از شاهنامه تا شعر معاصر، از دانشگاه تا جامعه
منوچهر برون/ دکتر منوچهر جوکار را سالهاست میشناسم؛ استادی از خانواده ادبیات که حضورش تنها به کلاس درس و محیط دانشگاه محدود نمیشود. او از آن دسته چهرههای فرهنگی است که میان دانش دانشگاهی، دغدغههای ادبی، روزنامهنگاری و مشارکت اجتماعی پیوند برقرار کرده و میکوشد ادبیات را نه دانشی محصور در کتابها، بلکه بخشی زنده […]
منوچهر برون/
دکتر منوچهر جوکار را سالهاست میشناسم؛ استادی از خانواده ادبیات که حضورش تنها به کلاس درس و محیط دانشگاه محدود نمیشود. او از آن دسته چهرههای فرهنگی است که میان دانش دانشگاهی، دغدغههای ادبی، روزنامهنگاری و مشارکت اجتماعی پیوند برقرار کرده و میکوشد ادبیات را نه دانشی محصور در کتابها، بلکه بخشی زنده از زندگی و فرهنگ جامعه بداند.
جوکار، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، از پژوهشگرانی است که بخش مهمی از فعالیت علمی خود را به شناخت و بررسی میراث ادبی ایران اختصاص داده است. شاهنامه، شعر معاصر، آثار سعدی و موضوعاتی مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایران، از جمله زمینههایی هستند که در کارنامه پژوهشی او دیده میشوند. این گستره مطالعاتی، نشاندهنده توجه او به پیوند میان گذشته و اکنون است؛ پیوندی که در آن، میراث ادبی نه یادگاری خاموش از روزگاران دور، بلکه سرچشمهای برای شناخت هویت، زبان و اندیشه ایرانی به شمار میرود.
دکتر جوکار دارای ۳۸ مقاله ژورنالی و ۸ مقاله کنفرانسی است و طی بیش از دو دهه، با شماری از پژوهشگران در زمینههای علمی همکاری داشته است. دبیری علمی چهارمین و پنجمین کنفرانس ملی نوآوری و تحقیق در فرهنگ، زبان و ادبیات فارسی در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ و عضویت در کمیته علمی و هیئت داوران هجدهمین گردهمایی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی در سال ۱۴۰۲، بخش دیگری از کارنامه دانشگاهی او را تشکیل میدهد. این مسئولیتها نشان میدهد که فعالیت او تنها به پژوهش فردی محدود نمانده و در عرصه سازماندهی و ارزیابی علمی نیز ادامه یافته است.
اما برای شناخت دکتر جوکار، نباید تنها به شمار مقالات و مسئولیتهای دانشگاهی بسنده کرد. آنچه در شناخت من از او اهمیت دارد، حضور همزمانش در چند عرصه فرهنگی است؛ عرصههایی که گاه از یکدیگر فاصله گرفتهاند، اما در شخصیت او میتوان میان آنها ارتباطی معنادار یافت. او استاد ادبیات است، اما در روزنامهنگاری نیز حضوری جدی دارد. مقالاتش در نشریات معتبر استان و کشور منتشر میشوند و این حضور رسانهای، فرصتی فراهم میکند تا اندیشه و نگاه ادبی از فضای تخصصی دانشگاه فراتر برود و با مخاطبان گستردهتری ارتباط برقرار کند.
روزنامهنگاری برای یک استاد ادبیات، اگر با شناخت اجتماعی و حساسیت فرهنگی همراه باشد، میتواند امتداد طبیعی رسالت آموزشی او باشد. دانشگاه محل تولید و انتقال دانش است و مطبوعات عرصه گردش اندیشه و گفتوگوی عمومی. هنگامی که یک چهره دانشگاهی در هر دو میدان فعالیت میکند، امکان آن فراهم میشود که موضوعات فرهنگی و ادبی از حصار محافل تخصصی بیرون بیایند و به بخشی از گفتوگوی روزمره جامعه تبدیل شوند. از این منظر، حضور دکتر جوکار در مطبوعات را میتوان ادامه دغدغه او برای زبان، فرهنگ و آگاهی اجتماعی دانست.
در کنار پژوهش و روزنامهنگاری، شعر نیز جایگاه ویژهای در جهان فکری او دارد. جوکار شاعری فرهیخته است که در سالهای فعالیت ادبی خود، سرودههای متعددی آفریده است. شعر برای او میتواند راهی دیگر برای بیان همان دغدغههایی باشد که در پژوهش و نوشتار رسانهای دنبال میکند؛ با این تفاوت که در شعر، اندیشه از مسیر عاطفه، تصویر و موسیقی واژهها عبور میکند. پژوهشگر میکوشد معنا را با تحلیل روشن کند، روزنامهنگار آن را به زبان جامعه بازگو میکند و شاعر، حقیقتهای انسانی را در قالب تصویر و احساس به مخاطب میرساند. جمع این تجربهها در یک شخصیت فرهنگی، ظرفیت ارتباط با مخاطبان گوناگون را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی دکتر جوکار و حضور فعال او در برخی رویدادهای فرهنگی اهواز، نشان میدهد که نسبتش با فرهنگ، نسبتی صرفاً نظری نیست. فرهنگ زمانی در جامعه ریشه میدواند که اهل اندیشه از فضای تخصصی خود بیرون بیایند، در جمعهای فرهنگی حضور یابند و برای زنده نگهداشتن جریان گفتوگو و آفرینش ادبی سهمی بر عهده بگیرند. شهر اهواز، با پیشینه متنوع فرهنگی و ادبی خود، بیش از هر زمان به چنین پیوندهایی نیاز دارد؛ پیوند میان دانشگاه، مطبوعات، شعر و نهادهای فرهنگی.
البته ارزش فعالیت فرهنگی را نمیتوان فقط با تعداد مقالات، عنوانهای علمی یا حضور در نشستها سنجید. اهمیت اصلی در تأثیری است که این فعالیتها بر ارتقای اندیشه عمومی، معرفی میراث ادبی و تشویق نسل جوان به مطالعه و آفرینش میگذارند. جامعه فرهنگی ما به استادانی نیاز دارد که در کنار آموزش تخصصی، برای ارتباط با جامعه نیز اهمیت قائل باشند؛ به شاعرانی که جهان پیرامون را ببینند و به روزنامهنگارانی که در برابر مسائل فرهنگی بیتفاوت نمانند.
دکتر منوچهر جوکار را میتوان در تلاقی همین مسیرها شناخت؛ استادی که به ادبیات کلاسیک و معاصر توجه دارد، پژوهش را دنبال میکند، در مطبوعات مینویسد، شعر میسراید و در رویدادهای فرهنگی شهر حضور مییابد. این چندوجهی بودن، هنگامی ارزشمندتر میشود که همه این فعالیتها در خدمت هدفی مشترک قرار گیرند: پاسداشت زبان فارسی، شناخت بهتر میراث ادبی و تقویت حیات فرهنگی جامعه.
در روزگاری که سرعت زندگی و غلبه رسانههای شتابزده، فرصت تأمل و مطالعه عمیق را محدود کرده است، نقش استادان و پژوهشگرانی که همچنان به ادبیات و فرهنگ وفادار ماندهاند، اهمیتی دوچندان دارد. ادبیات تنها مجموعهای از متنها و نامهای بزرگ نیست؛ حافظه تاریخی یک ملت، آیینه تجربههای انسانی و یکی از راههای فهم اکنون و ساختن آینده است.
از همین رو، شناخت چهرههایی چون دکتر منوچهر جوکار، فراتر از معرفی یک استاد دانشگاه یا مرور کارنامه یک شاعر و روزنامهنگار است. این شناخت، یادآوری اهمیت انسانهایی است که میکوشند میان دانش و زندگی، میان واژه و اندیشه و میان دانشگاه و جامعه پلی برقرار کنند؛ پلی که استواری آن، به اندازه خودِ دانش، برای آینده فرهنگی خوزستان ارزشمند است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید