خوزستان؛ در حاشیه بارورسازی ابرها
✍ لفته منصوری/ آسمان خوزستان این سالها بیش از آنکه باران ببارد، خاک و دود بر زمین میپاشد. تالابهایی که روزگاری چون نگینی در دل جلگه میدرخشیدند و مایه حیات هزاران پرنده، ماهی و مردم بودند، امروز زیر آفتاب سوزان میخشکند و به آتش کشیده میشوند. تالابهای شادگان، هورالعظیم، بامدژ و میانگران روزگاری پرآب بودند […]
✍ لفته منصوری/
آسمان خوزستان این سالها بیش از آنکه باران ببارد، خاک و دود بر زمین میپاشد. تالابهایی که روزگاری چون نگینی در دل جلگه میدرخشیدند و مایه حیات هزاران پرنده، ماهی و مردم بودند، امروز زیر آفتاب سوزان میخشکند و به آتش کشیده میشوند. تالابهای شادگان، هورالعظیم، بامدژ و میانگران روزگاری پرآب بودند و نزدیک به ۱۷–۱۸ کارکرد حیاتی داشتند؛ از تعدیل دما و رطوبت استان گرفته تا حفظ تنوع زیستی و تأمین معیشت مردم منطقه.
آمار شیلات نشان میدهد در سالهایی نهچندان دور، میزان صید ماهی از تالاب شادگان و هورالعظیم معادل صید دریا بود؛ بهطور متوسط سالانه ۸۰۰۰ تن ماهی از این دو تالاب و ۸۰۰۰ تن از دریا صید میشد. این خود نمایانگر ظرفیت بیبدیل تالابهای خوزستان در تغذیه و اشتغال مردم است. اما امروز همان خاکی که در حالت طبیعی با باد ۱۰ متر بر ثانیه دچار فرسایش میشد، اکنون با وزش بادی تنها سه متر بر ثانیه به هوا بلند میشود و زندگی را به کام مردم تلخ میسازد.
پروژههای انتقال آب از سرشاخهها، کاهش دبی رودخانههای خوزستان و بالا رفتن EC آب، کیفیت منابع آبی را بهشدت کاهش داده و امکان حیات طبیعی در تالابها و زمینهای کشاورزی را محدود کرده است. در بخش عراقی هور که دو سوم مساحت این پهنه آبی را در بر میگیرد، شرایط بهمراتب وخیمتر است. کاهش ورودی آب دجله باعث شعلهور شدن گسترده تالاب و برخاستن دود متراکم شده است. دود ناشی از این آتشسوزیها مرزی نمیشناسد و شبها و روزهای نفسگیر را به مردم بستان، رفیع، دشت آزادگان، هویزه، اهواز و دیگر شهرهای استان تحمیل میکند.
*بارورسازی ابرها شاخهای از علم «تعدیل وضعیت هوا» است که با تزریق موادی مانند یدید نقره یا نمک به ابرها، بارش را تسهیل میکند.* این فناوری از دهه ۱۹۴۰ در جهان آغاز شد و امروز در کشورهایی چون آمریکا، چین، امارات و عربستان بهطور گسترده بهکار گرفته میشود. منافع آن روشن است: تأمین آب کشاورزی و شرب، افزایش ذخایر سدها، کاهش اثرات خشکسالی و کاستن از پیامدهای تغییرات اقلیمی.
تجربه کشورهای خاورمیانه نشان میدهد این فناوری دیگر یک تجربه آزمایشگاهی نیست، بلکه بخشی از سیاست رسمی مدیریت آب آنهاست. امارات متحده عربی با اختصاص سالانه بیش از ۲۰ میلیون دلار و پوشش ۶۰ درصد مساحت کشور، پیشگام منطقه شده و حتی از پهپادهای مجهز به لیزر و هوش مصنوعی بهره میگیرد. عربستان سعودی از دهه ۱۹۸۰ تاکنون حدود ۲۰۰ هزار کیلومتر مربع از غرب و جنوب خود را تحت بارورسازی قرار داده و سالانه ۱۰ میلیون دلار هزینه میکند. رژیم اشغالگر قدس با پوشش ۲۴ درصد خاک خود در شمال، یکی از نمونههای موفق در افزایش بارش بهشمار میرود. حتی کشورهای کوچکتری همچون قطر و اردن نیز به ترتیب ۱۷ و ۵ درصد خاک خود را تحت بارورسازی قرار دادهاند. در مقایسه، ایران تنها حدود ۶ درصد مساحت خود را – عمدتاً در زاگرس و البرز – مشمول این پروژهها کرده و سرمایهگذاری سالانه کمتر از ۵ میلیون دلار است.
در ایران نیز بیشتر پروژههای بارورسازی ابرها در استانهای مرکزی اجرا شدهاند؛ از حوضه زایندهرود و دریاچه ارومیه تا تهران، البرز، قزوین، مرکزی، قم، خراسان شمالی و رضوی. گزارشها نشان میدهد که این اقدامات در بهبود نسبی بارش و تقویت ذخایر پشت سدها مؤثر بودهاند.
اما پرسش اساسی اینجاست: *چرا خوزستان، قلب تپنده آب و کشاورزی و صنعت ایران، هنوز از این فناوری بیبهره مانده است؟* استانی که بزرگترین سدهای برقآبی کشور بر بستر کارون و کرخه ساخته شدهاند، اما مردمش برای آب شرب سالم در تنگنا هستند.
*پایان سخن*
نادیده گرفتن خوزستان در طرحهای بارورسازی ابرها، بیاعتنایی به سرزمینی است که همواره در خط مقدم پاسداری از ایران ایستاده است. *اگر دریاچه ارومیه سهمی از بارورسازی برده و زنده شده است، چرا تالابهای خوزستان باید تشنه بمانند؟* اکنون زمان آن رسیده است که تصمیمگیران ملی عدالت آبی را رعایت کنند، حقآبه تالابهای خوزستان را تضمین نمایند و بهرهگیری از فناوری بارورسازی ابرها را برای این استان در اولویت قرار دهند.
*خوزستان اگر سیراب شود، زندگی و امید در سراسر ایران جاری خواهد شد.*
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید