بانویی که کودکان را به سوی زندگی و هنر هدایت کرد
منوچهر برون / گاهی تأثیرگذارترین معلمان، کسانی نیستند که فقط پشت میز کلاس میایستند و درس میدهند. بعضی انسانها در مسیر زندگی، با هنر، مهربانی و شناخت درست از روحیه نسل جوان، نقش معلمی خود را در جایی فراتر از کلاس ایفا میکنند. فخری البودویرج را میتوان از همین جنس دانست؛ بانویی که سالها حضورش […]
منوچهر برون /
گاهی تأثیرگذارترین معلمان، کسانی نیستند که فقط پشت میز کلاس میایستند و درس میدهند. بعضی انسانها در مسیر زندگی، با هنر، مهربانی و شناخت درست از روحیه نسل جوان، نقش معلمی خود را در جایی فراتر از کلاس ایفا میکنند. فخری البودویرج را میتوان از همین جنس دانست؛ بانویی که سالها حضورش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، او را به چهرهای اثرگذار در میان کودکان و نوجوانان منطقه چهارصد دستگاه و زیتون کارگری اهواز تبدیل کرد.
کانون برای بسیاری از کودکان فقط یک ساختمان یا محل برگزاری برنامههای فرهنگی نبود؛ پنجرهای بود رو به دنیایی دیگر. دنیایی که در آن کتاب، قصه، شعر، هنر و گفتوگو میتوانست مسیر زندگی یک کودک را تغییر دهد. فخری البودویرج نیز سالها در همین فضا تلاش کرد تا کودکان و نوجوانان را با دنیای مطالعه و هنر آشتی دهد و به آنها نشان دهد که میتوان آینده را جور دیگری دید و ساخت.
نقش او را نباید تنها در برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری خلاصه کرد. اهمیت کار او در این بود که با کودکان ارتباط برقرار میکرد و استعدادها و علاقههای آنان را جدی میگرفت. گاهی یک تشویق ساده، یک کتاب، یک گفتوگو یا فرصتی برای حضور روی صحنه، میتواند سرنوشت یک نوجوان را تغییر دهد. شاید بسیاری از آن کودکان در آن سالها نمیدانستند کسی که آنها را تشویق میکند، سالها بعد در ذهن و زندگیشان به عنوان یک معلم ماندگار خواهد شد.
سالها از آن روزها گذشته است، اما بخشی از شاگردان و مخاطبان آن دوران امروز خود به چهرههایی شناختهشده در عرصه هنر، فرهنگ و رسانه خوزستان تبدیل شدهاند. بسیاری از آنان، اگر از مسیر زندگی خود سخن بگویند، به نام کسانی اشاره خواهند کرد که در سالهای شکلگیری شخصیت و استعدادشان، آنها را جدی گرفتند و به ادامه راه امیدوار کردند. فخری البودویرج برای بسیاری از این نسل، یکی از همین نامهاست.
ارزش کار او شاید امروز بیشتر دیده شود؛ در روزگاری که کودکان و نوجوانان با انبوهی از سرگرمیهای مجازی و رسانهای روبهرو هستند و کتاب و مطالعه برای حفظ جایگاه خود نیازمند مشوقانی دلسوز و آگاه است. آنچه مربیانی مانند فخری البودویرج انجام دادند، فقط آموزش یک فعالیت هنری نبود؛ آنها به کودکان یاد دادند که میتوانند چیزی بیافرینند، حرفی برای گفتن داشته باشند و به جای تماشای صرف جهان، در ساختن آن سهم داشته باشند.
از همین منظر، برگزاری شبی از مجموعه «شبهای خوزیها» به پاس سالها تلاش این بانوی فرهنگی، تنها یک مراسم تجلیل نبود؛ نوعی بازگرداندن خاطره به جامعه بود. دکتر محمد مالی با همراهی و همت شاگردان فخری البودویرج، یکی از شبهای این مجموعه را به عنوان «شب معلم» به او اختصاص داد؛ شبی که حضور اهالی هنر و رسانه و شاگردان قدیمی، نشان داد رابطه میان معلم و شاگرد با پایان سالهای آموزش تمام نمیشود.
گاهی شاگرد، سالها بعد برمیگردد تا به معلمش بگوید: «آن روزهایی که مرا تشویق کردید، بیاثر نماند.»
این شاید زیباترین شکل قدردانی باشد؛ اینکه نتیجه تلاش یک مربی را نه در لوح تقدیر، بلکه در زندگی شاگردانش ببینیم.
فخری البودویرج از نسلی است که فرهنگ را با صبوری و ارتباط انسانی پیش بردند؛ نسلی که باور داشت کتاب میتواند دوستی برای یک کودک باشد، هنر میتواند مسیر یک نوجوان را تغییر دهد و یک مربی میتواند در ساختن آینده یک انسان سهم داشته باشد.
امروز که بسیاری از آن کودکان دیروز، خود به هنرمند، نویسنده، روزنامهنگار، فعال فرهنگی و رسانهای تبدیل شدهاند، میتوان فهمید که بذرهایی که سالها پیش در فضای ساده کانون کاشته شد، بیثمر نمانده است.
نام فخری البودویرج، برای کسانی که آن سالها را به یاد دارند، یادآور روزهایی است که یک مربی با هنر و محبت، دست کودکان را گرفت و آنها را به سمت کتاب، فرهنگ و زندگی هدایت کرد.
برای این بانوی اثرگذار، که بخشی از خاطره فرهنگی چند نسل از کودکان و نوجوانان اهواز را ساخته است، آرزوی سلامتی، سربلندی و سالهای پربارتر دارم؛ چرا که بعضی معلمان، حتی وقتی سالها از کلاس و کانون فاصله گرفتهایم، همچنان در گوشهای از زندگی ما حضور دارند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید