پایان ۱۴ سال انتظار؛ از کلاسهای داغ کانکسی و نیش عقرب تا مدرسه نوساز دعبل
آخرین نفسهای اتاقک شیروانی؛ بوی سیمان تازه، جای زنگار کانکس را گرفت
مدرسه دعبل خزاعی (دبستان شهید محلاتی قدیم )یکی از مدارس روستای مبارکه ۳ از توابع شهرستان کارون است که به همراه ۱۳ مدرسه از روستاهای همجوار شهرستان کارون طی ۱۴ سال گذشته زیر مجموعه مجتمع صناعی ۲ بودند . اما به قول سید عیسی موسوی که سال ۸۹-۹۰ درآنجا سمت مدیریت را داشت نمای مدرسه زمین تا آسمان تغییر کرده و قابل مقایسه با مدرسه ای دیگر نیست که تنها چیزی که از آن در ذهنش مانده مدرسه کلنگی فروریخته با دو کانکس قدیمی و سرویس بهداشتی مخروبه و زنگ زده است . اشک در چشمان آقای موسوی جاری شده و پس از لحظه یی سکوت می گوید: ” انگار همین دیروز بود که به این مدرسه آمدم ” یادش بخیر دوره سختی بود اما پس از گذشت سالها از آن مدرسه کپری و کانکسی ، ساختمان جدید، سختی های آن زمان را از یادم می برد .

کار در این گونه مدارس سخت بود . زمستان ها بخاطر بارندگی، درس دادن در کانکس یا بهتر بگویم همان اتاقک های فلزی کوچیک که جایی برای تحرک دانش آموزان نداشت ، مشکل ساز می شد ؛ زیرا میز و نیمکت ها خیس بودند و احتمال سرماخوردگی بچه ها که آن زمان ۱۲ نفر بودند وجود داشت و احتمال برق گرفتگی هم پیش بینی می شد؛ چاره ای نبود جز اینکه روزهای بارانی در اتاقک شیروانی خشت گلی و آجری که ۲۰ متر با ساختمان خود مدرسه فاصله داشت و دیوار به دیوار مدرسه بود و هیچ میز و نیمکتی نداشت بچه ها را درس بدهیم . جلوی این ساختمان فرسوده و رنگ باخته مجبور بودیم چند لاستیک ماشین بگذاریم که پای بچه ها در روزهای بارانی در شن و ماسه فرو نرود و بچه ها با کفش گل گلی وارد کانکس نشوند . دانش آموزان آن زمان ادعایی نداشتند و حاضر بودند حتی در یک کانکس درس بخوانند فقط معلم باشد که آنها را درس بدهد . بعد از فروردین ماه هم مشکلات به گونه ی دیگر خود را نمایان می کرد و بچه های دبستانی باید روی نیمکت هایی که از شدت گرما ی تابستان مثل تنور داغ می شدند و شدت گرما حواسی برای یادگیری نمی گذاشت، می نشستند و درس می خواندند و روزگار برای معلم و شاگرد سخت می گذشت .
دبستان شهید محلاتی قدیم، بدون حصار بود و گاه سگ های ولگرد و جانواران موذی و مار و عقرب هم وارد مدرسه می شدند . یادم هست یک بار عقرب پای یکی از دانش آموزان را نیش زده بود و مرکز بهداشت روستا هم از مدرسه، فاصله زیادی داشت و باید دست به کار می شدم . با کمک یکی دیگر از دانش آموزان ششم دبستانی ، تیغی را حرارت داده و با آن محل نیش عقرب را خراش داده تا زهری که وارد بدن شده بود خارج کنیم . بعد کمپرس یخ گذاشتیم و با پارچه محل زخم را بستیم و بعد از مرکز بهداشت به مدرسه رسیدند و او را به مرکز درمانی انتقال دادند .

هشت سال در این مدرسه کار کردم آن موقع ۳۲ سال سن داشتم .سه سال اول هم مدیر و هم آموزگار بودم .بعد دو همکار دیگر به کادر ما اضافه شد و آمار دانش آموزان به ۲۵ نفر رسید . یکی از مشکلات مهم ما تردد بود . یادم هست ۲۹ صفر و ساعت ۵ عصر بود .ماشینی که سوار آن شدیم تا از مدرسه به منزل برگردیم با یک ماشین پژوه پارس تصادف کرد . نزدیک روستای اسلام آباد شهرستان کارون این تصادف رخ داد و ماشین ما ۱۰ چرخ خورد و چپ شد ،چون راننده پژوه پارس دچار خواب آلودگی شده بود. همکار ما خانم مرادی از شدت این حادثه بیهوش شده بود و من هم درد شدیدی در گردن احساس می کردم. اهالی دور ماشین ما جمع شده بودند و به آمبولانس تماس گرفته بودند . ما را به بیمارستان گلستان انتقال دادند . ۴ بخیه به سر من زده شد و هنوز درد داشتم. خانم مرادی هم دچار در رفتگی پا و کوفتگی شدید عضلات شده بود ولی خدا را شکر بعد از مدتی بهبود پیدا کردیم . مشکلات خودمان را نادیده می گرفتیم ، اما از مشکلاتی مانند دوزبانه بودن دانش آموزان ، بی سوادی ۵۰ درصدی والدین و معشیت دانش آموزان نمی توانستیم به راحتی بگذریم و باید با ملاحظه همه این موارد کار تدریس را انجام می دادیم و این خود بار مسئولیت ما را دوچندان می کرد .

یادم می آید همان سال برادران جهادی و بسیجی و مدیر آموزش پرورش شهرستان کارون و رییس حراست شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی از دبستان شهید محلاتی بازدید کردند و وقتی شرایط نامطلوب فضای آموزشی را دیدند ،قول مساعد دادند که به زودی مدرسه جدید بسازند . ۹ ماه بعد بالاخره شاهد اتمام ساختمان مدرسه بودیم و شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی حرف های خود را عملی کرد و این برای همه اهالی و به ویژه معلمان یک رویایی شیرین بود که به واقعیت پیوست .من به اهالی قول داده بودم تا وقتی این کانکس ها جمع آوری نشود و مدرسه جدید ساخته نشود از اینجا نمی روم .وقتی مدرسه ساخته شد، خدا را شکر می کردم که بالاخره تلاش ها به ثمر رسید و دانش آموزان روستای مبارکه ۳ هم مانند دیگر روستاها دارای مدرسه شده اند .
مهاجرت روستاییان به خاطر نبود فضای آموزشی
“مجید باوی “دهیار روستای مبارکه ۳ از روزهایی می گوید که این روستا از داشتن مدرسه معمولی محروم بود و امکاناتی برای آموزش دانش آموزان نداشت . تعداد ۶۳ خانوار و بیش از ۲۶۰ نفر در روستای مبارکه ۳ ساکن هستند. آن سالها مدرسه ای که در روستا داشتیم امکاناتی نداشت و کلاس های درس در کانکس قدیمی برگزار می شد .سالیان سال با هر ارگانی که فکر می کنیداین موضوع را اپیگیری کردیم تا مدرسه برای دانش آموزان این روستا ساخته شود اما هیچ نتیجه ای حاصل نشد. نبود فضای آموزشی مناسب باعث مهاجرت برخی اهالی شده بود و برخی به شهرستان یا شهرهای همجوار مهاجرت کرده بودند و تنها دلیل مهاجرت اهالی، نبود فضای آموزشی مناسب بود .
مدت زیادی به همین منوال گذشت تا اینکه فرصتی پیش آمد ، رئیس آموزش پرورش شهرستان کارون ،برخی خیرین و گروههای جهادی و رییس شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی در آن دوران از مدرسه شهید محلاتی روستای مبارکه ۳ بازدید کردند .می توان گفت این اولین و آخرین بازدید مسئولان از شرایط دبستان شهید محلاتی بود که به ثمر نشست . کم کم ساخت مدرسه توسط شرکت توسعه نیشکر دعبل خزاعی قوت گرفت و بعداز گذشت ۹ ماه از عملیات اجرایی ، در مهر سال ۱۳۹۷ به نام دبستان دعبل خزاعی گشایش یافت و سرنوشتی جدید برای دانش آموزان روستای مبارکه ۳ رقم خورد و همه اهالی آن روز را در منزل شان جشن گرفتند و خوشحال بودند .

واقعیت این است که شرکت کشت وصنعت دعبل خزاعی قدم های بسیاری برای محرومیت زدایی و حمایت از دانش آموزان مناطق محروم برداشت که نمونه آن توزیع ۲ هزار نوشت افزار در سطح روستاهای اطراف شرکت و تعمیر برخی سیستم های خنک کننده مدارس ، اشتغالزایی روستایی و فعال کردن صنعت گردشگری روستایی بوده است که جای تقدیر از این شرکت است .
دیدگاه وی در خصوص جشنواره شکرستان هم براین است که برخی روستاهای اطراف شهرستان کارون دارای پتانسیل گردشگری هستند و این جشنواره باعث معرفی ظرفیتهای گردشگری منطقه و توسعه اقتصاد روستایی شده است . برپایی جشنواره شکرستان علاوه بر اثرگذاری بر اشتغالزایی زنان روستایی وصنعت گردشگری و حمایت از تولید ،باعث آشنایی هر چه بیشتر دانش آموزان با صنعت نیشکر شده است چرا که هر سال دانش آموزان روستاهای همجوار را برای بازدید از این جشنواره اعزام می کند .
از نگاه دهیار روستای مبارکه ۳ ، برپایی این جشنواره منشا خیر و برکت برای مناطق روستایی و ایجاد شور و نشاط اقشار مختلف روستاییان به ویژه کشاورزان می شود و رونق اقتصاد روستایی را در پی دارد . اهالی منطقه از برپایی این جشنواره خوشحالند وخواستار ادامه این گونه ها جشنواره ها هستند .

برای ادامه گزارش به اتفاق روابط عمومی شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی راهی این مدرسه می شویم. فضای مدرسه بسیار وسیع و پرچم کشورمان در کنار ساختمان مدرسه به اهتزاز در آمده است . دیوار کلاس ها آجری و سه کلاس در آن وجود دارد . حیاط مدرسه آسفالت و برای صف کشی مرتب دانش آموزان خط کشی شده و بخش دیگری از حیاط مدرسه هم به زمین بازی بسکتبال دانش آموزان تبدیل شده است . وارد کلاس های درس می شویم تا از وضعیت کلاس های درس مطلع شویم . دریکی از کلاس های درس به علت تعداد محدود دانش آموزان در پایه های مختلف ، معلم چند پایه تدریس می کند . معلم آنها خانم ساکی است که مسئولیت مدیریت کنونی مدرسه را هم بر عهده دارد . او ضمن خوشامدگویی به گروه خبرنگاران و بیان برخی از مشکلات دانش آموزان مناطق محروم ، از بانیان ساخت مدرسه دعبل خزاعی تشکر می کند .

فضای کلاس مناسب و نیمکت ها رنگ و نمای تازه دارند روی هر نیمکت دو دانش آموز نشسته اند . دانش آموزان با ورود ما به کلاس سر پا ایستاده و با لبخند پر مهر و زیبایشان به ما خوشامد می گویند . دیوار کلاس مزین به کاردستی های دانش آموزان شده است . الهه از دانش آموزانی است که می گوید برادرش قبلا در کانکس ها درس خوانده ولی او خوشحال است در مدرسه جدید درس می خواند و تنها آرزویش این است که درسش را ادامه دهدو معلم بشود.
علیرضا دیگر دانش آموز این کلاس است که از امکانات مدرسه راضی بوده و از شرکت کشت وصنعت دعبل خزاعی برای ساخت این مدرسه تشکر می کند .او تنها یک خواسته دارد که جلو معلمش بیان می کند ” لطفا ما را به پارک ببرید ” .
عباس همکلاسی علیرضا است و می گوید : برادرم در این مدرسه سالهای قبل در کانکس ها درس می خواند ولی الان دیگه در دانشگاه درس می خواند . منم می خواهم درس بخوانم و سرباز بشوم و در راه دفاع از میهن با دشمنان بجنگم .
آیدا دانش آموز کلاس دوم دبستان و درحال نقاشی کردن است. وقتی از او درباره مدرسه اش می پرسیم لبخند زده و می گوید معلم به ما خیلی خوب درس می دهد و همه چیز خوب است هیچ مشکلی نداریم.

ضرورت تامین فضای آموزشی برای دانش آموزان روستایی
دیناروندی هم از دیگر معلمانی است که به دانش آموزان این مدرسه درس می دهد. او از شهرستان کارون به مدرسه دعبل خزاعی می آید . سال گذشته دهیار روستا برای تردد آنها از شهرستان کارون به روستای مبارکه ۳ همکاری کرد و امسال قرار شده شرکت توسعه نیشکر دعبل خزاعی این مشکل را حل کند . سالهای گذشته مشکل قطعی آب وبرق از مشکلات روستا بود و امسال خدا را شکر چنین مشکلی ندارند .
” دیناروندی “از امکانات مدرسه دعبل خزاعی اظهار رضایت کرده و امیدوار است شرایط به گونه ای بشود که دانش آموزان تا سطح متوسطه اول هم بتوانند دراین مدرسه درس بخوانند .او براین باور است که بیشتر دختران در مناطق روستایی به خاطر عدم نبود فضای آموزشی مناسب از ادامه تحصیل محروم می شوند چرا که مجبورند برای ادامه تحصیل به روستایی دیگر یا شهر بروند که ادامه تحصیل را برایشان دشوار می کند . لذا نیازمند همراهی آموزش وپرورش شهرستان کارون برای اخذ مجوز هستیم تا درتایم مخالف مقطع ابتدایی بتوان مقطع متوسطه اول را فعال کرد؛ هرچند برای این کار هم باید معلمان از مناطق شهری به این مناطق روستایی محروم اعزام شوند اما می توان به هدف رسید و بدین ترتیب از ترک تحصیل اجباری زود هنگام دختران در مناطق روستایی پیشگیری کرد .
از منزل تا مدرسه راهی نیست؛ پیاده می آیم
در بین صحبت های ما با خانم معلم ، دانش آموزی که گیره سبز رنگی بر موهای مشکی اش زده کتابش را جلو دهان گرفته تا دندان نیشش که افتاده کمتر به چشم ما بخورد و با حسی آکنده از غرور می گوید : خانم پدر من در نیشکر کار می کند و برایمان خیلی زحمت می کشد . من معلمم را دوست دارم و می خواهم آینده معلم بشوم تا زحمات پدر و مادر و معلمم را جبران کنم .
دانش آموز دیگری که او را حسین صدا می زنند دستش را بلند کرده و این سخن را به زبان می آورد : از منزل مان تا مدرسه راهی نیست . پیاده می آیم و نیازی نیست پدرم برای من سرویس مدرسه بگیرد . مدرسه را دوست دارم و آینده می خواهم فوتبالیست شوم و در تیم ملی بازی کنم.
احداث مدرسه دعبل خزاعی برابر با حذف مدارس کانکسی
پس از شنیدن صحبتهای دلنشین و نقطه نظرات دانش آموزان و معلمان جویای اقدامات شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی درحوزه مسئولیت های اجتماعی می شویم که مدیر عامل شرکت دعبل خزاعی اینگونه به ما پاسخ می دهد .
مهندس سید محمد رضا علم الهدائی ، ساخت و تجهیز مدارس روستایی، تأمین سالانه لوازمالتحریر اعم از کیف و سایر مایحتاج دانشآموزان، سرویس و تعمیر تجهیزات سرمایشی مدارس (از جمله کولرها) و تامین سرویس رفت و برگشت معلمان و مدیران مدارس روستایی را از جمله اقدامات انجام شده عنوان می کند.
“مهندس علم الهدائی” تصریح می کند : این شرکت در بعد فرهنگی و آموزشی نیز با برگزاری مراسم آغاز سال تحصیلی، تجلیل از دانشآموزان برتر و پذیرفتهشدگان مدارس تیزهوشان، روحیه تلاش و انگیزه را در میان دانشآموزان تقویت کرده است.
وی ،به سوال ما ” در حوزه بهداشت و درمان مناطق روستایی چه اقداماتی توسط شرکت دعبل خزاعی انجام شده است ؟ ” اینگونه پاسخ می دهد : اجرای پویشهای بهداشتی و درمانی در سطح روستاها، مدیریت حوادث جادهای و تأمین خاک و نصب نیوجرسی در محور اهواز – آبادان برای جداسازی مسیر و پیشگیری از تصادفات جادهای ، اقدامات شاخص این شرکت در راستای تأمین امنیت و آرامش جامعه روستایی درحوزه
خدمات اجتماعی و ایمنی بوده است .
بوی سیمان تازه ، جای زنگار کانکس را گرفت
مهندس علم الهدائی با اشاره به اینکه این شرکت در توسعه اقتصادی مناطق پیرامونی همواره اشتغالزایی پایدار را اولویت های اصلی خود قرار داده تصریح می کند : با بهرهگیری از ظرفیتهای محلی و توان نیروی انسانی بومی، زمینه اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و اجرای طرح های کشاوری وخدمات پشتیبان تعداد قابل توجهی از ساکنان روستاهای اطراف را فراهم کرده ایم ؛ بهگونهای که بیش از ۹۰ درصد از کارکنان شرکت از نیروهای بومی روستاهای همجوار هستند.
وی می گوید : شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی با هدف ارتقای زیرساختهای آموزشی و ایجاد محیطی ایمن و استاندارد سال ۱۳۹۷ مدرسهای جدید در روستای مبارکه ۳ احداث کرد که این کار منجر به حذف مدرسه کانکسی گردید .
وی می افزاید :شرکت دعبل خزاعی این اقدام را نه تنها بهعنوان یک تعهد اجتماعی، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری در آینده فرزندان این سرزمین میداند و همچنان در مسیر توسعه آموزشی، حمایت از مدارس محروم و گسترش عدالت آموزشی در روستاهای پیرامونی گام برمیدارد.
پایان دبستان دربرخی روستاها مساوی پایان مدرسه
معلمی در مناطق روستایی و بعضا صعب العبور بسیار سخت و طاقت فرساست و مشکلات زیادی به دلیل کمبود حقوق و تامین نبودن معیشت معلم ایجاد می شود و مهمتر اینکه کار فرهنگی کردن در کشور بسیار سخت است اما سید عیسی موسوی دیگر به محیط روستا عادت کرده بود و حتی اگر به او پیشنهاد می شد در مدارس شهر درس بدهد سریعا مخالفت می کرد. آرزوی سید عیسی موسوی مدیر اسبق دبستان شهید محلاتی (دبستان دعبل خزاعی ) که اکنون دکترای الهیات واستاد دانشگاه آزاد است تنها در یک جمله خلاصه می شود اینکه “امیدورام هیچ جای ایران مدرسه سنگی وکانکسی نبینیم و مشکلات تردد معلمان به مناطق روستایی حل شود” .
واقعیت این است که چه در کانکس و کپر و چه در مدرسه رسمی، اغلب بچه های روستا تا کلاس ششم را می خوانند اما بعد از آن، سرنوشت خیلی هایشان به ویژه دخترها تغییر می کند. پسرها می توانند برای دبیرستان به روستاهای دیگر یا شهر بروند اما برای دخترها این امکان وجود ندارد و به این ترتیب، پایان دبستان برای بسیاری از دخترهای روستایی مساوی است با پایان مدرسه و در موارد زیادی، ازدواج های زودهنگام.
سه چهار سال قبل وقتی با دخترهایی مواجه شدم که می گفتند: “ما می خواهیم درسمان را ادامه دهیم اما اینجا دبیرستان نداریم” تصمیم گرفتم مردم را برای انجام یک کار بزرگ دعوت کنم؛ مدرسه سازی. مگر میشود انسان کار خیری انجام بدهد و نتیجه آن را نبیند، نباید منتظر باشیم دولت برای احداث مدرسه گام بردارد بلکه باید در این مسیر از آن سبقت بگیریم، چون نهادن یک خشت برای ایجاد فضای مدرسه اقدامی برای خودمان است. خروجی ساخت مدرسه، امنیت، توسعه و افتخار است که شامل حال تمام افراد جامعه میشود زیرا همه ما به یکدیگر وابسته هستیم و موفقیتها از آن همه است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید