نهی مداخله خارجی در حوادث ایران؛ منتقدان داخلی و اپوزیسیون چه میگویند؟
ایران روزهای سخت و حساسی را میگذراند؛ روزهایی که معضلات و بحرانها در هم تنیده شده و اعتراضات آن گونه انباشته شده که در مواردی با خشونت نیز تلفیق شده است؛ اما ویژگی این دوره این است که برخی حتی گزینه «مداخله خارجی برای حل بحران امروز ایران» را مطرح کرده و آن را مشروع میشمارند.
به عنوان نمونه، به گفته دکتر مجاهدی، «برانگیختگی و تمایل افراد کمتر سیاسی و کنارهگیران عرفی به سوی دفاع از اعتراض و بلکه اعتراض خشونتبار (همان که «اغتشاش» خوانده میشود) و حتی استقبال از مداخلهای خارجی محسوس است.» حتی پیام فضلینژاد، نویسنده پیشین روزنامه کیهان در روزنامه اطلاعات (۳۰ دی) مینویسد: بیتردید باید استدلالهای کسانی را که حتی گمان میکنند دخالت خارجی به نفع آینده کشور است و از این رهگذر ایران تجزیه نخواهد شد، شنید و به نقد و مباحثه عالمانه گذاشت. نباید از این گفتوشنودها ترسید، بلکه بهتر است تا با جسارت نظری، راهی به سوی یک عقلانیت بینالاذهانی و مفاهمه بین نسلی ساخت.
بهانه چیست؟
عمده استدلال طیفی که گزینه کنش خارجی را مطرح می کنند، بیش از آن که ناظر بر نتیجه مداخله خارجی باشد، به امکان پذیری آن است. آنها ادعا میکنند مسیر اصلاح از داخل بسته است و از همین رو کنش خارجی تنها مسیر ممکن تحول است. با این حال نوعا زمانی که با این گروه درباره نتیجه مداخله خارجی و هزینه های آن گفت و گو می شود، نوعا یا به برخی شعارها و آرزوها اشاره میکنند و یا آنها هم به نامشخص بودن نتیجه تضمین شده اذعان دارند. در این فضاست که چهره ها و گروه های مختلف موضع خود را درباره پیامدهای مداخله خارجی بیان کرده اند.
استدلال نخبگان: نتیجه چیست؟
با طرح این انگاره در فضای تحلیلی جامعه، نخبگان مختلف به اعلام نظر پرداختهاند. محسن عبداللهی استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی در توییتی پرسیده است: «یک سوال: آیا در دهههای اخیر، موردی از مداخله نظامی خارجی -با هر بهانهای- سراغ دارید که باعث آزادی و دموکراسی پایدار، رفاه و توسعه کشور تحت مداخله شده باشد؟ فردای مداخلات نظامی، فروپاشی دولت و نظم مستقر است، بیآنکه جایگزین مورد توافقی برای آن در دست باشد.»
رضا شیبانی از آنچه «تبدیل رنج انسانی به «سرمایهی سیاسی» برای مشروعسازی حملهی خارجی» خوانده، انتقاد کرده و می نویسد: در حالی که هر فرد کشتهشده در اغتشاشات، فاجعهای انسانی و غیرقابل توجیه است، استفادهی ابزاری از این فاجعه برای عادیسازی جنگ، خود شکلی از خشونت ثانویه و اخلاقاً مردود است. تجربه تاریخی نیز بهروشنی نشان میدهد که حملهی خارجی نهتنها به کاهش خشونت نمیانجامد، بلکه آن را در مقیاسی فاجعهبار تکثیر میکند. عراق و افغانستان مثالهای زندهاند: کشورهایی که با وعدهی «آزادی» و «نجات مردم» مورد تهاجم قرار گرفتند، اما حاصل آن صدها هزار تا میلیونها کشته، فروپاشی ساختارهای اجتماعی، و زخمهایی عمیق و ماندگاری بود که هنوز ادامه دارند و هر روز ده ها کشته از حوادث امنیتی شان بی وقفه تولید می شود.

ناصر فکوهی، انسان شناس هم معتقد است: «جنگطلبی، مداخله نظامی خارجی و پروژههایی که بر فروپاشی، براندازی خشونتمحور یا تشدید تنش استوارند، از خطرناکترین اشکال گریز از عقلانیت اجتماعی بهشمار میآیند؛ مسیرهایی که نهتنها امکان بهبود وضعیت مردم را فراهم نمیکنند، بلکه جامعه را در چرخهای فرساینده و بازگشتناپذیر گرفتار میسازند.»
محسن برهانی در توئیتی آورده است: «باشرفها نگران تجاوز نظامی بیگانه به وطن هستند. ایران و حفظ آن در برابر تجاوز خارجی، اهمّی است که هیچ مهمّی از آن مهمتر نیست.»
محمد مالجو، اقتصاددان چپگرا که اخیرا نیز احضار شده بود، در مطلبی با عنوان « گذار با امضای بیگانه؟» می نویسد: «خطرناکتر از خود جنگ اصلاً خیالِ فریبندۀ «میانبُرِ رهایی» است. تاریخ معاصر با سماجتی تلخ تکرار کرده است که اگر حملهای خارجی به گذار از نظم سیاسی مستقر بینجامد، موتور تغییر نه در دست جامعه که در اختیار قدرت مداخلهگر خارجی خواهد بود. چنین عاملیتی، حتی اگر با زبان نجات و حقوق بشر سخن بگوید، به همان اندازه عاملیت مردمی را از کار میاندازد که امروز از فقدانش رنج میبریم، زیرا زمان و جهت و حدود تغییر از بیرون تعیین میشود نه از دل کشاکش اجتماعی و کنش جمعی درون کشور.
در این سناریو اصولاً انتخاب حاکمان بعدی نیز فقط از بیرون به عمل میآید. مسئلۀ محوری امروز ما، یعنی گسست قدرت از رأی و ارادۀ مردم، حل نمیشود بلکه صرفاً تغییر چهره میدهد. حاکمانی که با چتر حمایت خارجی بر زمین ایران فرود میآیند، ناگزیر به صاحبِ همان چتر پاسخگو خواهند بود نه به جامعهای که هزینۀ ویرانی را پرداخته است. بدینترتیب، فقدان حاکمیت مردمی نه رفع که بازتولید میشود، اما اینبار با مهر و امضای قدرتی دیگر.»
وی می افزاید: «افزون بر این، مداخلۀ خارجی گوهر اعتماد اجتماعی را میفرساید و شکافهای هویتی را تشدید میکند. سیاست ملی، بهجای گفتوگو و سازش اجتماعی، بیشازپیش میلیتاریزه میشود و وابستگی ساختاری به بیرون عملاً استقلال تصمیمگیری در درون را میبلعد. رهایی پایدار، هرچند دشوار و کُند و پرهزینه، نه از آسمانی که حامل بمب و پهپاد است بلکه از دل تقویت عاملیت جامعه و سازمانیابی مستقل و کنش جمعی آگاهانه و پیگیر برمیخیزد.»

همچنین به گفته دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا، «چون مردم فکر میکنند قادر به تغییر در نظام اقتصادی و سیاسی کشور نیستند، عدهای نجات از طرف نیروهای خارجی را در جامعه ترویج میکنند. اما تجربه سوریه، لیبی و کشورهایی از این دست نشان میدهد که هیچ نجاتی از خارج کشور برای ملتها حاصل نمیشود. اگر اصلاحات از داخل کشور صورت نگیرد، زیانهای جبران ناپذیری برای کشور اتفاق میافتد.»
فاطمه کریمخان، مترجم هم کتابِ «مبارزه برای آینده عراق» را منتشر کرده و نوشته است: شاید خواندن این کتاب بخشی از سردرگمی فعلا موجود در مورد ثمرات دخالت خارجی در ایران را تغییر دهد. «مبارزه برای آینده عراق»، یکی از سه منبع مهم در مورد تاریخ معاصر عراق است که توضیح میدهد اهداف واقعی دخالت خارجی در عراق هرگز ربطی به «نیویورک کردن بغداد» و «توسعه» و «دموکراسی» و هر خواب قشنگ دیگری که ممکن است ببینید نداشته است.
موضع منتقدان داخلی، تاسف شدید از وقایع دی، نه به مداخله خارجی
رخدادهای تلخ تیر ماه ۱۴۰۴، به خشونت کشیده شدن اعتراضات معیشتی و جان باختن تعداد زیادی از هموطنانمان در این وقایع، زبان انتقاد و پیشنهاد بسیاری از جریانها، فعالان و چهرههای سیاسی کشورمان را به منظور راهکارجویی برای عبور از وضعیت موجود کشور باز کرد.
در این میان به رغم وارد کردن انتقادات بسیار به شیوههای حکمرانی و سیاست داخلی و خارجی نظام، اغلب جریانها و چهرههای سیاسی، بر یک مساله هم نظر هستند؛ اینکه مداخله خارجی محکوم بوده و در مسیر تحقق خواستههای مردم ایران نیست. در برابر، راه عبور از مشکلات و کاستیهای کنونی از روندهای درونزا و ملی میگذرد.
حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین در سخنانی اظهار کرد: پیام مردم در ۲۲ دی این بود که اعتراض به حق است اما در برابر دخالت خارجی میایستیم. در جنگ ۱۲ روزه هم مردم همین را گفتند به دشمنان خارجی. وی البته افزود: بعد از ۴۷ سال انقلاب، اگر یک نفر امروز در جمهوری اسلامی ایران امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم؛ حتی یک نفر، حالا آن یک نفر را هرچه شما میخواهید اسمش را بگذارید. به گفته روحانی، «اگر ما میخواهیم در برابر قدرت خارجی بایستیم، آن چیزی که آنی و فوری است، ساختن یک ملت متحد است.»
سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات هم ۲۵ دی ماه در بیانیهای با اشاره به شکل گیری یک توطئه بزرگ برنامه ریزی شده علیه همبستگی ملی و یکپارچگی ایران آورد: «بازگشت به جمهوریت فراموش شده و اسلامیتی که جمهوریت را با همه ابعاد و لوازم آن می پذیرد، و توسعه توأم با عدالت را محور و مدار سیاست خارجی و داخلی می داند، و منافع ملی مردم و عزت آنان را رویکرد اساسی خود قرار می دهد، کم هزینه ترین و پرفایده ترین راه برای برون رفت از وضعیت نگران کننده کنونی است. و این امر مستلزم تغییرات ساختاری، نهادی و رویکردی در نظام حکمرانی و به رسمیت شناختن حقوق اساسی ملت خواهد بود. در این صورت است که توطئه بدخواهان بیرونی و درونی نقش بر آب خواهد شد، دردها و درماندگی مردم رو به درمان خواهد رفت و شاهد افزایش روز افزون رضایت و اعتماد و مشارکت مردم که بنیاد اقتدار و عزت و عظمت کشور است، خواهیم بود.»
جبهه اصلاحات ایران هم دهم بهمن ماه در بیانیهای هشدار داد، اصرار بر سیاستهای پیشین و عدم توجه به صورت مساله نارضایتیها پس از فروکش کردن اعتراضات، بهترین راه را برای اجرای نقشههای شوم بدخواهان علیه استقلال و تمامیت ارضی کشور بیش از پیش فراهم خواهد کرد. بنابراین تأکید میکنیم نباید به قیمت رضایت خواص و اقلیتی محدود، مقدرات کشور به بازی گرفته شود. این جبهه همچنین درباره خطر «کشیدهشدن کشور به سوی درگیریهای نظامی و مداخلات خارجی» هشدار جدی داد.
مخالفت بخشی از اپوزیسیون با دخالت خارجی
علاوه بر منتقدان درون نظام، شمار زیادی از چهرهها و گروههای اپوزیسیون نیز بر این موضع که «مداخله خارجی راه عبور از چالشهای داخلی نیست» تاکید داشتند؛ گزارهای پرتکرار در بیانیهها و موضعگیریهای اخیر بسیاری از نخبگان منتقد است، حتی کسانی که از رویکرد انتقادی سیاستهای داخلی و خارجی کشور را به چالش میکشند.
این موضع بخشی جدی از اپوزیسیون و کسانی که در پی تحولات ساختاری در سیاست کشور هستند هم هست؛ کسانی که خواستار تحول جدی هستند و گرچه انتقادات شدیدی به مسئولان جمهوری اسلامی دارند، اما تاکید دارند که این تحول باید از سوی مردم ایران انجام شود، نه با دخالت و زور کشورهای خارجی.
یکشنبه ۲۸ دی ماه ، ۱۴ تن از شخصیتهای خارج از کشور بیانیهای با عنوان «بیانیه ۱۴ امضایی در محکومیت خشونت و مداخله خارجی و دفاع از اعتراض مردم ایران» صادر کردند. نامهایی چون مسعود ادیب، عبدالعلی بازرگان، حمید دباشی، علیرضا رجایی، عبدالکریم سروش، حسن فرشتیان و محسن کدیور در میان امضاکنندگان این بیانیه به چشم میخورد. در این بیانیه تاکید شده که هرگونه مداخله خارجی در کشور عزیزمان ایران سراسر و بی اما و اگر محکوم است. آنها با تاکید بر اینکه «سرنوشت ایران به دست ایرانیان رقم خواهد خورد و بس» به قدرتهای جهانی هشدار دادهاند با مداخلات نابجای خود اوضاع ایران را پیچیدهتر از این نکنند.
میرحسین موسوی، نهم بهمن ماه در بیانیهای در مورد وقایع دی ماه خاطرنشان میکند که استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور تنها به دست مردم و بدون مداخله خارجی امکان دارد. «مهدی کروبی» هم دهم بهمن در بیانیهای، تنها راه برون رفت مسالمتآمیز از این بحران را رجوع به مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک همهپرسی آزاد دانست و تاکید کرد: رسیدن به آزادی و دموکراسی در أراده بیدار یک ملت و یکی شدن آنان تحقق پیدا خواهد کرد نه در بمبهای دول خارجی.
روز ۱۲ بهمن هم ۴۰۰ فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از جمله احسان شریعتی، سیدهاشم آقاجری، تقی آزاد ارمکی، مصطفی ملکیان و …در بیانیهای مداخله خارجی را کاملا نفی و استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور را تنها بر مبنای خواست و اراده ملت و تنها به دست مردم و بدون مداخله خارجی دانستند.
همبستگی جمهوریخواهان ایران هم ۱۰ بهمن با انتشار بیانیهای به حمایت از رهبری درونزا در ایران برای گذار پرداخت و آورد، همیشه از تغییرات درونزا، مستقل و متکی بر نیروی جامعه ایران حمایت کرده است و خواهد کرد. آینده ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد؛ این هدف با قیممآبی، پروژهسازی بیرونی و معامله بر سر حق و کرامت شهروندان محقق نخواهد شد.
بیانیههای دیگری هم از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی هم منتشر شده که مخالفت خود را با مداخله خارجی صراحتا عنوان کردند. در همین چارچوب روز ۱۰ بهمن بیانیهای با عنوان « نه به مداخله نظامی و معامله بر سر ایران؛ دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ملی» با امضای چند چهره سیاسی طیف ملی از جمله جمال صفری، فرید انصاری، محمود دلخواسته و رحیم کاظمی سرشت منتشر شد که در آن میخوانیم: ما امضاکنندگان این بیانیه، مداخله نظامی در ایران را — چه در قالب حمله مستقیم و چه از طریق مزدوران موسوم به اپوزیسیون — جنایتی علیه موجودیت ایران دانسته و آن را به قاطعترین شکل محکوم میکنیم.
این بیانیه در ادامه با اشاره به تجربه ویرانیهای عراق، لیبی و سوریه تصریح میکند: هرگونه اقدام نظامی تحت هر عنوانی، نه برای «رهایی مردم»، بلکه با هدف نابودی زیرساختها، کشتار جمعی و تجزیه ایران صورت میگیرد. اشک تمساح دونالد ترامپ برای قربانیان، در حالی که خود و متحدانش محرک اصلی تنشها هستند، جز فریب افکار عمومی نیست. اگر مدعیان دموکراسی به دنبال حمایت از ملت ایران بودند، با لغو تحریمهای فلجکننده ، راه تنفس را بر طبقه متوسط نمیبستند. تحریمهایی که تنها به تقویت رانتخوارانِ رژیم و تضعیف مردم منجر شده، هدفش از کار انداختن موتور محرکه تغییر داخلی است تا ایران را به سمت فروپاشی هدایت کند.
جمعبندی
واقعیت آن است که با رخدادهای پیش آمده که بخشی ناشی از عملکردهای نادرست داخلی و بخشی فشار و تبلیغات بیرونی است، موضوع مداخله خارجی دست کم برای بخشی از جامعه مطرح شده و برخی در پی مشروعیت بخشی به این رویکرد هستند؛ امری که البته با مواضع صریح نخبگان در گروههای متنوع از حامی و منتقد و اپوزیسیون نظام مواجه شده است. در عین حال به نظر میرسد در کنار لزوم فعالیت تبیینی درباره پیامدهای مداخله بیرونی، آنچه میتواند این گزینه را در چشم مردم کمرنگ کند، بروز کنشهای اصلاحی و تاثیرگذار در داخل است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید