اسلامی ایران نیز با نظر مساعد آن را بررسی کرد. پس از انجام مقدمات، قرار است این نشست امروز برگزار شود.»
بقائی افزود: «از نظر ما، اصل اینکه کشورهای منطقه به دنبال ایجاد یا دستکم تامل درباره سازوکارهای امنیت منطقهای بر مبنای منافع و مصالح خود هستند، امر مبارکی است. این نشست میتواند مقدمهای برای اقدامات بیشتر در راستای شکلدهی به امنیت درونزا باشد؛ موضوعی که ما چند دهه است بر آن اصرار داریم و تأکید میکنیم که امنیت منطقه جز با اتکا به خواست و ملاحظات امنیتی کشورهای منطقه تأمین نخواهد شد.»
سخنگوی وزارت خارجه خاطرنشان کرد: «اتفاقات دو سال اخیر، بهویژه هشت ماه گذشته، نشان داد که امنیت پایدار و قابل اتکا در منطقه ما تنها با ایجاد اعتماد و همکاری میان کشورهای منطقه میسر خواهد شد.»
«نشست تهران» در شرایطی برگزار میشود که طی هفتههای گذشته چندین نشست منطقهای و بینالمللی با هدف کاهش تنش و بهبود شرایط امنیتی منطقه غرب آسیا و خلیج فارس بدون حضور ایران برگزار شدهبود. تهران بارها تاکید کردهاست که هر ساز و کار امنیتی در منطقه بدون مشارکت موثر همه کشورهای منطقه، محکوم به شکست است. پیش از این نیز شهریور ماه سال جاری، تهران ابتکاری برای برگزار نشست مشترک میان همه کشورهای ساحلی خلیج فارس، در صلاله عمان مطرح کرد که این نشست به درخواست عربستان به بهانه درگیریها در یمن لغو شد.
نشست روز دوشنبه تهران، میتواند نخستین گام در چارچوب ایجاد ساز و کارهای فراگیر در منطقه با حضور همه طرفهای موثر باشد. العربیه، رسانه نزدیک به دربار پادشاهی عربستان سعودی، با اشاره به اینکه سه کشور حاضر در نشست اعضا توافقنامه دفاعی سهجانبه (موسوم به پیمان مکه) هستند، در گزارشی نوشت: «این سفر در چارچوب تداوم تلاشهای کشورهای عضو توافقنامه دفاع مشترک مکه برای کاهش تنش میان طرفهای بحران کنونی، تشویق گفتوگو و راهحلهای دیپلماتیک و حمایت از تلاشهای میانجیگرانه قطر و پاکستان صورت میگیرد.»
موفقیت نشست تهران، میتواند گشایش تازهای برای تحکیم چارچوبهای منطقهای با مشارکت جمهوری اسلامی ایران باشد که زمینه را برای تحکیم امنیت منطقه، بدون دخالت قدرتهای خارجی و با مشارکت همه کشورهای منطقه ایجاد کند.
نشستهای بدون ایران در مورد ایران
نشست ۴+۴ استانبول روز جمعه یک آبان با حضور وزیران خارجه ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی (گروه مشورتی منطقهای موسوم به R4) و وزیران خارجه فرانسه، آلمان، ایتالیا و بریتانیا برگزار شد. این نخستین جلسه مشترک گروه منطقهای چهارگانه با چهار قدرت اروپایی در این قالب بود.
بیانیه مشترک شرکتکنندگان بر این نکته تاکید کرد که منازعه آمریکا و اسرائیل با ایران و بحران پیرامون تنگه هرمز باید «تنها از طریق گفتوگو و دیپلماسی» حل شود. آنها همچنین از «تفاهمنامه اسلامآباد» میان ایران و آمریکا حمایت کردند و بر لزوم آزادی دریانوردی، امنیت پایدار دریایی و بازگشایی کامل و امن تنگه هرمز تاکید کردند. بیانیه استانبول تصریح کرد: «وزیران بر ضرورت فوری پرداختن به این منازعه تنها از طریق گفتوگو و دیپلماسی و پیشگیری از هدفگیری غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی، از جمله شناورها، تاکید کردند.»
اما این نشست در حالی درباره ایران و تنگه هرمز هماهنگی میکرد که تهران، بهعنوان یکی از بازیگران اصلی امنیت خلیج فارس و طرف اصلی منازعه جاری، در آن غایب بود. غیبت تهران نهتنها مانع از شکلگیری یک تصویر کامل از ریشههای بحران میشود بلکه احتمال دارد این نشستها را از یک فرایند حل منازعه به سازوکاری برای مدیریت پیامدهای آن تبدیل کند؛ سازوکاری که درباره ایران و تنگه هرمز تصمیم میگیرد، اما ایران در طراحی و اجرای آن نقشی ندارد.
اهمیت این نکته از آن روست که تنگه هرمز یکی از حساسترین آبراهههای تجاری جهان است و امنیت آن بدون همکاری ایران (بهعنوان یکی از دو کشور ساحلی اصلی و بازیگر موثر در معادله دریایی منطقه) قابل تضمین نیست. غنچه تضمینی، تحلیلگر مسائل خلیج فارس، در گفتوگو با «نیو عرب» تاکید کرد که جنگ نشان داده کشورهای خلیج فارس و اقتصادشان چقدر سریع میتوانند در معرض منازعهای قرار بگیرند که ایران و قدرتهای خارجی را درگیر میکند. او افزود: «خود جغرافیا میتواند ابزار راهبردی شود و برتری نظامی نمیتواند این واقعیت را بهکلی از میان بردارد.»
از این رو، پرسش اصلی این است که آیا ائتلافها و نشستهای منطقهای اخیر، از جمله توافقنامه دفاعی میان پاکستان، عربستان و ترکیه، نشستهای R4 و نشست ۴+۴ استانبول، میتوانند بدون مشارکت ایران به ثبات پایدار در خلیج فارس و تنگه هرمز بینجامند؟ هر تلاشی برای بازگرداندن امنیت به خلیج فارس، اگر ایران را بهعنوان طرف اصلی و ذینفع امنیت منطقهای نادیده بگیرد، در عمل با محدودیت جدی روبهرو خواهد بود. راهحل پایدار، نه ائتلافسازی در غیبت ایران و نه گفتوگو درباره ایران بلکه گنجاندن ایران بهصورت رسمی، برابر و مبتنی بر احترام متقابل به حاکمیت ملی در هر سازوکار امنیتی منطقهای است.
وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، پس از نشست گفت هیچیک از کشورهای حاضر با حمله نظامی جدید به ایران موافق نیستند: «همعقیدهایم که حمله جدید به ایران جنگ را گسترش میدهد و منازعه را در سراسر منطقه پخش میکند. مداخله نظامی در ایران بههیچوجه راهحل نیست. در این مرحله هیچکس از آن حمایت نمیکند.»
وزیر خارجه فرانسه نیز هشدار داد تشدید تنش میان ایران و آمریکا پیامد اقتصادی گستردهای خواهد داشت و گفت: «تشدید تنش جدید میان ایران و آمریکا جز باختها نتیجهای ندارد و بیتردید پیامدهای بسیار جدی برای قیمت هیدروکربنها خواهد داشت.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، نیز با اشاره به همین نشست تاکید کرد که مشورت کشورهای منطقه با یکدیگر یا با سایر کشورها امری غیرمعمول نیست، اما انتظار تهران این است که ریشههای ناامنی بررسی شود و مسئولیت آمریکا و اسرائیل در «آتشافروزی و ناامنسازی منطقه» مورد تاکید قرار گیرد. او افزود که دیپلماسی نباید به «ابزار روابط عمومی» تقلیل یابد و کشورهای اروپایی برای اثبات جدیت خود باید از تحریمهای غیرقانونی و رویکردهای قهرآمیز دست بردارند.
کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا
انگیزه اصلی شکلگیری این سازوکارها، کاهش اعتماد کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا است؛ نه لزوماً قطع رابطه با واشنگتن. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان داد که حضور پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند همین کشورها را در معرض حملات تلافیجویانه قرار دهد، در حالی که واشنگتن اولویت را به دفاع از منافع و نیروهای خود و اسرائیل میدهد.
اندیشکده شورای آتلانتیک در گزارشی با عنوان «چگونه شراکتهای امنیتی آمریکا و خلیج فارس را بازسازی کنیم» نوشت: «جنگ ایران نگرانیهای دیرینه در خلیج فارس درباره اینکه آیا آمریکا شریک امنیتی قابل اتکایی است، عمیقتر کرده است.» این گزارش همچنین تصریح میکند که حملات بیسابقه ایران به مبادی تجاوز نظامی به ایران در خلیج فارس و نبود مشورت آمریکا با متحدان منطقهای پیش از آغاز جنگ، رهبران خلیج فارس را به بازنگری بنیادین در راهبردهای امنیتی خود واداشته است.
پایگاه خبری «نیو عرب» نیز مینویسد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به سمت کاهش وابستگی به آمریکا، تقویت توان دفاعی خود، تنوعبخشی به شراکتهای دفاعی و مدیریت دیپلماتیک تنش با ایران حرکت میکنند: «آنچه محتمل است، گذاری پیچیده است که در آن اعضای شورای همکاری خلیج فارس وابستگی خود به آمریکا را کاهش میدهند، توان نظامی خود را تقویت میکنند، شراکتهای دفاعی خود را با قدرتهای جایگزین متنوع میسازند و راههایی برای مدیریت دیپلماتیک تنش با جمهوری اسلامی ایران میجویند.»
نیل کویلیام، پژوهشگر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای موسسه چتمهاوس، در گفتوگو با «نیو عرب» توضیح میدهد که رهبران خلیج فارس دریافتهاند اولویتهای واشنگتن همیشه با اولویتهای آنها یکی نیست: «همزمان، رهبران خلیج فارس یادآور شدهاند که اولویتهای واشنگتن همیشه با اولویتهای خودشان همراستا نیست. آمریکا میتواند وارد منازعه شود یا آن را تشدید کند و سپس کشورهای منطقه را با پیامدهای بسیاری از آنها تنها بگذارد.»
توافقنامه دفاعی سهجانبه؛ هسته سخت ائتلاف منطقهای
پیمان دفاعی مشترک میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان ۱۶ مرداد (۷ اوت ۲۰۲۶) امضا شد. بر اساس مفاد اعلامشده، حمله مسلحانه خارجی به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی میشود؛ سازوکاری که یادآور ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است. این پیمان همچنین بر همکاری صنایع دفاعی، انتقال فناوری و توسعه و تولید مشترک تاکید دارد.
پاکستان روز جمعه یک آبان اعلام کرد فرایند تصویب این پیمان را کامل کرده و عربستان نیز این کار را انجام داده است؛ ترکیه همچنان در حال طی مراحل داخلی تصویب است.
اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه پاکستان، گفت این توافق «صرفاً دفاعی» است و به هیچ کشوری جهتگیری ندارد؛ هاکان فیدان نیز آن را متوجه ایران یا کشور دیگری ندانست. با این حال، شکلگیری یک ائتلاف دفاعی سهجانبه میان ترکیه، عربستان و پاکستان، در شرایط تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بدون تاثیر بر معادله قدرت و ادراک تهدید در تهران نخواهد ماند.
هماهنگی منطقهای و پیوند با اروپا
گروه R4 (ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی) بلافاصله پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بهعنوان سازوکاری برای هماهنگی در بحرانهای منطقهای و حمایت از گفتوگو میان آمریکا و ایران شکل گرفت. نشست استانبول نخستین باری بود که این چهار کشور بهصورت جمعی با وزیران خارجه فرانسه، آلمان، ایتالیا و بریتانیا دیدار کردند.
در نشست جداگانه R4، چهار کشور منطقهای بر «ضرورت فوری» پرداختن به منازعه آمریکا و اسرائیل با ایران تنها از طریق گفتوگو و دیپلماسی تاکید و از حمله به غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی، از جمله شناورها، جلوگیری کردند. آنها همچنین از تفاهمنامه میانجیگرانه اسلامآباد میان ایران و آمریکا حمایت کردند.
تنگه هرمز؛ جایی که غیبت تهران گران تمام میشود
تنگه هرمز محور اصلی نگرانی نشست استانبول بود. وزیران خارجه هشت کشور بر لزوم بازگشایی کامل و امن عبور از تنگه هرمز تاکید کردند و هرگونه اقدامی را که دریانوردی قانونی را محدود کند، رد کردند.
درگیری هشتماهه جاری ثابت کرد که امنیت تنگه هرمز را نمیتوان صرفاً با بیانیه کشورهای ساحلی جنوبی خلیج فارس، قدرتهای اروپایی یا حتی قدرت نظامی آمریکا تامین کرد. ایران کشور ساحلی اصلی تنگه است، توان عملیاتی موثری در آبهای منطقه دارد و هرگونه سازوکار امنیتی که تهران را نادیده بگیرد، در عمل با محدودیت جدی روبهرو خواهد بود.
گلنار تزمینی، نویسنده کتاب «زوج قدرت: همسویی روسیه و ایران در خاورمیانه»، در گفتوگو با «نیو عرب» اهمیت جغرافیایی هرمز را چنین توضیح میدهد: «هرمز قرنهاست فضایی است که در آن ایران، کشورهای عرب خلیج فارس و قدرتهای دریایی خارجی با یکدیگر روبهرو میشوند. آنچه بهطرز چشمگیری تغییر کرده، جایگاه ایران در این جغرافیا است: تنگهای که زمانی محدودیتهای قدرت دریایی ایران را آشکار میکرد، امروز به ابزار مهم نفوذ راهبردی ایران تبدیل شده است.»
هر نظم پایدار باید ایران را در برگیرد
به باور کارشناسان، غیبت ایران از سازوکارهای امنیتی منطقهای، نهتنها ضعفی سیاسی است، بلکه نقصی ساختاری در هر معماری امنیتی خلیج فارس به شمار میآید.
مهران کامروا، استاد دانشگاه جرجتاون در قطر، میگوید کشورهای عرب جنوب خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هر نظم امنیتی بادوام باید ایران را دربر بگیرد: «کشورهای عرب خلیج فارس در گذشته با این پیشنهاد مخالفت میکردند، زیرا میترسیدند نفوذ ایران مشروعیت پیدا کند. اما بهتدریج این درک شکل میگیرد که هر نظم منطقهای بادوام باید ایران را دربر بگیرد و گفتوگو ممکن است مسیر واقعبینانهتری برای ثبات باشد تا اتکای ادامهدار به یک معماری امنیتی خارجی نامطمئن.»
کامروا همچنین میگوید تلاش برای حاشیهراندن و منزویکردن ایران در حوزههای اقتصادی، نظامی و امنیتی نتیجه چندانی نداشته است: «درک این واقعیت که تلاش برای حاشیهراندن و منزویکردن ایران، نه فقط از نظر اقتصادی بلکه در امور نظامی و امنیتی، موفقیت اندکی داشته است، روشن است. انگیزه شورای همکاری خلیج فارس برای اتخاذ موضع تقابلی نسبت به ایران، چنانکه در دهه ۲۰۱۰ وجود داشت، آشکارا نتیجه معکوس داده است.»
وی تاکید میکند ایران سالها خواستار نظم امنیتی منطقهای بوده که همه بازیگران منطقه را دربر بگیرد: «ایران مدتهاست خواستار شکلگیری یک ترتیب امنیتی منطقهای است که همه بازیگران منطقه را در نظر بگیرد، نه فقط گروهی منتخب از آنها. اگر ایران واقعاً بخشی از یک ترتیب امنیتی گستردهتر با همسایگان عضو شورای همکاری خلیج فارس شود، احتمال ثبات و کاهش تنش بسیار بیشتر از وضعیت کنونی خواهد بود.»
نادر هاشمی، مدیر مرکز شاهزاده ولید برای تفاهم مسیحی-مسلمانان دانشگاه جرجتاون، نیز میگوید کشورهای خلیج فارس خواهان گفتوگو و سازش با ایران هستند و میدانند هر نظم امنیتی تازه باید نگرانیهای امنیتی ایران را نیز لحاظ کند: «معضل این کشورهای خلیج فارس این است که از یکسو خواستار گفتوگو و رسیدن به نوعی سازش با ایراناند تا شاید معماری امنیتی تازهای با ایران شکل بگیرد که نگرانیهای امنیتی ایران را نیز در قبال امنیت کل خاورمیانه دربر بگیرد. از سوی دیگر، همه این کشورها همچنان از نظر روابط نظامی، همکاری اطلاعاتی و رابطه سیاسی، بهشدت به آمریکا وابستهاند. بنابراین، وقتی این کشورها از سوی آمریکا تحت فشارند تا وضع موجود را حفظ کنند، حرکت به سوی رابطه تازه با ایران برایشان آسان نیست.»
ائتلاف دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان، نشست R4 و نشست ۴+۴ استانبول، پاسخ منطقهای و اروپایی به یک واقعیت روشن است: چتر امنیتی آمریکا دیگر نمیتواند بهتنهایی ثبات خلیج فارس را تضمین کند. کشورهای منطقه در حال حرکت از اتکای انحصاری به واشنگتن به سمت ترکیبی از توان دفاعی بومی، شراکتهای چندجانبه و دیپلماسی منطقهای هستند.
همانگونه که نشست صلاله عمان میتوانست گام نخست در چارچوب رایزنیهای فراگیر منطقهای باشد که ناکام ماند، نشست دوشنبه ۴ آبان تهران، میتواند در تاریخ به عنوان نخستین گام در چارچوب همکاریهای منطقهای فراگیر برای امنیت درونزا و ایجاد ساختار منطقهای، بدون دخالت قدرتهای خارجی با هدف جلوگیری از تشدید تنشها و حفظ امنیت ثبت شود.
ضرورت دارد همه طرفهای منطقهای این واقعیت را درک کنند که هر تلاشی برای بازگرداندن امنیت به خلیج فارس و تنگه هرمز، اگر ایران را بهعنوان طرف اصلی و ذینفع امنیت منطقهای نادیده بگیرد، در بهترین حالت به مدیریت موقت بحران و در بدترین حالت به تشدید رقابت و سوءظن میانجامد. راهحل پایدار، نه ائتلافسازی در غیبت ایران و نه گفتوگو درباره ایران، بلکه گنجاندن ایران بهصورت رسمی، برابر و مبتنی بر احترام متقابل به حاکمیت ملی در هر سازوکار امنیتی منطقهای است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید